-
السلامعلیڪیابقیةالله
جمعه 5 خرداد 1402 08:53
-
چقدر این پچ پچ های عاشقانه را دوست دارم
جمعه 5 خرداد 1402 08:51
چقدر این پچ پچ های عاشقانه را دوست دارم مثل لالایی آرامم می کند باران را می گویم میترا_پرنیان
-
تو پرستویی بودی درکنج دیوار
جمعه 5 خرداد 1402 08:46
تو پرستویی بودی درکنج دیوار ومن به دنبال تو سرگردان درته,تکه ای از دیوار,قناری آشفته لایه آهن وسرب های,داغ وگذاخته وعشق آن هیجان آزار,دنبال تو بی هراس از غم زندگی توپرواز می کردی ومن اوج می گرفتم تا رسیدن به خداوند,وتو رها می شدی رها,جان فرشتگان خدا ومن حیران شما بودم... مهتاب آقازاده
-
وای از آن تیرِنگاهی که زدی جانم
جمعه 5 خرداد 1402 08:46
وای از آن تیرِنگاهی که زدی جانم زخمِ شیرین, که هرگز نَرَوَد یادم وحشیِ جنگلِ گیسویِ پریشانِ تو ام بوسه ی داغِ شبِ سینه ی صحرایِ توام دفترِ خاطره در خلوتِ رویایِ منی کوکبِ نازِ شبِ چاردهِ و ماوای منی محفلِ کویِ حیا, معبدِ چشمانِ تو دارد غنچه ی سرخِ حریر, جوی زنخدانِ تو دارد هر چشیدم نابِ شهد از حُسن تابشِ تو بر تپید از...
-
بهار تویی
جمعه 5 خرداد 1402 08:42
بهار تویی که هرشاخه ی ِشکسته ام باتو هوس ِجوانه میکند نیلوفر_ثانی
-
من امشب ماه را گُم کرده ام
پنجشنبه 4 خرداد 1402 09:50
من امشب ماه را گُم کرده ام کوچه تاریک است و راه خانه را گم کرده ام یک شبی با من ازاین جا رد شدی آن شب و آن خاطره , آن راه را گم کرده ام گفته بودی آمدی دل را تصاحب کرده ای من خود دل را نه صاحب خانه را گم کرده ام عهد کردیم از من و من از تو و جان در دل و روح همیم من ولی جان را میان این همه گم کرده ام رفتی و بی من از...
-
گربه
پنجشنبه 4 خرداد 1402 09:49
-
آنقدرها این دلم تنگ شد ..
پنجشنبه 4 خرداد 1402 09:48
آنقدرها این دلم تنگ شد .. از نبودنت.. و ندیدنت.. که جایی برای تو نماند..! دلم را مچاله شده.. به کناری گذاشتم.. ا گر بیایی هم .. دگر جایی نداری..! اکنون این منم.. بی دلِ بی دل.... مجید جاوید
-
فقط خدا
پنجشنبه 4 خرداد 1402 09:46
-
با سرانگشت ...
پنجشنبه 4 خرداد 1402 09:45
با سرانگشت ... همه ی نت های تنم را... می نوازی ... و من... می رقصم و... آواز می خوانم به ردیف بوسه ها که می رسی... روی ملودی عشق... دلم کوک می شود... کوکِ کوک... سوسن_درفش
-
همیشه در خیالِ من
پنجشنبه 4 خرداد 1402 09:45
همیشه در خیالِ من زِ شعله گرم تر تویى چه گرم دوست دارمت... سیمین_بهبهانی
-
در من رهگذریست
پنجشنبه 4 خرداد 1402 09:44
در من رهگذریست که گام هایش عاشقانه ترینها را می نوازد. کیارش شیربندی
-
“زیباترین دریا
پنجشنبه 4 خرداد 1402 09:43
“زیباترین دریا دریایی است که هنوز در آن نرانده ایم. زیباترین کودک کودکی است که هنوز مانده تا بزرگ شود زیباترین روز روزی است که هنوز نزیسته ایم و زیباترین حرفی که می خواهم به تو بگویم آن حرفی است که هنوز بر زبانم نیامده است.” ― ناظم حکمت ترجمه: سیناعباسی
-
لبیک یا مهدی
پنجشنبه 4 خرداد 1402 09:43
-
من از تمام شهر که نه...
پنجشنبه 4 خرداد 1402 09:16
من از تمام شهر که نه... از تمام جهان بریدم و به تو رسیده ام.... من از خیالهای دور من از سراب های شوم من از هزار و یک شب شهرزاد قصه گو... گذشتم و دویدم و نفس زنان به تو رسیده ام.. تو سایه بر سرم شدی تنیده بر تنم شدی همه جهان من... جهان کوچکم شدی... چه خوش جهان کوچکی ک بازوان تو شود... تمام طول و عرض آن... سحر زارعی
-
نفسم زیر آوار سنگین زمان می گیرد
چهارشنبه 3 خرداد 1402 09:34
نفسم زیر آوار سنگین زمان می گیرد دل من ساکت و آرام در آن گوشه ی غم می گرید شب تاریک زمین , بی امان بر نفسِ یخ زده ام می تابد نه کسی هست , نه فریاد رسی می آید شده این دشت پر از بالِ بهم بسته و بشکسته ی عشق نه امیدیست به پرواز نه امیدی که پروانه در این سردی ایام از این پیله ی تاریک بِروید گرمی آه درون تا به زبانم برسد...
