-
وقتی هیچی نیستی و فقط هیکل گنده کردی ..
پنجشنبه 19 تیر 1399 12:51
وقتی هیچی نیستی و فقط هیکل گنده کردی ..
-
اولین بار اولین یار
پنجشنبه 19 تیر 1399 12:49
اولین بار اولین یار اولین دل دل دیدار اولین تب اولین شب سرفه های خشک سیگار زنگ آخر زنگ غیبت وقت خوب سینما بود زنگ نور و زنگ سایه امتحان بوسه ها بود اولین بار اولین بار آخرین فرصت ما بود بهترین جای ترانه بهترین جای صدا بود اولین بار اولین یار کشف طعم بوسه ی تو مثل کشف یخ و آتش کشف بی مرگی و ایثار کشف گستاخی آرش اولین...
-
آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت
پنجشنبه 19 تیر 1399 12:46
آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتم سر تا پایِ زندگیم را آبی کرده بودم آبی آبی آبی به رنگ دریا و نا گهان یک روز او را دست در دست کسی دیدم که سر تا پایش زرد بود زرد، مثل نور من شنا نمی دانستم دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم و غرق شدم در دریایِ آبی بیکران رویاها و کابوسها #حسین پناهی
-
بامدادان که کبوترها
پنجشنبه 19 تیر 1399 12:43
بامدادان که کبوترها بر لب پنجره باز، سحر غلغله میآغازند جان گل رنگ مرا بر سر دست بگیر به تماشاگه پرواز ببر آه بشتاب که هم پروازان نگران غمِ هم پروازند … هوشنگ ابتهاج
-
برای از تو نوشتن بهانه نمی خواهم .
پنجشنبه 19 تیر 1399 12:43
برای از تو نوشتن بهانه نمی خواهم . محبوب من ! بهانه بیشتر از این ؟ زمانی نفس می کشم که عطر نفس هایت دنیا را بهاری کرده است . امیر_نقدی_لنگرودی
-
تو آمدی ز دورها و دورها
پنجشنبه 19 تیر 1399 12:42
-
تو گل سرخ منی
پنجشنبه 19 تیر 1399 12:42
تو گل سرخ منی تو گل یاسمنی تو چنان شبنم پاک سحری ؟ - نه؟ از آن پاکتری . تو بهاری ؟ - نه، - بهاران از توست . از تو می گیرد وام، هر بهار اینهمه زیبایی را . هوس باغ و بهارانم نیست ای بهین باغ و بهارانم تو ! حمید مصدق
-
اگر به انسانهایی که دوستشان داریم
چهارشنبه 18 تیر 1399 12:37
عشق هر روز و هر لحظه طلب جدیدی از ما دارد. یکی از سادهترین آنها شاید فضا باشد: چقدر حاضرم به آدمی که تو هستی فضا بدهم تا آدمی باشی که خودت میخواهی؟
-
به غیر از عشق، دوستی و زیباییهای هنر،
چهارشنبه 18 تیر 1399 12:32
به غیر از عشق، دوستی و زیباییهای هنر، چیز قابل توجه دیگری نمیبینم که بتواند به زندگی معنا بدهد...
-
رَستم از این نَفس و هوا، زندهْ بلا، مردهْ بلا
چهارشنبه 18 تیر 1399 12:29
رَستم از این نَفس و هوا، زندهْ بلا، مردهْ بلا زنده و مرده، وطنم نیست به جز فضلِ خدا #مولانا
-
باران که میبارد
چهارشنبه 18 تیر 1399 12:28
باران که میبارد تمام کوچههای شهر پر از فریاد من است که میگویم: من تنها نیستم تنها منتظرم! تنها… کیکاووس یاکیده
-
ظرافت جوجه تیغی
چهارشنبه 18 تیر 1399 12:23
امتحان اصلی ، ترک کردن کسانی که دوستشان دارید نیست . بلکه آموختن زندگی کردن بدون کسانی ست که دوستتان ندارند.
-
درود بر تو
سهشنبه 17 تیر 1399 12:14
رئیس جمهور ایسلند برخلاف سیاستمدارانى که فقط ادعاى مردمی بودن دارند اغلب محافظ ندارد در صف خرید مى ایستد و در بازیهاى تیم ملى کشورش همانند مردم درجایگاه عادى ورزشگاه می نشیند
-
سانسور کردن یک شوخی است و
سهشنبه 17 تیر 1399 12:08
سانسور کردن یک شوخی است و این ترس بیمورد از روشنفکران و کتابهایشان است. ضرر بعدی اینجور سانسورها در مقدس شدن کتابهای سانسوری است...
-
-فقط بیست سالم بود و از آن به بعد دیگر،
سهشنبه 17 تیر 1399 12:02
-فقط بیست سالم بود و از آن به بعد دیگر، درباره همه چیزم دیگران تصمیم گرفتند. در آن لحظه اشتباهی کردم، اشتباهی که توضیح دادنش مشکل است. غیر قابل درک است، اما لحظه ی تعیین کنندهی تمام زندگیم بود و دیگر هرگز نتوانستم به عقب برگردم. -اشتباهی بازگشت ناپذیر در سن و سال جهالت! -بله. -در این سن و سال است که آدمها ازدواج می...
