-
#علامه_دهخدا
جمعه 5 بهمن 1397 11:26
#علامه_دهخدا گویند در عصر سلیمان نبی پرندهاى براى نوشیدن آب به سمت برکهاى پرواز کرد، اما چند کودک را بر سر برکه دید، پس آنقدر انتظار کشید تا کودکان از آن برکه متفرق شدند .. همین که قصد فرود بسوى برکه را کرد، اینبار مردى را با محاسن بلند و آراسته دید که براى نوشیدن آب به آن برکه مراجعه نمود ... پرنده با خود اندیشید...
-
+
جمعه 5 بهمن 1397 11:24
-
من از عهد ِعتیق
جمعه 5 بهمن 1397 11:24
من از عهد ِعتیق پیش از روز اول چشم های تورا دیدم و تنفس حیات در خاکم دمیدن گرفت مرا شبیه تو سرشتند تو را شبیه عشق وجهان دلباخته ی ِانسان شد.. ((نیلوفر ثانی))
-
دلم گرفته از این روزها، دلم تنگ است
جمعه 5 بهمن 1397 11:20
دلم گرفته از این روزها، دلم تنگ است میـان ما و رسیدن، هـزار فرسنگ است مرا گشایش چنـدین دریچه کافــی نیست هـزار عرصه برای پریـــدنم تنگ است اسیــر خاکـم و پرواز، سرنوشتــــم بود فـرو پریدن و در خاک بودنم ننگ است چگونه سر کنـد اینـجا ترانه ی خود را دلی که با تپـش عشق او همـاهنگ است هـزار چشـــمه ی فریاد در دلـم جوشید...
-
دیوارهای جهل
پنجشنبه 4 بهمن 1397 13:31
-
خوشا پرنده که بی واژه شعر می گوید
پنجشنبه 4 بهمن 1397 13:22
خوشا پرنده که بی واژه شعر می گوید گذر به سوی تو کردن ز کوچه کلمات به راستی که چه صعب است و مایه آفات چه دیر و دور و دریغ خوشا پرنده که بی واژه شعر می گوید شفیعی کدکنی
-
با یار وُ دلش، مهربان خواهم بود
پنجشنبه 4 بهمن 1397 13:21
با یار وُ دلش، مهربان خواهم بود از عشق ِزلال ِاو جوان خواهم بود وقتی که مرا ز قلب ِخود نوشد مهر چون رود به سوی ِ او روان خواهم بود احمد پناهنده
-
در عصرِ نبودنت
پنجشنبه 4 بهمن 1397 13:20
در عصرِ نبودنت در ایوان دلتنگی می نشینم استکان استکان یاد تو را می نوشم قند در دلم آب می شود اشک از گوشه ی چشمم می افتد در آغوشِ لبخندِ نشسته بر روی لبهایم و باز عشق و باز عشق در جانم رخنه می کند! فاطمه محمودی
-
غرقِ دریای نگاهت می شوم
پنجشنبه 4 بهمن 1397 13:16
غرقِ دریای نگاهت می شوم کشتیِ جانم به ساحل شوق می نشیند اشتیاق، موج بوسه می شود بر صخره ی پیشانیت مرغ دل در هوایت اوج می گیرد آبشارِ اشک از بلندای گونه هایم می ریزد بر دامنم، می شود دریای پر تلاطم دلتنگی و من پناه می برم به آرامش آغوشت و باز قاب عکست را به سینه می فشارم! فاطمه محمودی
-
سخت تر از کار معدن
پنجشنبه 4 بهمن 1397 13:16
سخت تر از کار معدن کار خداست وقتی می خواهد تو را در من ریشه کن کند .. . ((جلال حاجی زاده))
-
دریا
چهارشنبه 3 بهمن 1397 13:09
-
خیال تو
چهارشنبه 3 بهمن 1397 13:09
از خیال تو که توان جدایی ندارد خاطر من؛ هر دم نفست کلبه ویرانه ام را گلستان می کند میلاد جعفری
-
ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
چهارشنبه 3 بهمن 1397 13:08
ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما در گل بمانده پای دل...
-
نسترن آفتاب ترس من
چهارشنبه 3 بهمن 1397 13:05
نسترن آفتاب ترس من از شمعدانی ها بپرس که آفتاب؛ عشق است و تو دلیل آن. کوروش آسمانی
-
غمت نباشه من هستم
چهارشنبه 3 بهمن 1397 13:04
-
روزی نو آغازی نو
چهارشنبه 3 بهمن 1397 13:04
روزی نو آغازی نو جغرافیای بوسه ی من، کجایی؟ تا در سپیده های تو پهلو گیرم عطر گل شب بو کجایی؟ دلم می خواهد چنان بنوشمت که در استخوانم حل شوی آسمان آب شده در تنگ بلورین من موجی کف بر لبم که به اشتیاق تو تا ساحل می دوم و لب پر زنان به بستر خود می روم بی آنکه تو را ببینم روزی تو آغازی نو جغرافیای خانه ی من، کجایی؟...
