-
تمرگیده بودم به تنهایی خویش!
شنبه 14 تیر 1399 12:05
تمرگیده بودم به تنهایی خویش! مرا تو به اغوای بیراهه بردی ... علیرضا آذر
-
غم بر سر غم ریخته...
شنبه 14 تیر 1399 12:04
غم بر سر غم ریخته... آنجا که منم :) رهی معیری
-
کودکى کو
جمعه 13 تیر 1399 13:20
کودکى کو شادمانى ها را چه شد تازگى کامرانى ها را چه شد چه شد آن رنگِ من و آن حالِ من محو شد آن اولین آمالِ من شد پریده رنگِ من از رنج و درد این منم، رنگ پریده ، خون سرد... نیما_یوشیج....
-
وقتی که رفتی پشت شعرم تا ابد خم شد
جمعه 13 تیر 1399 12:52
وقتی که رفتی پشت شعرم تا ابد خم شد جای خطوط رنج ، روی چهره محکم شد +امیدصباغ نو
-
باران مدت هاست
جمعه 13 تیر 1399 12:52
باران مدت هاست منتظرِ آمدن کسی است! می بارد بر من می چکد رویِ دستانم و دوباره دلتنگم می کند ؛ لباسِ شعر می پوشم قدم می زنم و به آسمانِ نگاهت پناه می آورم باران می شوم رویِ گونه هایت آرام میگیرم و در نگاهت دوباره خواهم زیست ؛ ا ین حوالی همیشه بارانیست و زیباترین شعرم را در میانِ بُهتٍ ابر ها نغمهی آمدنت خواهم کرد...
-
" موفقیت کلید رسیدن به شادی نیست ،
جمعه 13 تیر 1399 12:51
آلبرت اسکویت زر " موفقیت کلید رسیدن به شادی نیست ، شادی کلید رسیدن به موفقیت می باشد و اگر از کاری که در حال انجامش هستید ، لذت می برید شما به موفقیت خواهید رسید . "
-
عیدتون مبارک
جمعه 13 تیر 1399 12:36
-
من از آنهایی که
پنجشنبه 12 تیر 1399 12:26
من از آنهایی که در باور خود همیشه حق دارند بیزارم
-
آدم مذهبی ای نیستم
پنجشنبه 12 تیر 1399 12:25
آدم مذهبی ای نیستم اما از آنانی که بیش از حد مذهبی اند، میترسم از هر دین و آئینی که باشد از آنانی که تنها آئین مذهب خود را راه سعادت میداند، میترسم
-
هیچ وقت
پنجشنبه 12 تیر 1399 12:24
هیچ وقت عقایدت رو به کسی تحمیل نکن این هم یکجور کشتن به حساب میاد
-
زمین،
پنجشنبه 12 تیر 1399 12:06
زمین، زیباترین جا، برای تنهائیست. زمین، به یُمن اندوه ما میچرخد...
-
انسان همچون رودخانه است؛
پنجشنبه 12 تیر 1399 12:05
انسان همچون رودخانه است؛ هر چه عمیق تر باشد، آرام تر و متواضع تر است.
-
آرزوهایم همه بر باد رفت
چهارشنبه 11 تیر 1399 12:15
آرزوهایم همه بر باد رفت قصه ی عشقم چرا از یاد رفت قصه ی شیرین و من در خاطره جای او غم آمد و فرهاد رفت بسکه آزردی مرا از دست خود از خیالم خاطر صیاد رفت با غزلهایم تو نشنیدی مرا خسه از دست تو و بیداد رفت تا گرفتم راه و رسم زندگی آرزوهایم همه بر باد رفتℳ آذر زمانی
-
آیا گلوله ها اجازهی لبخند میدهند؟
چهارشنبه 11 تیر 1399 12:14
آیا گلوله ها اجازهی لبخند میدهند؟ گلولهها ، اجازه ی بوسه می دهند؟ ما درمیانهی جنگ ، عاشق شدیم ؛ بین دو نیم نگاه .. بین دو دستور تیرباران...
-
عشق؛ مثل همین بادهای کویریست...
