-
از پل حادثه ی عمر
پنجشنبه 13 بهمن 1401 07:40
از پل حادثه ی عمر به سلامت, اگر دل گذرد نذر دارم, قربانی جانم به پا بوسی چشمانت,... اعظم حسنی
-
از تک تک حروف نام تو
چهارشنبه 12 بهمن 1401 08:22
از تک تک حروف نام تو بوی عشق میاد از مژگان چشمانت عشق میباره مابین دستای تو بهشتی به پهنای دریاست میان کهکشان راه شیری و آغوشت هر شب سال نوری است بنازم به چشمای زیبایت چه زیبا صید کرد قلب عاشقم رو عشق تو از من دیکتاتوری ساخته که جز تو کسی رو نمی بینه آنقدر دیوانه ام از عشق تو هر کی مرا می بیند,... آه تلخی میکشد,با...
-
حال خوب
چهارشنبه 12 بهمن 1401 08:19
-
ای که چشم هایت آفتاب
چهارشنبه 12 بهمن 1401 08:16
ای که چشم هایت آفتاب بر من عاشقانه تر بتاب دل بزن به عطر و بوی یاس یاس بی تو می شود خراب با خودت پرنده را ببر زیر بال آسمان به خواب آب را به خویش تشنه کن تن بزن به شعله های آب دست من رها مکن...بیا زلف را رها کن و بتاب در تراوش صدای توست دسته دسته شعرهای ناب زیستن بدون تو محال عشق یک سئوال بی جواب ساده تر بگویمت: دلم...
-
تسبیح تو گوییم که گویا وخموشی
چهارشنبه 12 بهمن 1401 08:11
تسبیح تو گوییم که گویا وخموشی سرمست تو هستیم که هشیار و به هوشی ما نقش ونگاریم و جهان پرده ی منقوش تو پرده بسازی و بخوانی و بپوشی دانای سبب سازی و بینای سبب سوز یعنی که تویی علت هر جوش و خروشی مسکین نرود از در و درگاه تو نومید شاهی , به گدایان نکنی فخر فروشی لاقید اگر از جام تو نوشد همه ی عمر بر جان بخرد عاشقی و خانه...
-
یاد باد آن شب
چهارشنبه 12 بهمن 1401 08:10
یاد باد آن شب از سبویِ سینه ات چنان شدم سیاه مست که میانهٔ نجوایِ حزینمان آویختم از اشکِ عشق گردنِ رعنایت را بلورین خوشه ای دگر در کمند زلفت عقلم اسیر وُ در مَیِ لعلت بس بی رنگ گشته ایمانم که از این مخموری همه در چشمانِ تو بینم خوبِ خدا را علیزمان خانمحمدی
-
عیدتون مبارک
چهارشنبه 12 بهمن 1401 08:09
-
کلماتم را در جوی سحر می شویم
چهارشنبه 12 بهمن 1401 08:07
کلماتم را در جوی سحر می شویم لحظه هایم را در روشنی باران ها تا برای تو شعری بسرایم، روشن تا که بی دغدغه بی ابهام سخنانم را در حضور باد این سالک دشت و هامون با تو بی پرده بگویم که تو را دوست میدارم تا مرز جنون محمدرضا شفیعی کدکنی
-
قهوه ی چشمان تو در قوری دل دم کشید
چهارشنبه 12 بهمن 1401 08:06
قهوه ی چشمان تو در قوری دل دم کشید دست احساس من از دستان تو مرهم کشید مرده ای بودم که جان دادی مرا با مهر خود ناز شستش باد احساسم , تو را همدم کشید رضا بهادری
-
از ماه بگویم؟
چهارشنبه 12 بهمن 1401 08:04
از ماه بگویم؟ پیشترها گفته اند از گل؟ آه … یا من دیر شاعر شده ام یا تو بیش از حد زیبایی بهرام محمودی
-
12بهمن
چهارشنبه 12 بهمن 1401 08:03
-
هـر کجا و هـر زمـان آیاتِ حق
چهارشنبه 12 بهمن 1401 08:01
هـر کجا و هـر زمـان آیاتِ حق بر تو چون درسِ هدایت میدهد گـر بـه نـاحق پـا گـذاری بر زمین این زمین فـردا شهـادت میدهد سلیمان ابوالقاسمی
-
به هرسو که مینگرم رخ زیبایت مراد عشق من است
سهشنبه 11 بهمن 1401 08:16
به هرسو که مینگرم رخ زیبایت مراد عشق من است ازهر رهگذر که میگذرم رد پایت نشان من است توازکدامین تبار یاران تک سواران بی رقیب میایی که صدهزاران سواره لشکر بسویت روان من است نگویمت به نزدم بی اختیار و با زور واجبار بیا زبان وجان کلامم تورا می طلبد این توان من است به تقدیرم کردمش اشاراتی از فال تو و پرسیدم بگفت در طالعت...
