-
و بعد از من
سهشنبه 6 اردیبهشت 1401 01:19
و بعد از من تنها وارث میراث عاشقانه ام توئی این پرنده های ابدی که از کف دست خیال تو دانه می چینند و تو را در من به اوج عشق پرواز می دهند بعدِ من جان تو وُ جان رؤیاهای من این پرندگانِ تنهایِ بی درخت پرویز صادقی
-
برای بیان عشق
سهشنبه 6 اردیبهشت 1401 01:15
برای بیان عشق همواره نیازی به واژه های عاشقانه نیست بلکه زیر و بم و اشک و لبخند لازم است کریستین بوبن
-
کمی اردیبهشت
سهشنبه 6 اردیبهشت 1401 00:44
-
بوی پیراهنت را نسیم آورد
سهشنبه 6 اردیبهشت 1401 00:43
بوی پیراهنت را نسیم آورد تا دیگر بار دلتنگی ام را آزار دهد عبدالعظیم_خویی
-
برای تو اشک نریختم
سهشنبه 6 اردیبهشت 1401 00:42
برای تو اشک نریختم حتی آه هم نکشیدم من عاشق تو هستم وهیچ پدیده ای نمی تواند تو را از من رها کند زندگی مرگ زندان و تمام جهان هم که بگویند تو نیستی من شهادت می دهم که حضور داری پس آرام روبروی تو می نشینم و به تو فکر می کنم منی که عاشق تو هستم نزارقبانی ترجمه : بابک شاکر
-
چشم هایت اذان الله اکبریست
سهشنبه 6 اردیبهشت 1401 00:31
چشم هایت اذان الله اکبریست که خرمای عشق را بی وضو افطار می کنم لیلادهقان
-
من در تو تمام شدم
دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 01:11
من در تو تمام شدم اما افسوس این قصه افسانه بود شاملو
-
انتظار
دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 01:10
-
غریب است سرگردانی در مه
دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 01:09
غریب است سرگردانی در مه آنجا که تنهاست هرسنگ و بوته ای و هیچ درختی درخت دیگر را نمی بیند همه تنهایند پر از دوست بود دنیا برایم آنوقت که زندگی ام نور بود اینک که مه فرو می افتد دیگر کسی قبل رویت نیست راستی که هیچکس عاقل نمی شود مگر اینکه تاریکی را بشناسد که خاموش و گریز ناپذیر از همه جدا می کند او را غریب است در مه...
-
اما با این همه تقصیر من نبود
دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 01:08
اما با این همه تقصیر من نبود که با این همه با این همه امید قبولی در امتحان سادهْ تو رد شدم اصلاً نه تو ، نه من تقصیر هیچ کس نیست از خوبی تو بود که من بد شدم قیصر امین پور
-
تو ای عشق من
دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 01:06
کلماتم را بر حریری از گلبرگ های پاک و روشن احساس می گذارم تا برایت شعری بسرایم و بنویسم بر بال کبوتران مست شاید کسى نداند در لحظه های مستی و راستی پیوسته نام ترا زمزمه مى کنم و بی پروا بر زبانم جارى مى شود تو ای عشق من تا مرز جنون دوستت دارم . فاطمه دانشور
-
حال خوب
دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 01:02
-
حاصل بوسه های تو
دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 01:01
حاصل بوسه های تو اکنون منم شعری که از شکوفه های بهاری سنگین است و سر به سجده بر آب فرود آورده دعا می خواند شمس لنگرودی
-
من دیگر تفنگم را شسته و آویختم
دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 00:58
من دیگر تفنگم را شسته و آویختم چشم هایت شکارم کردند ان دو گوزن سبز آن ها زودتر از تمام شکارچیان شلیک می کنند بعد از این پای تمام اتش ها قصه تو را خواهم گفت رسول یونان
-
در خوشبختی خدا باز کن برامون
دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 00:54
-
بعضی انسانها را
دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 00:52
بعضی ترانهها را می توان بارها و بارها گوش داد بعضی انسانها را میتوان بارها و بارها دوست داشت ایلهان برک
-
تاشقایق هست
یکشنبه 4 اردیبهشت 1401 01:57
-
همین حوالی ام، در کوچه پس کوچه های اردیبهشتت
یکشنبه 4 اردیبهشت 1401 01:56
همین حوالی ام، در کوچه پس کوچه های اردیبهشتت در میان بارانهای پریشانم باز امشب برایت مینویسم روی بوی موهای باران خورده ات نفیسی عمیق میکشم قدم میزنم در خیالم، باران میزند، تو را میبینم از همین باران نفس میکشمت، به عطر گلهای یاس شمعدونی صدای میکنم من. را ببین همین حوالی ام اردیبهشت را برایت تفسیر میکنم اردیبهشت...
