-
وظیفه من دعوت به زندگی ست ..
جمعه 8 اسفند 1393 09:41
هم از قساوت سنگ خبر دارم هم از بیرحمی آتش .. هم از باران های سرب هم از درازای روزهای گرسنگی .. هم از خودکشی نهنگ ها خبر دارم هم از ترک برداشتن تخم کبوترها از خزیدن مار زیر شیروانی های ساکت .. با این همه باید از گل ها حرف بزنم از دریاها اسب ها پرنده ها و رودخانه ها که از باغ های دوردست سیب و گل سرخ می آورند باید از...
-
پنجاه سال دیگر..
جمعه 1 اسفند 1393 09:24
یک روز، بلکه پنجاه سال دیگر موهای نوه ات را نوازش می کنی در ایوان پاییز و به شعرهای شاعری می اندیشی که در جوانی ات عاشق تو بود شاعری که اگر زنده بود هنوز هم می توانست موهای سپیدت را به نخستین برف زمستان تشبیه کند و در چین دور چشمانت حروف مقدس نقش شده بر کتیبه های کهن را بیابد... یک روز بلکه پنجاه سال دیگر ترانه ی من...
-
و فاصله تجربه ای بیهوده است
دوشنبه 27 بهمن 1393 09:33
و فاصله تجربه ای بیهوده است .. بوی پیرهنت اینجا و اکنون کوه ها در فاصله سردند دست در کوچه و بستر حضور مانوس دست تو را می جوید .. " احمد شاملو "
-
این منصفانه نیست..
پنجشنبه 23 بهمن 1393 20:35
این منصفانه نیست، من پیر شده باشم و تو در خیالم درست مثل روزی که ترکم کردی زیبا و جوان... همین شده که هیچ کس باور نمی کند معشوق من بوده باشی... کامران رسول زاده
-
غمگینم..
جمعه 17 بهمن 1393 21:36
غمگینم همچون گوزنی که بر دیوارهای کافه ای قدیمی به دنبال سرش می گردد و پوستش بوی عطر زنی را دارد که با کافه چی هم آغوش می شود هر شب .. " مهتاب یغما "
-
مقصدم باشی..
سهشنبه 14 بهمن 1393 09:30
دم به دم ایکاش راهی ات باشـم مقصـدم باشی! "سید علی میر افضلی"
-
بوی رفتن می دهی..
پنجشنبه 9 بهمن 1393 20:55
بوی رفتن می دهی ، در را باز می گذارم وقتی برو که گنجشک ها و ستاره ها خوابند ... « کیکاووس یاکیده »
-
مادرم میگفت..
چهارشنبه 8 بهمن 1393 10:32
مادرم میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است نمازش ترک نمیشود زیارت عاشورا میخواند روزه میگیرد مسجد میرود خیلی پسر با خداییست لحظه ای دلم گرفت ........ در دل فریاد زدم باور کنید من هم ایمان دارم نماز نمیخوانم ولی لبخند روی لبهای مادرم خدا را به یادم می آورد دست های پینه بسته پدرم را دست های خدا میبینم زیارت عاشورا...
-
قرار بود برفی بیاید..
چهارشنبه 1 بهمن 1393 09:31
قرار بود برفى بیاید و مرا با خود ببرد... قرار بود برفى بیاید و من چترم را بردارم بزنم به برف تکه های روحم را با آن ببارم و گم شوم... در برف رفتن... زمستان از نیمه گذشته و خبری از آن برف نیست... پس من کجا گم شوم؟ چگونه؟ نجوا رستگار
-
موی سپید و بخت سیاهم نگاه کن
جمعه 26 دی 1393 10:04
موی سپید و بخت سیاهم نگاه کن سوز مرا به شعله ی آه م نگاه کن شاهم ولی به ملک بلا با سپاه غم ملکم ببین و موج سپاهم نگاه کن گفتی به من که : شام تو چون بگذرد به هجر ؟ شام مرا ز روز سیاهم نگاه کن بر درد من ز حالم اگر پی نمی بری بر گریه های گاه بگاهم نگاه کن تا صد سخن به نیم نگه باز گویمت ناز آفرینِ من به نگاهم نگاه کن .. {...
-
خیالم را که میهمان باشی..
دوشنبه 22 دی 1393 15:16
خیالم را که میهمان باشی ، زنبق های شعر از کویر واژگانم می شکفد . به اِعجازی شاعر عشق تو می گردم . و در عروجی نورانی ؛ یاد تو ؛ در صندوقچه ی سربه مُهر قلبم ، فرود می آید ... مگو بازی با کلمات است ! این احساس است که به مصاف آمده است . قهرت را غلاف کن ... { زهره طغیانی }
-
باران صبح نم نم می بارد..
جمعه 19 دی 1393 21:09
باران صبح نم نم می بارد و تو را به یاد می آورد که نم نم باریدی و ویران کردی خانه کهنه را !! شمس لنگرودی
-
یک با یک برابر نیست
دوشنبه 15 دی 1393 20:49
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفتخواران از کجا آماده می گردید؟ یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟ یک اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟ یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟ یک اگر با یک برابر بودپس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟ معلم ناله آسا گفت: بچه ها در جزوه های خویش بنویسید: که «یک...
-
خیابان شعر بلندی ست..
