-
غیرت
سهشنبه 31 تیر 1399 12:36
شما که رگ غیرتت از دوچرخه سواری زنان باد میکند و آن را بیهیچ دلیل قانونی و شرعی، عینِ بیدینی میخوانی، نظرت پیرامون این چرخدستی بانوان چیست؟! چرا از این وقایع دردناک سخنی بر زبان نمیرانی؟! شاید مصلحت نمیدانید! اولویتها را عجیب در این مُلک، گم کرده ایم!
-
یارا یارا گاهی دل ما را
سهشنبه 31 تیر 1399 12:35
یارا یارا گاهی دل ما را به چراغ نگاهی روشن کن چشم تار دل را چو مسیحا به دمیدن آهی روشن کن بی تو برگی زردم به هوای تو می گردم که مگر بیفتم در پایت ای نوای نایم به هوای تو می آیم که دمی نفس کنم تازه در هوایت به نسیم کویت ای گل به شمیم بویت ای گل در سینه داغی دارم از لاله باغی دارم با یادت ای گل هر شب در دل چراغی دارم...
-
تا خم نشوید
سهشنبه 31 تیر 1399 12:34
-
بعد از آن سنگلاخِ عاشقى
دوشنبه 30 تیر 1399 12:14
بعد از آن سنگلاخِ عاشقى نذر کردم قلبم را تنها به مهربان تر از خودم بسپارم ((ادیب حیدربگى))
-
بارون درخت نشین
دوشنبه 30 تیر 1399 12:12
دوک: می دانی که من، به عنوان دوک، می توانم بر همه اشراف ناحیه فرماندهی کنم؟ کوزیمو: من فقط این را می دانم که اگر من بیشتر از دیگران چیز بدانم، در صورت نیازِ آنها باید آنچه را که بلدم در اختیارشان بگذارم. به نظر من، فرماندهی یعنی همین.
-
زیادت را که دزدیدند؛
دوشنبه 30 تیر 1399 12:04
زیادت را که دزدیدند؛ کمت را آرزو کردم...! ((علیرضا آذر))
-
وجدان زنو
دوشنبه 30 تیر 1399 12:02
انسانها نه خوشجنس هستند و نه بدجنس و خیلی چیزهای دیگر هم نیستند. خوبی نوری است که فقط گاهگاهی عمق تاریک روح بشری را با شعلههای گریزان روشن میسازد: شعلهای برمیخیزد و بلافاصله خاموش میشود. ولی در لحظهای کوتاه که راه آدمی را روشن میسازد، شخص میتواند جهتی را که در تاریکی باید بپیماید انتخاب کند و به همین علت...
-
تو همان شعری هستی
دوشنبه 30 تیر 1399 12:00
تو همان شعری هستی که هیچگاه نگفتم اش تا همیشه در قلبم باقی بماند ... ((محمد شیرین زاده))
-
عادات گفتاریِ افرادی که خیلی دوست داشتنی هستند:
یکشنبه 29 تیر 1399 13:25
عادات گفتاریِ افرادی که خیلی دوست داشتنی هستند: . همیشه میپرسند: «چرا نشه؟» . هرجا که میتوانند مودب باشند، هستند . قدردان محبتهای کوچک هستند . تعریف کردنشان از شما واقعی است . چاپلوسی نمیکنند . اطلاعات مفید را با دیگران به اشتراک میگذارند . به دیگران پیشنهاد کمک میدهند . دیگران را به هم معرفی میکنند . نوبتشان...
-
اگر قصهای برای گفتن نداری
یکشنبه 29 تیر 1399 13:21
اگر قصهای برای گفتن نداری برای چی زندهای؟
-
خودم را در آغوش گرفته ام !
یکشنبه 29 تیر 1399 13:21
خودم را در آغوش گرفته ام ! نه چندان با لطافت نه چندان با محبت اما وفادار وفادار ...
-
کشاورز
یکشنبه 29 تیر 1399 13:17
-
چطور میشود به یک پروانه تبدیل شد ؟
یکشنبه 29 تیر 1399 13:15
چطور میشود به یک پروانه تبدیل شد ؟ باید آنقدر آرزو و اشتیاق پرواز داشته باشی که دیگر دلت نخواهد کرم باقی بمانی...
