سینه ای سوخته در حسرت یک عشق محال

سینه ای سوخته در
حسرت یک عشق محال
نگهی گمشده در پرده رویایی دور
پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال

چه ره آورد سفر دارم
ای مایه عمر...؟


فروغ فرخزاد

دلتنگی یعنی

دلتنگی یعنی
اذان مغرب
به افق چشمان کسی . . .

میثم_پیرحیاتی

او را بـه مـن بـرسـانیـــــد!

او را بـه مـن بـرسـانیـــــد!

مـی‌ گـوینــــد آلـــــرژی ِ فصلــی دارم

و آنتـی‌هیستــــامیـن‌هـا

تنهـــــا بـاعـث مـی‌ شَـوَنـــــد بیشتــــر

خـوابـش را ببینــــــم.


"مــــژگـان عبـــــــاسلـو"

سکوت کن

سکوت کن
زیباترین سخن
حدیث دست‌های توست
بر روی میز

« شاعر : نزار قبانی »

روح ، لال است

روح ، لال است
صدایی ندارد که فریاد برآورد
باید تحمل کند
تحمل کند و
باز تحمل کند

« شاعر : اتل لیلیان وینیچ »

کاش محبوبم مثل غم بود و

کاش محبوبم
مثل غم بود و
تا همیشه پیش من می ماند

« شاعر : غادة السمان »

تو مثل هیچ کس نیستی

تو

مثل هیچ کس نیستی

و هیچ کس

مثل تو


حتی اگر

نامت را هزاران نفر

داشته باشند

تورا باید

از چشمهایت شناخت ...


#نیلوفر ثانی

قول دادم چشمانت را از دفتر خاطراتم پاک کنم

قول دادم چشمانت را از دفتر خاطراتم پاک کنم

اما نمی‌‌دانستم با این کار زندگی‌ام را

از صحنه‌ی وجود پاک خواهم کرد
و نمی‌دانستم -با وجود اختلاف کوچکمان-
تو منی و من توام.
بهت قول دادم که دوستت نداشته باشم
وای چه حماقتی
با خودم چه کار کردم؟
من از شدت صداقت دروغ می‌گفتم
و خدا را شکر که دروغ گفتم

"نزار قبانی"

چهره ات در برگ ها نهان بود

چهره ات در برگ ها نهان بود
برگ ها را یکان یکان چیدم
تا به کنارت بیایم
آخرین برگ را که چیدم
رفته بودی
آنگاه از برگ های چیده شده
گل تاجی بافتم
کسی را نداشتم تا به او بدهم آن را
بر تارک خود آویختمش

« شاعر : یانیس ریتسوس »