-
میم عطر نفس های یار می آید
یکشنبه 4 اردیبهشت 1401 01:55
شمیم عطر نفس های یار می آید صدای بربط و چنگ و دو تار می آید دوباره مهر پر از مهربانیام آمد خبر رسیده که با ما کنار می آید چه گفتگوی قشنگیاست خش خش پاییز صدای عاشقی روزگار می آید هوای نم نم باران چقدر نزدیکاست و باز بغض پر از انتظار می آید من و نگاهِ تو عاشقتریم در پاییز که گفته عشق فقط در بهار میآید؟ که گفته فصل...
-
گل آفتاب گردان
یکشنبه 4 اردیبهشت 1401 01:52
-
عشق تو بارانىست
یکشنبه 4 اردیبهشت 1401 01:51
عشق تو بارانىست که وقتی من تشنهام و به او پناه مىبرم یکباره بند مىآید عشق تو بارانىست که وقتی در خانهام و تشنه نیستم یکباره شروع به باریدن مىکند شیرکو بیکس
-
و رویا،
یکشنبه 4 اردیبهشت 1401 01:48
و رویا، که روزی خیال میکردیم تعبیر خواهد شد تنها، حباب رنگی بزرگی بود که به اشارهی انگشتی در هم شکست... ((مریم ملک دار))
-
با باران می بارم
یکشنبه 4 اردیبهشت 1401 01:46
با باران می بارم و با تو سرازیر می شوم به دشت نابِ احساس آنجا فصل ها در گذرند زمستان که گرمِ همیم بهار اما فصل شکفتن و گل دادن است با هم می شکفیم و گل می دهیم آنگاه تابستان با همه ی سبزی اش به سراغ یکی شدنمان می آید و ما تا پاییز دگر همچنان عاشق هم می مانیم ((وحید معتمد نژاد))
-
بهار
یکشنبه 4 اردیبهشت 1401 01:44
-
سیبم را دو پاره میکنم
یکشنبه 4 اردیبهشت 1401 01:44
سیبم را دو پاره میکنم نیمی تو و نیمی من لبخندم را دو پاره میکنم نیمی تو و نیمی من غمم را به تو نمیدهم به مثابه بازپسین نفسی به سینه میگذارمش عبدالله پشیو شاعر کرد عراق مترجم : آرش سنجابی
-
در چشمانم خیره نشو
یکشنبه 4 اردیبهشت 1401 01:42
در چشمانم خیره نشو تو خوب می دانی چه اندازه عاشق توام شاید در این نظاره کردن ها تیر عشقی به سویت پرتاب کنم کژال ابراهیم خدر مترجم : بابک صحرانورد
-
تو که می آیی
شنبه 3 اردیبهشت 1401 01:08
تو که می آیی چه روشن میشود این سوی چشمام و لبخندی که در کنج دلم لرزان صدایت میکند جانم... خوش آمدی و من نامت را «سپید روشن»گذاشتم پیروز پورهادی
-
یاحسین(ع)
شنبه 3 اردیبهشت 1401 01:07
-
روئیدی در قلب من
شنبه 3 اردیبهشت 1401 01:05
روئیدی در قلب من بهسان گل کوچکی که کنار دیوار میروید؛ همینقدر ناخواسته، عاشقت شدم... . ((غاده السمان))
-
از خود عالمی بخواه
شنبه 3 اردیبهشت 1401 01:05