-
عاشق که می شوی
سهشنبه 2 فروردین 1401 00:49
عاش ق که می شوی تمام جهان نشانی از معشوقه ات دارند یک موسیقی زیبا یک فنجان قهوهی تلخ یک خیابان خلوت و ساکت جهان عاشقی زیباست آنقدر زیباست که آواره شدنش هم زیباست مردن در عاشقی هم زیباست محمود_درویش
-
امیدی هست
سهشنبه 2 فروردین 1401 00:48
-
نوروزباستانی
دوشنبه 1 فروردین 1401 01:42
-
باران را بخوان در زُلِ آغوشم
دوشنبه 1 فروردین 1401 01:41
باران را بخوان در زُلِ آغوشم با تنت کوهی بساز دورتادورِ این ویرانی حصارِ قلبَم باش بگذار جهانِ من ، خلاصهی دستانت شود پشت سَرم بمان بگذار هربار که برمیگردم ، کوهستانِ وجودَت آرامم کند مرجان_پورشریفی
-
امروز که اولین نسیم بهاری
دوشنبه 1 فروردین 1401 01:41
امروز که اولین نسیم بهاری تداعی نفسهایت شد فهمیدم هنوز هم فراموشت نکردم هنوز هم یادت مثل زلزله ای ویرانگر خرابم می کند هنوز هم دنبال قاصدکی هستم تا تو را آرزو کنم هنوز هم اصلا بگذار ساده بگویم هنوز هم عاشقت هستم مهدیه تهرانچی
-
بغلم کن شکلِ یک سیگار میانِ لبهای این تصویر
دوشنبه 1 فروردین 1401 01:37
بغلم کن شکلِ یک سیگار میانِ لبهای این تصویر بغلم کن شکلِ این دیوار میانِ شبهای بیتقدیر بغلم کن که روزگار از دمای سخت گذشته است، بغلم کن که این درد به تزریق رسیده است بغلم کن شبیه یک ماهی، میانِ تورِ ماهیگیر بغلم کن میانِ خرواری از درد، تو فقط دستِ مرا بگیر بغلم کن تو ای منحصر به فردِ دیوانگی، بغلم کن شبیه یک دارو...
-
سال نو مبارک
دوشنبه 1 فروردین 1401 01:34
-
هربار که اخم می کنی یک سال موهایم سپیدتر می شود
دوشنبه 1 فروردین 1401 01:33
هربار که اخم می کنی یک سال موهایم سپیدتر می شود انزوا در هزار چم گلو بغض می کند اما هر بار که می بینمت انقدر عاشقت هستم که چشمهایم که چشمهایم به سکسکه بیفتد هربار که اخم می کنی زبری نگاهت سنباده ای می شود روی چشمهایم تو اشتباه بزرگ منی بی قاعده زیبا همچون سیبی سرخ در دامن حوا انقدر عاشقت هستم که زخم هات چارزانو روی لب...
-
دل آدمی به هنگام بهار
دوشنبه 1 فروردین 1401 01:32
دل آدمی به هنگام بهار زمستان را میخواهد و به وقت زمستان بهار را دلتنگ میشود برای هر آنچه که دور است آیا باید همیشه به هم رسید؟ بیخیال شو! بعضی چیزها وقتی که نیستند زیبایند! آزدمیر آصف
-
چای دیگری بریزم؟
دوشنبه 1 فروردین 1401 01:29
دوستیات قدری بود که هیچ دعایی درآن خواب انتها نمیدید و نگاهت بلد راهی تا صبح را نشانم دهد « گل خزان ندیده!» کدام سوی را نشان گرفتهای؟ دامنههای پرشقایقام هرگز لب نخواهند زد: « خدا تو را نگهدار» بالشها چه خواب سنگینی دارند از ضربان جاز نیز پلک باز نمیکنند «آن گل سرخی که دادی» صفحه برگشته است چای دیگری بریزم؟...
