-
چون بِجُنبانی سَرت را در نمازی باطل است،
چهارشنبه 25 اسفند 1400 03:48
چون بِجُنبانی سَرت را در نمازی باطل است، عشق تمثیل قشنگی از``صلاةِ کامل`` است... حسین قاسم زاده خمامی
-
بهار
چهارشنبه 25 اسفند 1400 03:46
-
در من چه کردی سال کهنه آخرت را،،؟
سهشنبه 24 اسفند 1400 04:16
در من چه کردی سال کهنه آخرت را،،؟ ای سال آتی میبری دردسرت را ؟،، وقتی تمام آسمان باران ندارد ،، باران گرفتی خیسی دور و برت را ؟،، بااین زمستان و تمام حرف هایش ،، شاخه ندیدی مردن بار و برت را ،،؟ حتی نگاه پنجره با درد میگفت ، ای پاشنه گم کردی احساس درت را ،، درحوض بی ماهی که آبی هم نمانده ،، آبی به سال نو نداده...
-
میخواهم از آن قمصر سرخ لبان تو
سهشنبه 24 اسفند 1400 04:15
میخواهم از آن قمصر سرخ لبان تو قرضش کنم قند کنار چای تلخم را پایین چین دامنم را هم گره کردم من زیر و رو کردم به دنبال تو بختم را شب تا سحر در فکر تو میرقصد افکارم بی تو نمیخواهم من حتی خواب تختم را قندم چه شد؟ گو از لبت کی میدهی وامم؟ پس میدهم با بوسه از عمد، قرضم را مریم نیک پی
-
هی بدوم این همه فاصله ها رو..
سهشنبه 24 اسفند 1400 04:13
-
آب شده زمستان روی پیچکها
سهشنبه 24 اسفند 1400 04:12
آب شده زمستان روی پیچکها نفَس میکشد هوا عمیق به عمقِ آسمان نزدیک است تلنگرِ زمین! فروردین فصلِ آفتاب و ابرهای بازیگوش فصلِ گنجشکها و شکوفههای زردآلو اردیبهشت جشنِ باغ و بهار میرقصد باد آرام میخواند باز باران سبز، زرد، قرمز خرداد و امتحانِ نقاشی قبول میشود بهار نفَس میکشد زمین! ناهید ساداتی
-
فراموش نکن
سهشنبه 24 اسفند 1400 04:11
-
مهمان دلم باش، دلم جای بدی نیست
سهشنبه 24 اسفند 1400 04:10
مهمان دلم باش، دلم جای بدی نیست این خانه به غیر از تو، سرای احدی نیست هر لحظه به این ذوق که می آیی و هستی می مانم و اندوه؛ که عمرم ابدی نیست هرچند ؛ پر از زخم زمانه است ؛ ولی امن آرام بیا ؛ در دل من دیو و ددی نیست من خسته - دلم خسته تر از من من ساحل متروکه ! مرا جزر و مدی نیست سرد است زمستان چرا پالتو تنم نیست؟ بگیر...
-
در ازدحام شهر
سهشنبه 24 اسفند 1400 04:09
در ازدحام شهر هنوزم دلتنگم هر چه هست دلتنگ آن کوچه ام که با تو آشنا شدم کاهش بیراهه ای بود دوباره از آن کوجه گذر می کردم دوباره تازه میشدم از عشق آه!!دلم آروزی وصل نه دیدار تو میخواهد چه بگویم چه کنم بازمی نویسم ارزویم را ولی افسوس تقدیر نوشته هایم را نمی خواند سارا دودانگه
-
بهار نزدیک است
سهشنبه 24 اسفند 1400 04:08
-
شاید از یاد هم رفته باشیم
سهشنبه 24 اسفند 1400 04:07
شاید از یاد هم رفته باشیم اما بهار؛ ناجوانمردانه؛ همهی گذشته را زنده میکند... میدانی انسان با چه میمیرد؟ با خاطرات... چیستا یثربی
-
در من کافریست
سهشنبه 24 اسفند 1400 04:05
-
توجهت ..
دوشنبه 23 اسفند 1400 01:45
-
روزی اگر ترانه ی خورشید
دوشنبه 23 اسفند 1400 01:44
روزی اگر ترانه ی خورشید در زیر سقف شب از یادها رود من با هزار نغمه ی افسون در تنگنای دخمه ی تاریک ذهنتان خورشید های خفته ی بی رهگذار را بیدار می کنم صالح وحدت
-
امان از وقت هایی که نمی شود
دوشنبه 23 اسفند 1400 01:42
گاهی نمی شود... نمی شود با جماعت آدم ها جفت شد امان از وقت هایی که نمی شود زمین و آسمان را هم که به هم بدوزی روی بلندترین بام شهر هم که بایستی، وقتی قرار بر نشدن باشد، باز نمی شود ستاره ها را نشانه بگیری، از کوه ها الگو برداری و به ماه آرزوهایت را بگویی، بخواهد که روزگارت را پر از بی کسی کند، کار خودش را به نحو احسنت...
