-
مطالعه انسان را کامل میکند،
چهارشنبه 25 تیر 1399 12:36
مطالعه انسان را کامل میکند، سخنرانی به او حضور ذهن و سرعت انتقال میدهد اما نوشتن انسان را دقیق میکند
-
بوکوفسکی در جایی نوشت که
چهارشنبه 25 تیر 1399 12:28
بوکوفسکی در جایی نوشت که ما همه خواهیم مرد، همه ما. عجب سیرکی! همین به تنهایی باید کافی باشد تا همدیگر را دوست داشته باشیم؛ ولی اینطور نیست. ما در برابر مسائل بی اهمیت زندگی وحشت زده و ویران میشویم. ما در هیچ و پوچِ زندگی غرق شده ایم.
-
بی حرف باید از خم این ره عبور کرد
چهارشنبه 25 تیر 1399 12:25
بی حرف باید از خم این ره عبور کرد رنگی کنار این شب بی مرز ، مرده است...
-
راز فال قهوه
سهشنبه 24 تیر 1399 12:52
پدر پرسید: در مدرسه به شما چی یاد میدهند ؟ جواب دادم: ساکت نشستن، و این کار آن قدر مشکل است که برای یاد گرفتن آن سالها وقت صرف میکنیم...
-
مرد که گریه میکنه
سهشنبه 24 تیر 1399 12:40
__________________$$$$___$$$$ __________________$$$$$$$_$$$$$$ _________$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$ _____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$ ____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ ___$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$$$ __$$$$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ __$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$ __$$$_$$_$$$$$$$$____$$$$ _$$$$$_$$$$$$$$$$$...
-
احساس می کنم امروز نیازمندِ آنم که به نام بخوانمت
سهشنبه 24 تیر 1399 12:33
احساس می کنم امروز نیازمندِ آنم که به نام بخوانمت احساس می کنم نیازمندِ حروفِ اسمِ تو هستم چون کودکی در شوقِ تکهای شیرینی دیرزمانی ست که نامت را بر تارکِ نامه هایم ننوشته ام خورشیدی بر فراز کاغذ نکاشته ام… که گرمم کند امروز که پاییز بر من هجوم آورده و روزن هایم را در برگرفته احساس میکنم که باید بخوانمت… که...
-
دنیای سوفی
سهشنبه 24 تیر 1399 12:30
اسب، اسب به دنیا می آید اما انسان، انسان به دنیا نمی آید...! باید او را آموزش و تعلیم داد، تا انسان شود...!
-
چه یکنواخت و بیروح میشود هستی
سهشنبه 24 تیر 1399 12:28
چه یکنواخت و بیروح میشود هستی اگر که عشق نخندد امید اگر ندرخشد اگر نباشد شادی و گاهگاهی درد ژاله اصفهانی
-
هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق
دوشنبه 23 تیر 1399 12:16
هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق کاینهمه گفتند و آخر نیست این افسانه را
-
گفت دوست داشتنت را ثابت کن
دوشنبه 23 تیر 1399 12:15
گفت دوست داشتنت را ثابت کن دستانش را روی قلبم گذاشتم وگفتم حالا نگاهم کن محمدراد
-
گفت دوست داشتنت را ثابت کن
دوشنبه 23 تیر 1399 12:15
گفت دوست داشتنت را ثابت کن دستانش را روی قلبم گذاشتم وگفتم حالا نگاهم کن محمدراد
-
روزی دهنده خداست
دوشنبه 23 تیر 1399 12:13
-
دوست داشتن را باید دید از چه نوع دوست داشتنی است!
دوشنبه 23 تیر 1399 12:13
دوست داشتن را باید دید از چه نوع دوست داشتنی است! آیا مانند شیر است که آهو دوست دارد و گربه که موش دوست دارد! باید دید وقتی کسی میگوید دوستت دارم آیا معنیاش این است که میخواهد ما را خرج خودش کند و ما را بخورد و ما را به مصرف خودش برساند؟ یا دوستت دارم به این معنی است که تو دوست من هستی و خاطرت پیش من عزیز است و اگر...
-
عادت به ناله کرده دل دردمند من
یکشنبه 22 تیر 1399 13:04
عادت به ناله کرده دل دردمند من ترسم گمان کنند که درمانم آرزوست صافی اصفهانی
-
زندگی چالشی بزرگ است
یکشنبه 22 تیر 1399 13:01
زندگی چالشی بزرگ است مخاطره ای عظیم فرصت یکه و یکتای زندگی را نباید صرف چیزهای کم بها کرد چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم و سپیده دمان از آن بیرون می رویم فقط یک چیزهایی اهمیت دارند...
-
آدم ها خیلی زود...
یکشنبه 22 تیر 1399 12:37
آدم ها خیلی زود... و زودتر از آن که خودشان بدانند به همه چیز عادت می کنند خواه، با هم بودن ها خواه، جدایی ها عادت را دوست دارم دست در دست او از گذشته و آینده می گریزم و در پشت لحظه ها مخفی می شوم چشمکی به من می زند و باهم، به گذشته و آینده می خندیم ماه در آسمان به ما نگاه می کند یاس ها عطر افشانی می کنند و من و عادت...
