-
بهار یعنی شعر از لبانِ تو بروُید
جمعه 5 فروردین 1401 00:52
بهار یعنی شعر از لبانِ تو بروُید از دستهایت گندمزار ... نیلوفر_ثانی
-
عیدتون مبارک
جمعه 5 فروردین 1401 00:51
-
شب در من هیاهویی بر پا کرده است
پنجشنبه 4 فروردین 1401 00:58
شب در من هیاهویی بر پا کرده است ماه از لبان شعر تو را می نوشد.. نیلوفرثانی
-
آنکه رخسار تو را
پنجشنبه 4 فروردین 1401 00:53
آنکه رخسار تو را این همه زیبا می کرد کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد عماد_خراسانی
-
مادامی که به جستجوی این بپردازید
پنجشنبه 4 فروردین 1401 00:52
مادامی که به جستجوی این بپردازید که "خوشحالی" شامل چه چیزهایی میشود، خوشحال نخواهید شد... ((آلبر کامو))
-
آنکه آرامش را برای دیگری هِجی میکند
پنجشنبه 4 فروردین 1401 00:49
آنکه آرامش را برای دیگری هِجی میکند خود روحی آسمانی دارد.... هانیهطهرانی
-
نوروزتان مبارک
پنجشنبه 4 فروردین 1401 00:45
-
به آینه گفتم:
پنجشنبه 4 فروردین 1401 00:32
به آینه گفتم: «فرصت کم است وقتی برای شمردنِ بهارهای رفته نمانده، دستی به موهایم بکش هرطور شده باید این فصل زیبا بمانم» لیلا کردبچه
-
راحت همه چیز به آخر می رسد ..
پنجشنبه 4 فروردین 1401 00:28
راحت همه چیز به آخر می رسد .. تو هنوز در قطاری و می روی ریل اما خیلی وقت است تمام شده .. "سید محمد مرکبیان"
-
ماهی قرمز تنگ بلورم
پنجشنبه 4 فروردین 1401 00:24
-
در زدی باز کردم،
پنجشنبه 4 فروردین 1401 00:23
در زدی باز کردم، سلام کردی اما صدا نداشتی، به آغوشم کشیدی اما سایه ات را دیدم که دست هایش توی جیبش بود... "گروس عبدالملکیان"
-
و از آرزوهای بی شمار
پنجشنبه 4 فروردین 1401 00:21
و از آرزوهای بی شمار تنها و تنها تو را خواستم خواستنی با شکوه رویایی و محال و محال! نیکی_فیروزکوهی
-
آرام باش! درست می شود...
چهارشنبه 3 فروردین 1401 00:48
آرام باش! درست می شود... نه هیچ شبی و نه هیچ زمستانی دائمی نیست! آفتاب می تابد، شاخه ها جوانه می زنند و تمامِ شکوفه های در انتظار متولد خواهند شد... هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب نمی ایستد و هیچ ماهی تا همیشه در حصار نمیمانَد.. نور، سپاه سیاهی را میدرد حتی اگر به قدرِ روزنه ای باشد و بهار؛ هزار هزار زمستان را سبز...
-
نوروزتان مبارک
چهارشنبه 3 فروردین 1401 00:48
-
بنویس: برف
چهارشنبه 3 فروردین 1401 00:46
بنویس: برف شاید زمستان یادش بیاید. مثل آن روزها که دفترها کاهى بود مىنوشتیم: بابا مىآمد مىنوشتیم: نان مىداد مىنوشتیم: باران مىبارید... هنگامه_درخشان
-
بال بگستران و پرواز کن آسمانم را
چهارشنبه 3 فروردین 1401 00:43
بال بگستران و پرواز کن آسمانم را خاورمیانهی با شکوه توام من پرواز کن از مرزهایم از رودخانههایم آبی به منقار بگیر نوشم کن که داروی توام من شبکلاه سرمای کوهستانم، سر تو را حریر اندام توام در گرمای سینهام که میپیچانمت بال بزن بزن خورشید توام دانه بچین از چشمانم صبحانهی تو منم شیر تو منم دهان من، دام توست بیا سرکشی...