-
خرمالو
چهارشنبه 3 خرداد 1402 09:31
-
من از افکار پوسیده پر از زنگار می ترسم
چهارشنبه 3 خرداد 1402 09:31
من از افکار پوسیده پر از زنگار می ترسم از آنکس که سرت را می دهد بر دار می ترسم جهالت چشمها را کور می خواهد پریشانم برادر با برادر می کند پیکار می ترسم من از این دل شکستن ها به روی خود نیاوردن صدای قلب بارانی, ولی تو دار می ترسم از آن روزی که با سیگار سوزاندند دستم را من از خاکستر جا مانده از سیگار می ترسم همیشه از...
-
ای وجودت
چهارشنبه 3 خرداد 1402 09:30
ای وجودت آیه آیه های مهر صحبتت در غروب تلخ رفتنت با خدا چه بود؟ وقتی کودکت گنار بسترت نبود! گفتگویت با خدا , آیا گلایه بود ؟! اما شنیده ام راه و رسم تو شکایت از کسی نبود ! حسن بهبهانی
-
دیگر ندارم طاقت دوری
چهارشنبه 3 خرداد 1402 09:29
دیگر ندارم طاقت دوری زنجیر زلفت یک گره واکن امشب مرا ازعشق خود برگیر گوی وضمیرنقش فردا کن دیگر دلت بی تاب بی تابست خواهی مرا هم از سرت واکن مهتاب آقازاده
-
خرمشهررا خدا آزادکرد3/3
چهارشنبه 3 خرداد 1402 09:24
-
تو زیبایی و شعر از تو غزل شد
چهارشنبه 3 خرداد 1402 09:23
تو زیبایی و شعر از تو غزل شد بدان طعم نگاه از تو عسل شد چو نَقل مجلس است زیبایی تو رخ چون ماه تو ضرب المثل شد دل و دیده که تا روی تو دیده مدام با عقل و منطق در جدل شد ز تو آنقد دلم با آسمان گفت سر ماه و ستاره ها کچل شد تمام کهکشان راه شیری به چشمان قشنگ تو بدل شد نگاهم کاشف زیبایی ات بود اگر چه در نگاهت بی محل شد ایوب...
-
سکوت لب
چهارشنبه 3 خرداد 1402 09:21
سکوت لب نه که از بی تفاوتی باشد سوار خسته ندیدی ؟! هزار ... راه برفتم هزار ... جهد بکردم ولی ... نشد که نشد !! مریم مینائی
-
من آن کودک کر و لالم
چهارشنبه 3 خرداد 1402 09:19
من آن کودک کر و لالم که در جمعه بازار دنیا گم شد و کس زبان شاره نمی دانست و همه جا تعطیل بود.! پرشنگ بابایی
-
مرا عاشق می کند این همه باران
چهارشنبه 3 خرداد 1402 09:18
مرا عاشق می کند این همه باران که در واژه های خیسِ چشمان توست شعری بخوان برایم از عطر گُل های میخکِ گُلدان های پشت پلک هایت؛ هم زمان با آواز تو پائیز از راه خواهد رسید می گویی: من این فصل را در آغوش گُل های سُرخ پیراهنت بارها در خواب دیده ام و این زیباترین مرگ است شبیه به دنیا آمدن غزلی ناتمام که از دهان قلم جاری ست در...
-
قهوه خوردن را در کنار تو دوست دارم
سهشنبه 2 خرداد 1402 09:44
قهوه خوردن را در کنار تو دوست دارم با این که کافینش برای میگرنم سم است میخورم تا : نخوابم و تورا ببینم نخوابم تا تورا بفهمم نخوابم تا تورا ببوسم نخوابم و از تو بنویسم نخوابم و از تو بخوانم آری قهوه تلخ است ولی وجود توست که شیرینش میکند... ابوفاضل اکبری
-
شیرین شیرینم..
سهشنبه 2 خرداد 1402 09:43
شیرین شیرینم.. من عاشقی از این تبار مرز دیرینم ایرانیم.. چون شب شکن زیباتر از هر گل من از تبار آتشم چون شاعران کینم شیرین شیرینم.. شیرین فرهادی چون ابر در بادی فرهاد را بردند بر طاق بستانی با صد غزل کشتند چون جان شیرینم.. پیروز پورهادی
-
خاطرات مانده از تو همچو کوله باری بر دوشم
سهشنبه 2 خرداد 1402 09:39
خاطرات مانده از تو همچو کوله باری بر دوشم به غیر از با تو بودن دگر لباس شادی نمی پوشم در این دیار سرد و خموش منم خسته و خمود شبها با یادت بیدار و با خیالت هم آغوشم پر شده تک تک سلولهایم با خاطرات تو نوای دل انگیز صدای زیبایت مانده در گوشم دلم چون آتشی نهفته است در زیر خاکستر غم پنهانی که زبانه می کشد در مَنی که خاموشم...
-
قبول دارم
سهشنبه 2 خرداد 1402 09:38
قبول دارم دست هایم بی نمک ترین جای جهانند هرکس که پر شور آمد نمکدانی داشت با هر زخم زبانی به تنم پاشیده شد اما خیالی نیست منهم این شعرها را در آسیاب سپید نکرده ام حالا اگر صدایم به صدا نمی رسد هنوز فرصت دارم در بند بند شعرهایم چند پنجره باز کنم باد را بیاورم در کلماتم راه بیفتد خانه به خانه در بزند با صدای بلند فریاد...
-
سال خرگوش
سهشنبه 2 خرداد 1402 09:37