-
نامیرا
شنبه 28 تیر 1399 12:44
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که کلمهی نمی دانم و بلد نیستم کمتر از هر کلمه دیگری به گوشمان می خورد. چطور جماعتی تا قبل از این که بدانند که نمی دانند، به دنبال دانستن خواهند رفت... مگر ممکن است؟
-
بلند که می شوی
شنبه 28 تیر 1399 12:35
بلند که می شوی از روی خیالِ تنم دلم می گیرد دلم که می گیرد بلند می شوم روی دستِ تـ♥ـو و پیش از آنکه دوباره بر خیالِ تنم بخوابی تمام این شهر را در همین چند متر خانه جا می گذارم بیرونِ این خانه این سنگ هایی که به پایم می گیرند و رفتن را درد آور تر می کند همان هایی اند که سرت به آن ها خواهد خورد مهدیه لطیفی
-
با شبی که در چشمهایت در گذر است
شنبه 28 تیر 1399 12:31
با شبی که در چشمهایت در گذر است مرا به خوابی دیگر گونه بیداری بخش چرا که مـ♡ـن حقیقت هستی را در حضور تـ♥ـو جسته ام و در کنار تـ♥ـو صبحی است که رنج شبان را از یاد می برد بگذار صبحم را به نام تـ♥ـو بیآغازم تا پریشانی دوشینم از یاد برده شودℳ محمد شمس لنگرودی
-
کاش آرامش چشمان مرا
شنبه 28 تیر 1399 12:31
کاش آرامش چشمان مرا می خواندی تا تو را ، تا شب معراج نگاهم ببرم فرزانه کوتی
-
تو و هزار درد بی دوا
شنبه 28 تیر 1399 12:30
تو و هزار درد بی دوا تو و هزار حرف بی جواب کجا روی؟ به هرکه رو کنی تو را جواب می کند اگر چه بر دریچه ام در آستان صبح هنوز هم ملال ابربال می کشد ولی من ای دیار روشنی دلم چو شامگاه توست به سینه ام اجاق شعله خواه توست نگفتمت دلم هوای آفتاب می کند...
-
قطره زیبایی
جمعه 27 تیر 1399 11:15
-
شعر چیزی نیست
جمعه 27 تیر 1399 11:13
شعر چیزی نیست جز رقص گیسوی زنی در آغوش باد ، یا خنده ی گرمش در عصرهای پر از خستگی ، یا وزن نگاه دلنشین و ردیف اش . . . زنها شعرترین شعر بی کتاب این جهان اند #جبار_فتاحی_رستا
-
شانههایت نثارم کن تا بگریم
جمعه 27 تیر 1399 11:07
شانههایت نثارم کن تا بگریم از همینجا بگو تا آنجا بگریم هم به امروز وُ هم دیروز وُ پریروز هم به فردا وُ هم پسفردا بگریم رفتنت تا نبودَت تا حرفهایت حال باید به سختی امّا بگریم داد وُ فریاد! باید هِقهِق کنم من رود تا رود ، دریا دریا بگریم حیف اینجا بهشتی هرگز ندیدم گاه از آن جهنم دنیا بگریم سَر بر آن دوشِ مردانَت...
-
از حالا به بعد
جمعه 27 تیر 1399 11:06
از حالا به بعد کلمات را روی کاغذ می ریزم می گذارم روی نگاهت پخته شوند شعر تازه همیشه می چسبد با لبخند داغ تو احمد حق شناس
-
گاهی آدم به یاد کسی گریه نمیکند،
جمعه 27 تیر 1399 11:04
گاهی آدم به یاد کسی گریه نمیکند، اصلا آدم نمیفهمد چرا گریه میکند و شاید یک نقطه عمیق و نرم و ولرم، مثل نور آفتاب بهاری، توی دلش پیدا میشود که اصلا حس بدی هم نیست. حتی یک احساس شادی است. گریهآور هم نیست، ولی آدم بیاختیار گریهاش میگیرد.
-
در حقیقت افسانه های بهشت و دوزخ
پنجشنبه 26 تیر 1399 12:53
در حقیقت افسانه های بهشت و دوزخ همواره در ادیان گوناگون برای انگیزش طبقه متوسط و تحت نظر گرفتن اعمال آنها به وجود آمده است. شدت و ضعف بهشت و دوزخ را از نظر فریبندگی و هراس انگیزی میان ملل و اقوام مختلف و گوناگون می توان به نسبت فهم و شعور آنان سنجید.
-
مرغ جانم ز آشیانه ی تن
پنجشنبه 26 تیر 1399 12:52
مرغ جانم ز آشیانه ی تن جز به کویت کجا کند پرواز؟
-
تو تپانچه ای هستی در دست من
پنجشنبه 26 تیر 1399 12:51
رود گنگ با آفتاب منعکسش از موهایت می گذرد رودی که از آن می نوشم در آن غسل می کنم می میرم دو بلدرچین در چشمانت داری که دستان سرد مرا پناه می دهند در عبور از زمستان های زندگی صدای تو شالی ست که دور شانه های من می پیچد و لب هایت مسیر کافه های پاریس را نشان می دهند اما تمام این ها توصیف کامل تو نیست تو چیزی فراتری از آن...
-
درباب حکمت زندگی
پنجشنبه 26 تیر 1399 12:51
هنگام مواجه شدن با ابلهان، انسان تنها یک راه برای نشان دادن شعور دارد؛ که همکلام نشدن با آنهاست.
-
قطره زیبایی
پنجشنبه 26 تیر 1399 12:30
-
خیانت
چهارشنبه 25 تیر 1399 12:39
-
یـکی جویم، یکی گویم، یکی دانم، یکی خوانم
چهارشنبه 25 تیر 1399 12:38
دوئی از خود، بُرون کردم، یکی، دیدم دو عالَم را یـکی جویم، یکی گویم، یکی دانم، یکی خوانم #مولانا