چهارشنبه 11 تیر 1399 12:09
عشق؛ مثل همین بادهای کویریست... مگر نیاید؛ وقتی بیاید چشمها را کور میکند. #محمود_دولت_آبادی
-
کاش می شد از علاقه هم عکس گرفت
چهارشنبه 11 تیر 1399 12:01
کاش می شد از علاقه هم عکس گرفت تا ببینی وقتی به تو فکر می کنم چقدر خوب می افتم...! #رسول_ادهمی
-
حکایت این روزهای مردم ایران ..
چهارشنبه 11 تیر 1399 11:57
حکایت این روزهای مردم ایران ..
-
و من هر گلی را که می دیدم از
سهشنبه 10 تیر 1399 12:02
و من هر گلی را که می دیدم از دستهای تو آغاز می شد و آبی که از بیشه ای دور می آمد آرام بوی تو را داشت من از ابتدای تو فهمیده بودم که یک روز خورشید را خواهی آورد سلمان_هراتی
-
هر جا ردِ پایی از " تو " باشد
سهشنبه 10 تیر 1399 12:01
هر جا ردِ پایی از " تو " باشد - من آنجایم - و تو را دوست میدارم! محمدرضانعمت پور
-
در شیب تندزندگی
سهشنبه 10 تیر 1399 11:55
-
آن هنگام که بمیرم
سهشنبه 10 تیر 1399 11:54
آن هنگام که بمیرم بسوزان مرا و خاکسترم را در سیگارت بگذار آنگاه مرا عمیق دود کن میخواهم سپری کنم زندگی دیگری را در ریههای تو مثنی شاکر
-
میخواهم بدانم میتوانی حس کنی
سهشنبه 10 تیر 1399 11:52
میخواهم بدانم میتوانی حس کنی وقتی مدام به تو فکر میکنم...؟
-
با خیالت زندگی می کنم
سهشنبه 10 تیر 1399 11:50
با خیالت زندگی می کنم و با خودت عاشقی کاش دو بار زاده می شدم یکی برای مردن در آغوش تو یکی برای تماشای عاشقی کردنت عباس معروفی
-
کجا بجز کنار من
سهشنبه 10 تیر 1399 11:49
کجا بجز کنار من به عشق انقدر نزدیکی؟ محسن_شیرالی
-
من همانم که یک روز
سهشنبه 10 تیر 1399 11:48
من همانم که یک روز گُلِ من خطابش می کردی...! . حالا که از سردیِ این رابطه خشک و پرپر شده ام ، مرا بردار و لای دفتر شعرت بگذار ! باور کن بهار که بیاید دوباره گل می کنم ، دوباره سبز می شوم...! مینا_آقازاده
-
تو باید کامِ اولِ سیگار باشی...
سهشنبه 10 تیر 1399 11:45
تو باید کامِ اولِ سیگار باشی... همان قدر دلچسب!! باید آخر ِخوب ِ یک فیلم باشی... آنهم دِرام! تو باید هفتِ صبحِ خیابانی شلوغ ... در یک شهر بزرگ باشی! یا تیک و تاک یک ساعت لوکس در قلب ژنو! شاید هم سلِ یک ملودی مشهور ... اما نه!!! الان که خوب فکر می کنم تو باید ستاره باشی... همان سهیل... همان دور... دور..... دور.........
-
یک روز حس می کنی که
سهشنبه 10 تیر 1399 11:43
یک روز حس می کنی که در حال مرگ هستی و روز بعد می فهمی که تنها کاری که باید می کردی این بود که چند پله پایین می رفتی تا چراغی را برای روشن کردن پیدا کنی تا همه چیز را کمی شفاف تر ببینی ...
-
هر چه کمتر شود فروغ حیات
دوشنبه 9 تیر 1399 12:15
هر چه کمتر شود فروغ حیات رنج را جانگدازتر بینی سوی مغرب چو رو کند خورشید سایه ها را درازتر بینی . . . (رهی معیری)
-
مردمانى که مُقلد هستند،
دوشنبه 9 تیر 1399 12:14
مردمانى که مُقلد هستند، در نهایت یک «کپی» و یا درجهٔ دومی از مورد تقلید خود، خواهند شد…!
-
رعدوبرق
دوشنبه 9 تیر 1399 12:12
من از رعد و برق نمی ترسم اما میان بازوان تو امنیتی هست که ترس را زیبا می کندℳ لیلا کردبچه *رعد و برق*