-
السلام علیک یااباعبدالله
جمعه 9 اردیبهشت 1401 00:34
-
گفتی: بهار بیاید، خواهی آمد!
جمعه 9 اردیبهشت 1401 00:32
گفتی: بهار بیاید، خواهی آمد! *** باز؛ دلخوشکنکهای تَکراری؟ من که چشمم آب نمیخورد! لیلا طیبی
-
کاش میفهمیدی که دلم طوفانیست
جمعه 9 اردیبهشت 1401 00:31
کاش میفهمیدی که دلم طوفانیست کاش میدانستی چشم من بارانیست کاش یک لحظه مرا، با خودم میدیدی که چه بی رحمم و این اول ویرانیست خسته ام از همه کس خسته ام از خودِخویش خستگیهای من از قصه ی تنهاییست این همه سنگینی، روی این دوش نحیف بی گمان خم شده ام، کاش میفهمیدی این همه بی خبری، اینهمه دلتنگی رو به مرگم جانا، کاش میفهمیدی...
-
به آسمانها؛ پرواز خواهم کرد-
جمعه 9 اردیبهشت 1401 00:25
به آسمانها؛ پرواز خواهم کرد- برای رسیدن به تو... *** اگر خیالم پَر بگشاید! رها فلاحی
-
آرامش
جمعه 9 اردیبهشت 1401 00:23
-
تو را کجا پیدا کنم؟
جمعه 9 اردیبهشت 1401 00:18
تو را کجا پیدا کنم؟ از کدام سمت می وزی؟ تا هوشیاری بهار از شیارهای تاریک و عمیق بیرون آید عاشقانه هایش را به زمین بسپارد و سرو تمنایش را به افقهای دور بساید تا سبزینه هایش به تمام شاهراههای بی تلاطم خشک بنشیند و دهکده را از سرنوشت موهوم رها کند تا باغها تمام رایحه ها و شبنم هایشان را از آن سوی زمان رفته پس بگیرند تو...
-
دلم برایت یک ذره است
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 05:54
دلم برایت یک ذره است کی میشود که ساعت وقارش را با بیقراری من، عوض کند عقربههای تنبل! آیا پیش از من به کسی که معشوق را در کنار دارد قول همراهی دادهاید؟ در آسمان آخر شهریور حتی ستارهای هم نگران من نیست به اتاق برمیگردم و شب را دور سرم میچرخانم و به دیوار میکوبم شعر از: حسین منزوی
-
هر شبى گویم که فردا ترک این سودا کنم
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 05:53
هر شبى گویم که فردا ترک این سودا کنم باز چون فردا شود امروز را فردا کنم چون مرا سودایت از روز نخستین در سر است پس همان بهتر که آخر سر در این سودا کنم اى خوشا کز بىخودیها سر نهم بر پاى او بعد از آن از شرم نتوانم که سر بالا کنم اى که مىگویى دلِ گمگشته خود را بجوى من که خود گم گشتهام او را کجا پیدا کنم عاشق مستم هلالى...
-
پرواز
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 05:51
-
بعضی انسان ها
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 05:50
بعضی انسان ها به عده ی دیگر از انسان ها انسان های دیگری را یادآور می شوند آنها که به یاد آورده اند ، غمگین اند آنها که یادآور شده اند ، بی خبر آنهایی هم که در یاد آمده اند به احتمال زیاد در شهری دور هیچ چیز را به یاد نمی آورند یاشار کمال ترجمه : سیامک تقی زاده
-
کمی اردیبهشت
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 05:49
-
از دست های تو
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 05:47
از دست های تو کارهای خارق العاده ای بر می آید همانجا که هستی ، بمان اجازه بده شعرها از من برایت بنویسند اجازه بده برایت بخوانم تا چه اندازه از بدوِ دوست داشتنت پیراهنِ فصل ها زیباتر شده است کنارِ لبانت ، کناره میگیرم و تمامِ حرفهای دلم را از دهانات میشنوم در فاصلهی پیشانیِ تو تا سایهات جنگل سبزیست که...
-
منم آن شاعـر عاشـق،کـه برلبهـا غزل دارم
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 05:45
منم آن شاعـر عاشـق،کـه برلبهـا غزل دارم غـریبی زارو تنهـایم کـه یادت در بغل دارم تـو را دلـدار شیـرینـم، شبیـه شعـر میدانم روایت میکنم رویـت، ولی بادل جدل دارم فـدای چشـم شهـلا و لبـان غنچـه و نـازت ازآن کندوی لبهایت، هزاران خم عسل دارم منم شبگـرد تنهایی،که گشته همنشین دل به دل اندوه جان سوزی به لب اما غزل دارم برای...