-
سال نو مبارک
دوشنبه 1 فروردین 1401 01:29
-
پنیرهای ریشه زده از نخلهای جنوب
دوشنبه 1 فروردین 1401 01:28
پنیرهای ریشه زده از نخلهای جنوب و چروکهای پیشانی پر شده از شرجی آفتاب پشت کوهها دراز کشیده در جنون خواب که بودی بهار شده بود بهار_چمنکار
-
بهار
یکشنبه 29 اسفند 1400 03:38
-
پشت یک پنجره
یکشنبه 29 اسفند 1400 03:38
پشت یک پنجره از عِطر نفسهای تو بود که تنها به یک شاخه نشست... علیرضا_مقدس
-
اطلسیها شکفتند
یکشنبه 29 اسفند 1400 03:37
اطلسیها شکفتند دستان یخزدهی زمستان، ترمهی سبزینهاش را بر تن کرد متن پر از رد پای قاصدکها شد فرشته_پورمیرزایی
-
نوروزتان مبارک
یکشنبه 29 اسفند 1400 03:36
-
پنجره ای رو به خورشید بهار
یکشنبه 29 اسفند 1400 03:34
پنجره ای رو به خورشید بهار خیره در چشمانت رسیدم به خدا فریده_نورمحمدی_یگانه
-
عشق آفرینِ من !
یکشنبه 29 اسفند 1400 03:31
عشق آفرینِ من ! نبودنت هم زیباست وقتی تنهائی ام را پر از معنا می کند پرویز صادقی
-
جوابی درست به سوال اشتباه
یکشنبه 29 اسفند 1400 03:30
جوابی درست به سوال اشتباه آغاز پایانم هبوط یک پرواز حمید_صراف
-
نوروزتان مبارک
یکشنبه 29 اسفند 1400 03:29
-
صندوقچه قدیمیات را نگرد
یکشنبه 29 اسفند 1400 03:27
صندوقچه قدیمیات را نگرد حتی اگر بهار حتی اگر شکوفه در پس دیوارهای تار گم شود، مهربانی و زیبایی گم نخواهد شد... شب هر چه تاریک تر ستارگان روشن تر! گروس عبدالملکیان
-
سال، نو می شود
یکشنبه 29 اسفند 1400 03:25
سال، نو می شود و یادت، یک سال کهنه تر... هرچه بیشتر می گذرد این شراب کهنه بیشتر مرا مست می کند... زهراطراوتی
-
در نبندیم به نور
شنبه 28 اسفند 1400 02:16
در نبندیم به نور در نبندیم به آرامش پُر مهر نسیم رو به این پنجره با شوق سلامی بکنیم .. سهراب_سپهری
-
عشق یعنی همهٔ جهان را در موجودی خلاصه کردن
شنبه 28 اسفند 1400 02:16
عشق یعنی همهٔ جهان را در موجودی خلاصه کردن و آن موجود را به عرش الهی رساندن. ویکتور_هوگو
-
تا بهار راهی نمانده
شنبه 28 اسفند 1400 02:15
تا بهار راهی نمانده جان به جانت زدم و نوشیدم امانم دهید تا مست شوم مسعود_کیمیایی
-
مهربانی
شنبه 28 اسفند 1400 02:14
-
بهار بی تو بهار نیست
شنبه 28 اسفند 1400 02:13
بهار بی تو بهار نیست هفت سین واژگونه ای است که سین های آن مثل دندانهای مرده بیرون زده است بهار بی تو سرآغاز ناچاری است سال کبیسه ای که از کوچه می گذرد و نمی داند چگونه به پایان برسد آرزو_نوری
-
رنگی به رخ ندارد بهار
شنبه 28 اسفند 1400 02:13
رنگی به رخ ندارد بهار و حرفی از میوه نجوای روشنی مثل گل واژه های پیراهن آت نشکفته است روی بی زبانی شاخه ها نگذار از کنار درختان لال بگذرد این جوی حالا که سبز پوشیده ای چرخی بزن باغ را با چترباز گل... هوشنگ_رئوف
-
مهربانی
شنبه 28 اسفند 1400 02:12
-
نشاط این بهارم بی گلِ رویت
شنبه 28 اسفند 1400 02:11
نشاط این بهارم بی گلِ رویت چه کار آید؟ تو گر آیى، طرب آید بهشت آید بهار آید... | بیدل دهلوی |