-
در پیله تا به کی بر خویشتن تنی
یکشنبه 22 تیر 1399 12:28
در پیله تا به کی بر خویشتن تنی پرسید کرم را مرغ از فروتنی تا چند منزوی در کنج خلوتی دربسته تا به کی در محبس تنی در فکر رستنم ـپاسخ بداد کرم ـ خلوت نشسته ام زین روی منحنی هم سال های من پروانگان شدند جستند از این قفس،گشتند دیدنی در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ یا پر بر آورم بهر پریدنی اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی! کوشش...
-
من شیفته خوشی های ساده ام
یکشنبه 22 تیر 1399 12:25
من شیفته خوشی های ساده ام آنها آخرین پناه جان های محزون اند...
-
پروانهها قاصدک بودند
شنبه 21 تیر 1399 13:13
پروانهها قاصدک بودند به هر قاصدکی راز چشمان تو را گفتم پروانه شد تمام پروانهها ادای چشمان تو را درمیآورند چون بغض مرا دوست دارند #کیکاووس یاکیده
-
جهان خالیتر از آن است
شنبه 21 تیر 1399 13:11
جهان خالیتر از آن است که جای خالی تو را حس نکنم و خیال کن چه خالی شدهام وقتی حتی خیالت هم سهم دیگران شده باشد #کامران رسول زاده
-
در اکنون زندگی کنید ...!
شنبه 21 تیر 1399 13:09
در اکنون زندگی کنید ...! وقتی میخورید ، بخورید ... وقتی عشقبازی میکنید ، عشقبازی کنید ! وقتی با کسی حرف میزنید ، حرف بزنید ! وقتی به یک گل نگاه میکنید ، نگاه کنید ! زیبایی لحظه را دریابید ...!
-
زن هایی که پژمرده اند
شنبه 21 تیر 1399 13:05
زن هایی که پژمرده اند کمتر عشق به آنها تابیده شاید هرگز معشوقه نبوده اند هروقت زنی زیباتر شد شک نکن نگاه های مردی عاشق درحوالی اش قدم می زند... #الهه کاشانی
-
ما بی صدا مطالعه می کردیم
شنبه 21 تیر 1399 13:01
ما بی صدا مطالعه می کردیم اما کتاب را که ورق می زدیم تنها گاهی به هم نگاهی... ناگاه انگشت های "هیس" ما را از هر طرف نشانه گرفتند انگار غوغای چشم های من و تو سکوت را در آن کتابخانه رعایت نکرده بود! قیصر امین پور
-
انتظار
جمعه 20 تیر 1399 13:26
-
بی تو
جمعه 20 تیر 1399 13:22
بی تو من به دریائی می مانم که از آن تنها صدایش مانده است برای سوگواریِ ماهی های مرده اش پرویزصادقی
-
باساحل کدام دریا هم آغوش شدی ؟
جمعه 20 تیر 1399 13:21
باساحل کدام دریا هم آغوش شدی ؟ که این همه پرنده دریایی به دنبال بوی نمک دستانت هوایی شدند . جمشید اسماعیلی
-
کسانی که ما را دوست دارند،
جمعه 20 تیر 1399 13:05
کسانی که ما را دوست دارند، از آنها که از ما نفرت دارند خطرناکترند، زیرا انسان قادر نیست در مقابل آنها از خود مقاومتی نشان دهد ! هیچکس نمیتواند به اندازه یک دوست، انسان را به انجام کاری وادار کند که درست بر خلاف میل اوست ...
-
چند دقیقه دیگر وقت داری
جمعه 20 تیر 1399 13:01
چند دقیقه دیگر وقت داری تا به من نگاه کنی به من، به چشمانم، و به قلبی که برای تو می تپد این شب و این باران و تو چند دقیقه دیگر وقت داری تا به من نگاه کنی پیش از آن که کاملا ً تمام شوم ... آنتوان_دوسنت_اگزوپری
-
من دیگر بـــــازی نمـــی کنـــم..
پنجشنبه 19 تیر 1399 12:59
روحـــم مـی خواهد بــرود یک گوشــه بنشــیند پشتـــش را بکنـــد به دنیــــا ؛ پاهایش را بغــــل کنـــد و بلنـــد بلنـــد بگوید : من دیگر بـــــازی نمـــی کنـــم..
-
هنوز هم بوی خاک را دوست دارم ...
پنجشنبه 19 تیر 1399 12:58
هنوز هم بوی خاک را دوست دارم ... و هنوز هم دلم کودکی ست عاشق بازی با خاک نگران نباش ... حال دلم خوب است ... فقط گاهی بهانه ی خاطراتی را میگیرد که با دستانم خاکشان میکنم زیر انبوهی از گریه ... گریه هایی که بویشان را دوست ندارم ...