جمعه 12 دی 1393 20:29
خیابان شعر بلندی ست وقتی من با قدم های تو قدم می زنم.. "مهدیه لطیفی"
-
آغاز کن مرا..
چهارشنبه 10 دی 1393 15:28
زیبا تمام حرف دلم اینست من عشق را با نام تو آغاز کردهام در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا … محمدرضا عبدالملکیان
-
خاطراتم بر باد رفته..
شنبه 6 دی 1393 20:42
میز هـا با من قهرند و صنــدلی ها از من می گریزند ! خاطراتم بر باد رفتـه و به فراموشی دچار شـده ام ! صنـدلی مجــاور که روزی بر آن نشستـه بودی مرا کنـار می زند از صنــدلی ام نشـانی تو را می خواهـد نزار قبانی
-
خودم را جایی جا گذاشته ام..
دوشنبه 1 دی 1393 21:21
خودم را جایی جا گذاشته ام شاید کنار تو در باغ های سیب شاید بالای تپه ها و یا شاید در جاده ای که جنگل را دور می زد و به د ریا می رسید روبروی آینه ایستاده ام اما از چهره ام خبری نیست! "رسول یونان"
-
رهاشدن..
جمعه 28 آذر 1393 15:44
همگان به جست و جوی خانه می گردند من کوچه ی خلوتی را می خواهم بی انتها برای رفتن بی واژه برای سرودن و آسمانی برای پرواز کردن عاشقانه اوج گرفتن رها شدن "سید علی صالحی"
-
و من شاعر شدم..
چهارشنبه 26 آذر 1393 14:45
بچه که بودم، تو برای من بادکنک بودی و بعد گل سرخی زیبا در گلدان خانه. سرانجام تو کلمه و من شاعر شدم. می دانم، فردا تو قطاری مهربان خواهی شد و مرا از اینجا خواهی برد. ( رسول یونان )
-
غیر از تو..
شنبه 22 آذر 1393 20:42
گاهی میان مردُم در ازدحام شهر غیر از " تو " هرچه هست فراموش می کُنم فریدون مشیری
-
تو می روی..
دوشنبه 17 آذر 1393 15:27
تو میروی اینبار دیگر نه باد میآید نه باران میآید و نه پاییز سراسیمه از راه میرسد ! اینبار فقط گریه میآید ! نسترن وثوقی
-
تو می روی..
جمعه 14 آذر 1393 20:37
تو می روی .... اما.. پیش من،همیشه یک روز مانده به آمدنت.. "امید دیوسالار"
-
ما سلام هایی به هم بدهکاریم..
پنجشنبه 13 آذر 1393 10:11
ما سـلام هایی به هم بدهـکاریم که ادامه ی هـر کـدامشـان می توانسـت رُمـانـی شـود یا دیـوانـی ... و بعیــد اسـت سـلام هایی که ما از خیـرشـان گذشتیم از ما بگـذرند ! لااقـل رد که می شـوی بی هــوا بگـو: دوستــت داشتـم ! و تا برگشتــم لا به لای جمعیـت گُــم شـده باش ! "مهدیه لطیفی"
-
من از صدای گریه تو..
یکشنبه 9 آذر 1393 20:39
من از صدای گریهء تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زده دیدم چشم تو همرنگ یه باغه تو غربت غروب پاییز مثل من ، از یه درد کهنه لبریز با تو بوی کاهگل و خاک عطر کوچه باغ نمناک زنده می شه با تو بوی خاک و بارون عطر لاله و گلابدون زنده می شه تو مثل شهر کوچک من هنوز برام خاطره سازی هنوزم قبلهء معصوم نمازی تو مثل یاد...
-
تکیه کن..نترس..
چهارشنبه 5 آذر 1393 15:10
شانه های من برای توست تکیه کن. . نترس.. تکیه کن.. لحظه های من پراز هوای توست.. بر دلم ببار.. چون بهار با هزار ویک جوانه تازه میشوم بر قرار این مدار تاروپود لحظه های من پرازصدای توست شور من شوق شانه های من برای توست تکیه نکن نترس تکیه کن "محمدرضا عبدالملکیان"
-
هرجا که هستی..
دوشنبه 3 آذر 1393 15:48
هرجا که هستی.. هرکجا که خودت را یافتی... از هرآنچه داری لذت ببر.. به تمامی لذت ببر... هرجا که هستی واز هرچه که در دسترس است.. احساس سپاس ونیایش داشته باش "دالایی لاما"
-
دلم تنگ است..
یکشنبه 25 آبان 1393 20:49
دلم تنگ است مثل لباس سال های دبستانم مثل سالهای ماموریت های طولانی پدر که نمی فهیدم.. وقتی می گویند کسی دور ست.. یعنی چقدر دور ست.. "لیلا کرد بچه"
-
جاده ها..
پنجشنبه 22 آبان 1393 09:44
جادهها جایی اگر برای رفتن داشتند غربت با پوشیدن کفشهایت آغاز نمیشد "لیلا کردبچه"
-
دست شسته ام از تو
دوشنبه 19 آبان 1393 20:50
دست شسته ام از تو. بین من و تو... هر آنچه بود تیمور بود یک پایش می لنگید... "نسیم جعفری"
-
عشق
جمعه 16 آبان 1393 15:29
عشق تنها جاده ایست که تماشاگر تصادف تلخ وشیرین مسافرانش است.. "م.صلح دوست"