-
غمهایمان خلاصه ی تاریخ است
شنبه 28 اسفند 1400 02:07
غمهایمان خلاصه ی تاریخ است لبخندها و شادی مان زوری ای کاش شانه های غمت بودم لعنت به مرز و فاصله و دوری سید مهدی موسوی
-
در چشم هایت خیره بودم، غرقِ لبخند
شنبه 28 اسفند 1400 02:06
در چشم هایت خیره بودم، غرقِ لبخند اما زنی در عمق جانم گریه می کرد رفتم...ولی از سایه ام می شد بفهمی چشمم، لبم، دستم، دهانم گریه می کرد... | نرگس میرفیضی |
-
بهار
جمعه 27 اسفند 1400 05:14
-
با تو می شود سنگ ها را پشت سر گذاشت
جمعه 27 اسفند 1400 05:14
با تو می شود سنگ ها را پشت سر گذاشت سفالینه ها را خط زد شیشه پنجره ها را تیز در آغوش کشید مثل آغوش تو بدون هیچ دلهره ای می دانم جای دوری نمی رود این قصه پیشانی ام که تا چین می رود تمام سال ها را غرق با تو خواهم شد... لیلا مینا خانی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 27 اسفند 1400 05:11
-
گاهی اشکها
جمعه 27 اسفند 1400 05:10
گاهی اشکها یک قدم از سکوت جلوتر می روند تا حرفهای جامانده پشت درها را فریاد بزنند ... ((آرزو کاظمی))
-
عیدتون مبارک
جمعه 27 اسفند 1400 05:09
-
به احمقانه ترین شکل ممکن
جمعه 27 اسفند 1400 05:07
به احمقانه ترین شکل ممکن دلتنگ کسی هستم که هیچ خیابانی را با او قدم نزدهام! اما او در تمام خاطرات من راه میرود... ((گروس عبدالملکیان))
-
جمعه
جمعه 27 اسفند 1400 05:07
-
ای عشق شکسته ایم، مشکن ما را
جمعه 27 اسفند 1400 05:06
ای عشق شکسته ایم، مشکن ما را این گونه به خاک ره میفکن ما را ما در تو به چشم دوستی می بینیم ای دوست مبین به چشم دشمن ما را ((فریدون مشیری))
-
با ما گفته بودند:
جمعه 27 اسفند 1400 05:05
با ما گفته بودند: «آن کلامِ مقدس را با شما خواهیم آموخت لیکن به خاطرِ آن عقوبتی جانفرسای را تحمل می بایدِتان کرد.» عقوبتِ جانکاه را چندان تاب آوردیم آری که کلامِ مقدسِمان باری از خاطر گریخت! ((احمد شاملو))
-
بهار
جمعه 27 اسفند 1400 05:02
-
بهار
پنجشنبه 26 اسفند 1400 02:19
-
همهٔ سفرهایم
پنجشنبه 26 اسفند 1400 02:19
همهٔ سفرهایم به یک مقصد کوچک ست به یک باغ گل های آرامش اسم تو پرویز صادقی
-
می زند بر هم
پنجشنبه 26 اسفند 1400 02:18
-
فریب خورده ام از دنیایی
پنجشنبه 26 اسفند 1400 02:17
فریب خورده ام از دنیایی که تمام عاشقانه ها نقشه ی مچاله شده ای ست در جیبِ اقیانوس های نا آرام جهان؛ و چشمانت چه بی رحمانه مثل جنایتکار جنگی مرا همچون شهر بی دفاع محاصره کرده بود انگار..، تمام شده فصل شعرهایم در قحطی فشنگِ اسحله ی سربازان شکست خورده مانند خودکاری که دیگر جوهر ندارد برای نوشتن و نوشیدن مرگ زیر هجوم تیر...
-
انتظار
پنجشنبه 26 اسفند 1400 02:17
-
دوست دارم
پنجشنبه 26 اسفند 1400 02:16
دوست دارم دلتنگت، شدنم را، آنچنان که در عکسی لبخندت را مروت خیری
-
حال خوب
پنجشنبه 26 اسفند 1400 02:13
-
هنوز آخرین جمله خدا توی گوشم زنگ میزند:
پنجشنبه 26 اسفند 1400 02:12
هنوز آخرین جمله خدا توی گوشم زنگ میزند : " از قلب کوچک تو تا من یک راه مستقیم است، اگر گم شدی از این راه بیا . بلند شو . از دلت شروع کن . شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم "
-
نه تگرگ آشفتهام میکند،
پنجشنبه 26 اسفند 1400 02:10
نه تگرگ آشفتهام میکند، و نه محاصرهی برف پریشانم مقاومت میکنم گاه با شعر و گاه با عشق دیگر هیچ چیزی جز آنکه دوستت داشته باشم و شعر عاشقانهای برایت بنویسم مرا در این سرمایِ ابدی گرم نمیکند ... | نزار قبانی / ترجمه: سعید هلیچی |
-
می شود
پنجشنبه 26 اسفند 1400 02:08
-
خوبان گنه ندارند گر یاد ما نکردند
چهارشنبه 25 اسفند 1400 04:04
خوبان گنه ندارند گر یاد ما نکردند چون شعر بد به خاطر، نتوان سپرد مارا محمد قهرمان
-
و شب تا سپیده تو را بی قرارم
چهارشنبه 25 اسفند 1400 04:00
و شب تا سپیده تو را بی قرارم پُر از اشکِ گرم و پُر از انتظارم دلم تنگِ تنگُ، قفس سردِ سرد است جهانم زمستان و من بی بهارم خدایا کمک کن دوباره ببارم تو بودی و دیدی که صبری ندارم چو پاییز زردم، چو مرداب راکد ولی تا سپیده تو را بی قرارم ساغر روحانی فر
-
چه اجباریست
چهارشنبه 25 اسفند 1400 03:58
-
روبرویم بنشین
چهارشنبه 25 اسفند 1400 03:57
روبرویم بنشین مرا باچشمانت درآغوش بگیر از من بپرس آیادوستت دارم؟ انگشتان نحیفم که ازگرمای دستانت جان گرفت قول می دهم راستش رابگویم که بگویم تاهمیشه. زهره اسماعیل بیگی
-
:)))
چهارشنبه 25 اسفند 1400 03:55
-
شاید روزی اگر می آمدی
چهارشنبه 25 اسفند 1400 03:52
شاید روزی اگر می آمدی شعر هایم دیگر حس دلتنگی نداشت شاید این بغض فروخورده دیگر از باران تمنای هم آوازی نداشت شاید روزی اگر می آمدی زندگی دیگر روز های تکراری نداشت دیگر از فردا طلوع صبح رنگ تنهایی نداشت ... ((محمد شیرین زاده))
-
زندگی
چهارشنبه 25 اسفند 1400 03:50
-
باران که می شوی
چهارشنبه 25 اسفند 1400 03:50
باران که می شوی سوسنی درمن راه می رود رنگ به رنگ لیلادهقان