-
غریبه
دوشنبه 23 اسفند 1400 01:36
-
منتظر می مانی
دوشنبه 23 اسفند 1400 01:28
منتظر می مانی آرام آرام فصل به فصل سال ها می گذرند باران نمی بارد زیر پلک هایت... دیوار گلدان ترک بر می دارد. عباس عابد- ساوجی
-
عیدتون مبارک
دوشنبه 23 اسفند 1400 01:27
-
زندگی ام ؛
دوشنبه 23 اسفند 1400 01:26
زندگی ام ؛ تاتر زیبایی بود روی صحنه ؛ همه چیز عالی.... تمام صندلیهای دورم ؛ همیشه خالی ... چیستا یثربی
-
کوچه بهار
دوشنبه 23 اسفند 1400 00:43
-
ترک برداشته ام
دوشنبه 23 اسفند 1400 00:41
ترک برداشته ام مانند زمینی که آبش پیشکش آسمان شده باشد وحالا انتظار ابری را می کشد که هیچ وقت خیال باریدن ندارد... مهرنوش نوید پور
-
عیدتون مبارک
دوشنبه 23 اسفند 1400 00:40
-
آمین
یکشنبه 22 اسفند 1400 02:43
-
گیسو شده چون حریر بر شانه من
یکشنبه 22 اسفند 1400 02:42
گیسو شده چون حریر بر شانه من عطر گل یاس می دهد خانه ی من تو وعده ی مهمان شدنت را دادی انگشت تو باز می شود شانه ی من فاطمه_رضانژاد
-
تو را آنقدر میخواهم که باغی باغبانش را
یکشنبه 22 اسفند 1400 02:41
تو را آنقدر میخواهم که باغی باغبانش را که گنجشکی میانِ سوزِ سرما آشیانش را تو را آنقدر میخواهم که یک آهویِ درمانده میانِ پنجه شاهینیِ صیّاد،جانش را تو را آنقدر میخواهم که فریادی شنیدن را... که پروانه درون پیله شوق آسمانش را هوا وقتی که با عطر تنش بوی تو را دارد بهاری تازه میبخشد زمین و ساکنانش را تمام قصّه ام شد یک...
-
دل را
یکشنبه 22 اسفند 1400 02:39
-
برگرد! تا وقتی نمیآیی نمیچسبد
یکشنبه 22 اسفند 1400 02:37
برگرد! تا وقتی نمیآیی نمیچسبد بانوی من! پاییز، تنهایی نمیچسبد وقتی نباشی پیش من، پاییز، جای خود... هر چیز زیبا و تماشایی نمیچسبد بر سرزمین غصبی دل، بعد تو، شاهم! بر مُلک خالی، حکمفرمایی نمیچسبد دار و ندارم بودهای، هستی و خواهی بود داروندارم! بی تو دارایی نمیچسبد کم "هیت لک" نشنیدهام امّا "معاذ...
-
منِ من،یکی را بفرست،
یکشنبه 22 اسفند 1400 02:36
منِ من،یکی را بفرست، پادر میانی کند، مرا ببخش که اینهمه از تو دور مانده ام، دیگر حتی رنگ چشمانت را نمی شناسم، بیا و سخت درآغوشم بگیر، دلم برای بودنت ،ماندنت،تنگ شده، مرا به یاد خودم بیاور، منِ من،پیراهن های رنگیت را بپوش! این بهار،با باغی از یاس و اقاقی به دیدارم بیا، من سالهاست منتظر رسیدنت روی پله های بی کسی نشسته...
-
فهمیده شدن
یکشنبه 22 اسفند 1400 02:35
-
این شب ها..،
یکشنبه 22 اسفند 1400 02:34
این شب ها..، شبیه رنگ غم اتاق کوچکی شده ام که پنجره اَش هرگز نور را بر تن زخمی دیوارهای خسته اَش لمس نکرد تا نور خفیف ستاره های آسمان دلش مثل تابشِ ماه بی جان روی صورت سایه های خیالیِ پرده های سُرخِ حنجره ی قلم نقش ببندد؛ اما انگار در سلول انفرادی طالع قهقه این چنین بود مثل هق هق گلوی متورم واژه هایم که همچون هلال...