-
گفت ببین یادش روشن می دارد..
سهشنبه 2 بهمن 1397 12:39
گفت ببین یادش روشن می دارد.. ببین خودش باشد روشن می شوم!! که یادش همچو سراب و خودش دریاست دریاب که ما: بر سرآب دیده دریا زاشک وخون کرده ایم
-
خدا به حضرت موسی گفت :
سهشنبه 2 بهمن 1397 12:37
خدا به حضرت موسی گفت : میخوام قومت و جوری بزنم نابودشون کنم که هیچی ازشون باقی نمونه ... موسی هم رفت و خبرو به قومش داد ... مردم به تکاپو افتادن ترس گرفتشون ... شروع کردن به دالان زیر زمینی کندن که برای عذاب برن داخلش ... هر کسی هر چی میخواست بقیه بهش میدادن ... همه به هم کمک میکردند تا موعد عذاب رسید ... اما عذابی...
-
وقتی فهمیدم
سهشنبه 2 بهمن 1397 12:35
وقتی فهمیدم شباهت عجیبی به عشق اولش دارم غمی تمام چهره ام را سوزاند چقدر بد است سال ها بی خبر بخندی ببوسی ولی خودت نباشی چقدر سخت است هر روز مرده ای را ببینی که بیشتر از تو زندگی کرده چقدر غم انگیز است همه ی عمرت را میزبان کسی باشی که عشقت میهمان اوست چقدر صورتم درد دارد کاش می شد آدم یقه ی خودش را بگیرد رسول ادهمی
-
درد چگونه مرا شناسایی کرد ؟
سهشنبه 2 بهمن 1397 12:34
درد چگونه مرا شناسایی کرد ؟ نه گلسرخی روی سینهام سنجاق کرده بودم نه قرار ملاقاتی با او داشتم فقط تلاش میکردم خودم را از مخمصهی آخرین ردپای مردی که رفته است بیرون بیاورم مرام المصری
-
گاهی پناه می برم به عطر چای،
سهشنبه 2 بهمن 1397 12:33
گاهی پناه می برم به عطر چای، به کیف آرایشم، به آهنگ های شاد ... گاهی تمام سعی ام را می کنم بعد... با صدای بلند گریه می کنم فقط | مهتاب یغما |
-
زندگی
سهشنبه 2 بهمن 1397 12:32
-
نماز وحشتِ این عاشِـقانہ را خواندم
دوشنبه 1 بهمن 1397 12:44
نماز وحشتِ این عاشِـقانہ را خواندم من از نبود تو با افتخار می ترسم... سید_مهدی_موسوی
-
در جهان تهی از " عشـــــق " نمی مانم چون ;
دوشنبه 1 بهمن 1397 12:36
در جهان تهی از " عشـــــق " نمی مانم چون ; در جهان تهی از " عشـــــق " نمی باید زیست! ... کاظم_بهمنی
-
گل اگر زبان به احساس می گشود بهر
دوشنبه 1 بهمن 1397 12:34
گل اگر زبان به احساس می گشود بهر یک تبسم دل صد پرنده در بند داشت... امیرعلی_قربانی
-
بیدار شو ای دل که جهان میگذرد
دوشنبه 1 بهمن 1397 12:26
بیدار شو ای دل که جهان میگذرد وین مایهٔ عمر رایگان میگذرد در منزل تن مخسب و غافل منشین کز منزل عمر کاروان میگذرد مولانایجان
-
گاهی اوقات
دوشنبه 1 بهمن 1397 12:26
-
گر با غم عشق سازگار آید دل
دوشنبه 1 بهمن 1397 12:25
گر با غم عشق سازگار آید دل بر مرکب آرزو سوار آید دل ... گر دل نبود کجا وطن سازد عشق ور عشق نباشد به چه کار آید دل ... ابوسعید_ابوالخیر
-
امروز به حالی است
یکشنبه 30 دی 1397 12:50
امروز به حالی است ز سودا دل من ترسم نکشد بیتو به فردا دل من. "خاقانی"
-
آن کس که شتاب دارد،
یکشنبه 30 دی 1397 12:50
آن کس که شتاب دارد، عاشق نیست، تشنه یی ست که معشوق را چشمه ی آب شیرین تصور کرده است! وقتی دوید و رسید و نوشید و ورم کرد، رها می کند و می رود! محبوب، چشمه ی آب شیرین نیست، هوای خنک دم صبح است... "نادر ابراهیمی"