-
تو گفتی زندگی زیباست
سهشنبه 11 بهمن 1401 08:11
-
چه بگویم
سهشنبه 11 بهمن 1401 08:10
چه بگویم قصه هایم همه تکراری است غرق در خویشتن , افکار پریشانی ست تو آمدی در نظرم, با یک لبخند من محو تماشایت ؛اما جای تو خالیست زهره مومنی
-
می خواهم ماه شوم11.11
سهشنبه 11 بهمن 1401 08:09
می خواهم ماه شوم شبیه یک لبخند عکسم بیفتد در فنجان قهوه تلخَت می خواهم مثل سبزه مثل شبنم هوای تازه شوم در نفس هایت می خواهم یک تاج رز صورتی باشم عطرم بپیچد لا به لای موهایت می خواهم سوار بر اسب بالدار سفید رویاهای شیرین را دنبال کنم ستاره بچینم و دوباره به سلامت به زمین باز گردم می خواهم چیزی شبیه تو باشم نسترن دانش...
-
جا مانده ام جایی...
سهشنبه 11 بهمن 1401 08:08
جا مانده ام جایی... میان خاطرات میان روزهای با تو جا مانده ام در نی نی چشمانی گرمی دستانی میان عطر رز سرخی! سرگردانم میان آدمها روزها لحظه ها مرا به من بازگردان. آرزوهدایتی
-
تو گفتی زندگی زیباست
سهشنبه 11 بهمن 1401 08:08
-
قلبم,,,
سهشنبه 11 بهمن 1401 08:03
قلبم,,, با هر کوبش نام تو را جار میزند! لیلا طیبی
-
مرا در دشت شقایقهای دامنت,
سهشنبه 11 بهمن 1401 08:02
مرا در دشت شقایقهای دامنت, مرا در کفت دستان نرمات, مرا لا به لای پیچش طرههای گیسوانت, مرا در اعماق رایحهی خوش آغوش گرمات... برای نفس کشیدن؛ برای زندگی کردن رها کن. دستم را رها کن و بگذار همچون کودکی شاد, خود را در میان کوچه پس کوچههای تن تو گم کنم. راهها را اشتباه بروم, و در میان دشت چشمانت سرگردان بمانم....
-
کمی آرامش
سهشنبه 11 بهمن 1401 08:01
ایتا bagheri6298q حال خوب
-
دلتنگ که میشوم
سهشنبه 11 بهمن 1401 07:51
دلتنگ که میشوم شاعرانههایم گل میکند! گویی هزار دیوان شعر در گلویم جای گرفتهست. سعید فلاحی
-
من قناریِ کوچکی هستم11.11
سهشنبه 11 بهمن 1401 07:50
خیال می کنی آواز خواندنم از شادی ست؟ من قناریِ کوچکی هستم میمیرم اگر برایت آواز نخوانم ((عبدالوهاب البیاتی)) ترجمه محسن آزرم
-
غبار غمگینی نشسته بر بال پروانه
دوشنبه 10 بهمن 1401 08:05
غبار غمگینی نشسته بر بال پروانه گویا دلش آشوب است قلبش زمستان مرگش خاموش شقایق پاکی پودنک
-
تصمیم گرفته تا مرا پیر کند
دوشنبه 10 بهمن 1401 08:01
تصمیم گرفته تا مرا پیر کند از دوری خود مرا زمینگیر کند از قول من خسته بگویید مباد یک لحظه برای کُشتنم دیر کند مریم جلالوند
-
یاضامن آهو
دوشنبه 10 بهمن 1401 08:01
-
آری.... دوست داشتنت رااعتراف میکنم
دوشنبه 10 بهمن 1401 07:58
خوش به حال پرندگان مستانه می رقصند برشاخه های درختان پرشکوفه نم نم باران بالهای خیس پرندگان توان پرواز ندارند خوشابه حال پروانه ها بابال های رنگین کمان بی پروامیرقصند درسبزه زارها می نشینندبربسترگلها می نوشندشهدگلها چه زیباست آوازمرغان سحر که صبح دل انگیز را فریادمی کشند ومن درساحل دریا پابرهنه بر روی ماسه های نرم...
-
تو گفتی زندگی زیباست
دوشنبه 10 بهمن 1401 07:53
تو گفتی زندگی زیباست ولی باتو تو گفتی روزی روشنایی آید ولی نه بی تو تو از دنیای دیگر بودی ولی من نه مثل تو ببار باران که شاید روزگاری آید که گلها بشکفند مثل زلفان تو یحیی بهرامی باباحیدری
-
صبحی دگر آمد
دوشنبه 10 بهمن 1401 07:51
صبحی دگر آمد با نسیم سحری یاد عزیزی به سر آمد چشم بگشا روزی دگر آمد یاد ایام گذشته همه راههای نرفته به حباب نظر آمد برخیز و برو کز دیدن او جانم به تن آمد مهرداد درگاهی
-
السلام علیک یااباعبدالله
دوشنبه 10 بهمن 1401 07:51