-
ماهتاب میوهای لرزان
چهارشنبه 3 فروردین 1401 00:38
ماهتاب میوهای لرزان بر شاخهی آسمان من و تو قرارمان روی بلندترین صخره تا نبیندمان هیچ سایه هیچ همسایه میآیی با خندههای وحشیانه ماهِ چهارده میتابد حسین منزوی دارد به غزلی تازه میاندیشد که در آن ماه راز باندایش ورای دست رسیدن بود من چرا از شعرهایت نفهمیدم ماهت از بالانشینهاست؟! ((ستی سارا سوشیان))
-
از من کوچ کن!
چهارشنبه 3 فروردین 1401 00:36
از من کوچ کن! دار و ندارت را ببر! فقط بگذار چشمانت بماند تا اجاق شعرم کور نشود...! کرامت یزدانی
-
نوروزتان مبارک
چهارشنبه 3 فروردین 1401 00:34
-
نکند از یاد ببری بهار در راه است،
چهارشنبه 3 فروردین 1401 00:33
نکند از یاد ببری بهار در راه است، نکند یادت برود اسفند آخرین ماهِ سال است، تمام میشود امسال ، میرود این سوزِ دردناکِ زمستان که هیچ بهاری نشد که نیاید! که هیچ زمستانی پس از اسفند نمانَد! آرام باش نازنینم، که خورشید، از پسِ این ابرهای تیره برمیاید، که کنار میزند ظلماتِ درد و تنهایی را و، به روی ماهِ تو لبخند میزند.....
-
تو را من بر نم نمِ بارانم ،چون گُهر بارانم ...
چهارشنبه 3 فروردین 1401 00:30
تو را من بر نم نمِ بارانم ،چون گُهر بارانم ... بر دل صحرا می نویسم تو را من ای ماه تابانم ، در دل شب ها ... بر سیاهی آسمان ها می نویسم تو را من ای جان شیرینم مثل نیلوفر ... بر لب دریا می نویسم تو را من ای هستی ام جانم ، وقت خوابم بر ... دامنِ رویا می نویسم تو را من چون ترانه، عاشقانه ، با لطافت ... بر بلورِ صاف قلبم...
-
ماهی قرمز تنگ بلورم
چهارشنبه 3 فروردین 1401 00:29
-
یا امام رضا (ع)خسته ام درمانده ام:(((
سهشنبه 2 فروردین 1401 01:04
-
در انتظار بهار باش
سهشنبه 2 فروردین 1401 01:02
در انتظار بهار باش شکوفه اى ، مرا به تو خواهد رساند... هنگامه_درخشان
-
یک زندگی کم است ...!
سهشنبه 2 فروردین 1401 00:59
یک زندگی کم است ...! برای آنکه تمام شکلهای دوستت دارم را با تو در میان بگذارم ... میخواهم هر صبح که پنجره را باز میکنی ، آن درخت روبه رو من باشم ... فصل تازه من باشم ... آفتاب من باشم ... استکان چای من باشم ... و هر پرنده ای که نان از انگشتان تو میگیرد ... یک زندگی کم است ...! برای شاعری که میخواهد در تمام جمله...
-
مدت هاست که میبینمت و نمیدانی ،
سهشنبه 2 فروردین 1401 00:57
مدت هاست که میبینمت و نمیدانی ، نمیدانی چه لذتی دارد وقتی در خیالم با تو قدم میزنم دستهایم را می فشاری وآتش در دلم زبانه میکشد عرفان_وفایی
-
سال نو مبارک
سهشنبه 2 فروردین 1401 00:56
-
پشت آن پلک های شب زده
سهشنبه 2 فروردین 1401 00:54
پشت آن پلک های شب زده یک روشنا برایت گذاشته ام سر دو راهی خیال از شب که عبور کنی می رسی به طلوع چشم هایم ببین چقدر نزدیکم اگر بیایی ببین چقدر رسیدن منتظر آمدن توست علیرضا_اسفندیاری
-
بهار
سهشنبه 2 فروردین 1401 00:53
-
سالها گذشت تا من یاد گرفتم
سهشنبه 2 فروردین 1401 00:50
سالها گذشت تا من یاد گرفتم با تقدیر میشود جنگید.. با سرنوشت میشود جنگید ... اصلا با کل عالم میشود جنگید ، اما... فقط با کسی که سخت عزم رفتن کرده، نه... نمیشود جنگید ... ملیکا_سهرابی