-
حال خوب
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 01:03
-
عزیزِ قافیه های جدایی
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 00:56
عزیزِ قافیه های جدایی نمی دانم کجای شعرهایم پنهان شده ای که هر وقت واژه هایم به لبخندت می رسند اینگونه قلم از فراق نبودنت گریه اش می گیرد؛ مبادا روزی سایه ی غم هایت از سر غزل هایم کم شود که آرزویی ست از چشمان بارانی قلم قطره اشکی چکانده شود بر گونه های تب دار خطوطِ لب هایت! مرتضی سنجری
-
کمی شب
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 00:54
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 00:58
من از عطر آهسته هوا میفهمم تو باید تازگی ها از اینجا گذشته باشی گفتگوی مخفی ماه و پرده پوشی آب هم همین را میگویند دیگر نیازی به دعای دریا نیست گلدان ها را آب داده ام ظرفها را شسته ام خانه را رفت و رو کرده ام دنیا خیلی خوب است بیا علامت خانه بودن من همین پنجره رو به جنوب آفتاب است تا تو نیایی پرده را نخواهم کشید سید...
-
"ﺁﺩﻣﻬﺎ "ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪ...
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 00:57
"ﺁﺩﻣﻬﺎ "ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪ... ﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺕ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺕ، ﺁﻥ ﻫﺎ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺕ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﻤﺴﻔﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺕ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﺠﺮﺑه ای ﺑﺮﺍﻱ ﺳﻔﺮ.... ﮔﺎﻫﻲ "ﺗﻠﺦ" ﮔﺎﻫﻲ "ﺷﻴﺮﻳﻦ" ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺎ ﻳﺎﺩﺷﺎﻥ"ﻟﺒﺨﻨﺪ" ﻣﻲ ﺯﻧﻲ ﮔﺎﻫﻲ ﻳﺎﺩﺷﺎﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺍﺯ "لبانت" ﺑﺮﻣﻲ ﺩﺍﺭﺩ . ﺍﻣﺎ ﺗﻮ... ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ...
-
من مسلمان هستم
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 00:55
-
عطر پرتقال میگیرد نفسم...
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 00:53
عطر پرتقال میگیرد نفسم... از تو که میگویم!!! نارنجی میشود دنیایم تو را که میبینم... و تو بکر ترین منظره ای مثل درخت پرتقالی که در پاییز به بار نشسته باشد! پر از بوسه، پر از دوستت دارم... حامد_نیازی
-
امروز که نوبت جوانی من است
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 00:53
امروز که نوبت جوانی من است می نوشم که از آنکه کامرانی من است عیبم مکنید . گرچه تلخ است خوش است تلخ است ، از آنکه زندگانی من است خیام
-
دستهایم را که میگیری
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 00:52
دستهایم را که میگیری هوا بَرَم میدارد میبرد آن بالاها دورها روی ابرها... من با تو همیشه روی ابرها سِیر میکنم! حامد_نیازى
-
+
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 00:51
-
خودکار توی فنجان،
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 00:50
خودکار توی فنجان، قاشق روی کاغذ، زیبایی ات حواسِ مرا پرت می کند.... عمران_صلاحی
-
اینکه یکی بهتون
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 00:50
-
صدای تو.........
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 00:48
صدای تو......... از پوستم صدای تو می تراود... بر پاهای تو راه می روم با چشم تو شعر می نویسم من که ام به جز تو..... که در رگ و پوستم نهانی و نام مرا به خود داده ای... شمس_لنگرودی
-
که رویا میدیدمت تمام ایران را
سهشنبه 6 اردیبهشت 1401 01:25
از اهواز آغوشت تا شیراز لبهایت از تاکستان بوسه هایت تا تبریز نگاهت اینهمه راه می کشانیم که چه دعوتم میکردی به خزر چشمانت که رویا میدیدمت تمام ایران را مهساپارسا
-
شعر سر چشمه چشمان توست
سهشنبه 6 اردیبهشت 1401 01:24
شعر سر چشمه چشمان توست وقتی در رویا به تو میاندیشم عبدالعظیم_خویی
-
خدایاشکرت
سهشنبه 6 اردیبهشت 1401 01:22
-
می دانی تقصیر من نیست
سهشنبه 6 اردیبهشت 1401 01:22
می دانی تقصیر من نیست اگر زیبایی چشم های تو توی هیچ بوم نقاشی جا نمی شود آنقدر بی رحمانه زیبایی که چشم دوربین ها را ضعیف کرده ای با این بلای سرخِ لبخند که بر سر کلمه ها آوردی حواس هیچ شاعری به معشوق اش نمی ماند نگرانم ! می دانم که آخرش جایی در بیت های پایانی نسل شعر های عاشقانه را منقرض می کنی ! "میلاد...