-
گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت
سهشنبه 17 تیر 1399 12:00
گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست حافظ
-
در کنار تو بودن
سهشنبه 17 تیر 1399 11:59
در کنار تو بودن و در کنار تو نبودن، تنها راهی است که با آن میتوانم زمان را بسنجم...
-
شهابی از پشت پنجره رد شد
دوشنبه 16 تیر 1399 13:13
شهابی از پشت پنجره رد شد داشتم به تو فکر می کردم همین یک نشانه کافی ست که از تو ،به خودم ازخودم به تو برگردم خوب خرابم بی تو ساعت دیواریِ ازتیک تاک خسته ام تمام صبح های تاریخ را خوابم گویی کتیبه ای ناخوانا ازبغض های چندساله است تنهایی های پر از دردم ... #دنیا غلامی
-
گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری
دوشنبه 16 تیر 1399 13:10
گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری که هق! هق!... تو مبادا به گوششان برسد #نجمه_زارع
-
:))
دوشنبه 16 تیر 1399 13:09
-
چنان فشرده شبِ تیره، پا که پنداری
دوشنبه 16 تیر 1399 13:04
چنان فشرده شبِ تیره، پا که پنداری هزار سال بدین حال، باز می ماند به هیچ گوشه ای از چارسویِ این مرداب خروس، آیهٔ آرامشی نمی خواند چه انتظارِ سیاهی! سپیده می داند؟!
-
مدتی هست که حیرانم
دوشنبه 16 تیر 1399 13:04
مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست... #وحشی_بافقی
-
من کجا؟ باران کجا؟
یکشنبه 15 تیر 1399 12:42
من کجا؟ باران کجا؟ باران کجا و راه بی پایان کجا؟ آه… این دل دل زدن تا منزلِ جانان کجا؟ هر چه کویَت دور تر دلتنگ تر مشتاق تر در طریق عشق بازان مشکلِ راحت کجا؟ پوریا سوری
-
همیشه منتظر بودم
یکشنبه 15 تیر 1399 12:41
همیشه منتظر بودم خدا از یه جایی وارد زندگیم بشه، ولی اون هیچوقت نیومد. البته اگه منم جای اون بودم خودمو قاطی این ماجراها نمیکردم.
-
اولین دوست داشتن
یکشنبه 15 تیر 1399 12:38
اولین دوست داشتن را هیچکس فراموش نمیکند، مخصوصاً اگر دختر باشی و به هر درے بزنی براے داشتنش... طبق میل اش بپوشی، بخندے، بیایی، بروے... لاک بزنی ، رُژ بزنی ، موهاے بافته شده ات را نشانش بدهی و منتظر بمانی تا قربان صدقهات برود و حظ ببرے از حرف هایش... "شب بخیر عزیزم"هایش تنها دواے بیخوابیات باشد... قهر که...
-
توی دلم گفتم:
یکشنبه 15 تیر 1399 12:35
توی دلم گفتم: عزیز دلم، با نگاهت مرا بدوز به هرجا که دلت میخواهد بدوز؛ به زندگی، به مرگ، به عشق، به هرچه دوست داری. در برابر نگاهت من ابر میشوم، دود میشوم که بتوانی مثل باد بازیام بدهی. نفس گرمت را روی تنم فوت کن، ببین چهجوری ناپدید میشوم... "عباس معروفی"
-
من در سلول انفرادیِ تنم
یکشنبه 15 تیر 1399 12:34
من در سلول انفرادیِ تنم بسیارمستعدِ آلوده شدن به بی خوابی هایت شدم این شب ها، شب های بی بازگشتِ من به خودم ... با خیالِ تو... بیداری را نقاشی می کنم چه برمن گذشته؟ منِ مرا ندیده ای؟ بیدار می مانم تا تو را به خواب ببینم شاید در آخرین دقایقِ بودنِ شب آخرین خاطرهٔ بوسه ات مرا به صبح بدوزد ویروس نگاهت، درد به جانم می...
-
ما را ز شب وصل چه حاصل؟
شنبه 14 تیر 1399 12:59
ما را ز شب وصل چه حاصل؟ که تو از ناز تا باز کنی بندِ قبا، صبح دمیدهست...! صائب تبریزی
-
بیا... قهوهای سفارش دادهام
شنبه 14 تیر 1399 12:12
بیا... قهوهای سفارش دادهام و از ترسِ آنکه مبادا دیر برسم کیف پولم را فراموش کردهام. مرام المصری
-
چهار گوشهی عالم را زنی مچاله کرد
شنبه 14 تیر 1399 12:06
چهار گوشهی عالم را زنی مچاله کرد پنجره را باز کرد دور انداخت...