-
تو می روی..
دوشنبه 17 آذر 1393 15:27
تو میروی اینبار دیگر نه باد میآید نه باران میآید و نه پاییز سراسیمه از راه میرسد ! اینبار فقط گریه میآید ! نسترن وثوقی
-
تو می روی..
جمعه 14 آذر 1393 20:37
تو می روی .... اما.. پیش من،همیشه یک روز مانده به آمدنت.. "امید دیوسالار"
-
ما سلام هایی به هم بدهکاریم..
پنجشنبه 13 آذر 1393 10:11
ما سـلام هایی به هم بدهـکاریم که ادامه ی هـر کـدامشـان می توانسـت رُمـانـی شـود یا دیـوانـی ... و بعیــد اسـت سـلام هایی که ما از خیـرشـان گذشتیم از ما بگـذرند ! لااقـل رد که می شـوی بی هــوا بگـو: دوستــت داشتـم ! و تا برگشتــم لا به لای جمعیـت گُــم شـده باش ! "مهدیه لطیفی"
-
من از صدای گریه تو..
یکشنبه 9 آذر 1393 20:39
من از صدای گریهء تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زده دیدم چشم تو همرنگ یه باغه تو غربت غروب پاییز مثل من ، از یه درد کهنه لبریز با تو بوی کاهگل و خاک عطر کوچه باغ نمناک زنده می شه با تو بوی خاک و بارون عطر لاله و گلابدون زنده می شه تو مثل شهر کوچک من هنوز برام خاطره سازی هنوزم قبلهء معصوم نمازی تو مثل یاد...
-
تکیه کن..نترس..
چهارشنبه 5 آذر 1393 15:10
شانه های من برای توست تکیه کن. . نترس.. تکیه کن.. لحظه های من پراز هوای توست.. بر دلم ببار.. چون بهار با هزار ویک جوانه تازه میشوم بر قرار این مدار تاروپود لحظه های من پرازصدای توست شور من شوق شانه های من برای توست تکیه نکن نترس تکیه کن "محمدرضا عبدالملکیان"
-
هرجا که هستی..
دوشنبه 3 آذر 1393 15:48
هرجا که هستی.. هرکجا که خودت را یافتی... از هرآنچه داری لذت ببر.. به تمامی لذت ببر... هرجا که هستی واز هرچه که در دسترس است.. احساس سپاس ونیایش داشته باش "دالایی لاما"
-
دلم تنگ است..
یکشنبه 25 آبان 1393 20:49
دلم تنگ است مثل لباس سال های دبستانم مثل سالهای ماموریت های طولانی پدر که نمی فهیدم.. وقتی می گویند کسی دور ست.. یعنی چقدر دور ست.. "لیلا کرد بچه"
-
جاده ها..
پنجشنبه 22 آبان 1393 09:44
جادهها جایی اگر برای رفتن داشتند غربت با پوشیدن کفشهایت آغاز نمیشد "لیلا کردبچه"
-
دست شسته ام از تو
دوشنبه 19 آبان 1393 20:50
دست شسته ام از تو. بین من و تو... هر آنچه بود تیمور بود یک پایش می لنگید... "نسیم جعفری"
-
عشق
جمعه 16 آبان 1393 15:29
عشق تنها جاده ایست که تماشاگر تصادف تلخ وشیرین مسافرانش است.. "م.صلح دوست"
-
جوانی یعنی چه؟
سهشنبه 13 آبان 1393 15:16
من اصلا نفهمیدم جوانی یعنی چه؟ من یک راست از بچگی به سن کهولت رسیدم … ژان پل سارتر .. دست های آلوده