-
من عشق را ،
سهشنبه 2 خرداد 1402 09:37
من ع ش ق را ، بہ نامِ تو آغاز کرده ام ... #محمدرضا_عبدالملکیان
-
با واژه های پهلو شکسته,
سهشنبه 2 خرداد 1402 09:36
با واژه های پهلو شکسته, شعری شده ام از وصله های ناکوک! آه ای قلم! درد را گر بشکافم, با جنونِ کلماتم چه می کنی...؟ روح انگیز هاشمی
-
انصاف
سهشنبه 2 خرداد 1402 09:35
-
وقتیکه چشمانم
سهشنبه 2 خرداد 1402 09:34
وقتیکه چشمانم قلب سنگی ات را انکار میکرد عاشقت شدم! راست میگفتی... کاش با قلبم, عاشق میشدم! کاش شبیه حرفهایت بودی...! علی نصیری
-
شازده کوچولو:
سهشنبه 2 خرداد 1402 09:34
شازده کوچولو: میگن بعضی عشق ها عشق نیست دیوانگیه روباه: عشقی که توش دیوانگی نباشه عشق نیست فقط حس عادته...
-
راســــــتی،
دوشنبه 1 خرداد 1402 09:13
راســــــتی، دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام…! “حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” … خــــــوب ِ خــــوب حسین پناهی
-
می سرایم "تو و چشمان تو را"
دوشنبه 1 خرداد 1402 09:12
می سرایم "تو و چشمان تو را" نه سپیدی ، نه غزل... تویی آن شعر دل انگیز و بلند... که پر از مثنوی بارانی ؛ منم آن شاعر بیدل که فقط... برق چشمان تو را می بیند... سبک من عاشقی و قافیه ام دلتنگی ست... منم آن مست و پریشان نگاهت... که دلم تو و احساس تو را می خواهد. فروغ_فرخزاد
-
به دستم تفنگ دادند
دوشنبه 1 خرداد 1402 09:11
به دستم تفنگ دادند و من بیآنکه بدانم به قلب مردی شلیک کردم که در آن زنی موهای دخترش را شانه میکرد! مرد افتاد زن مُـرد موهای دخترک سپید شد! با لبخند سیگاری آتش زدم و به مادرم فکر کردم ب یآنکه بدانم... از آنسوی میدان مسلسلی به روی سینهام لبخند گشوده است! داریوش فرزانه
-
زندگی
دوشنبه 1 خرداد 1402 09:10
-
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
دوشنبه 1 خرداد 1402 09:10
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری صندلی های خمیده ، میزهای...
-
شاعر نیستم
دوشنبه 1 خرداد 1402 09:08
شاعر نیستم گاهی اما گل رزی از باغ روسری جامانده ات را می چینم و نثار واژه ها بی معنیم میکنم واژه ها بوی مو های تو را می گیرند شعر می شوند ...! #یاشار امانی
-
زرد زردم مثل برگی در خزان روزگار
دوشنبه 1 خرداد 1402 09:07
زرد زردم مثل برگی در خزان روزگار سرد سردم چون تگرگ آباد بی مرز و حصار گرچه میچرخم به دور خویشتن بی واهمه هیچِ هیچم چون حبابی در هجوم آبشار هر سحر پیغام شادی میدهد خورشید و من گیج گیجم مثل اعدامی که پای چوب دار بسکه با هر قاصدک همپای باران گشته ام خیس خیسم مثل صحرائی که در فصل بهار خانه اش آباد اگر یادی کند از ما بگو...
-
بارانی مورب
دوشنبه 1 خرداد 1402 09:05
بارانی مورب در نیمروزی آفتابی هیچ اتفاقی نیافتاده است تنها تو رفته ای اما من قسم می خورم که این باران بارانی معمولی نیست حتما جایی دور دریایی را به باد داده اند. "رسول یونان"
-
بهار
دوشنبه 1 خرداد 1402 09:04
-
دست هایت را که میگشایی
دوشنبه 1 خرداد 1402 09:03
دست هایت را که میگشایی انگار در آغوش تو است همه افق چشمهایت را می بندی چه گرم و لذت بخش است این هم آغوشی با صحرا زیر چشمان دختر خورشید انگار سالهاست این صحرا با کسی نبوده است که این چنین هرم گرمایش همه چیز را آب می کند و تو نیز آب می شوی در این شمارش تند لحظه ها "حمید هوشمندی"
-
خاورمیانه ی منی انگار
یکشنبه 31 اردیبهشت 1402 09:09
خاورمیانه ی منی انگار آشفته و پریشان موی چگونه می توانی به یادم بیاوری!؟ وقتی اسماعیل ترین قربانیِ قومی هستم که خدا در انفال فراموشش کرده است! اینجا عشق در وضعیت جنگی است وُ کلماتم کُردی نمی رقصند چگونه می توانم ببوسمت وقتی لب هایم میدان ِ مین شده است !؟ علی سهامی
-
نقشه ی شهر جدید
یکشنبه 31 اردیبهشت 1402 09:06
نقشه ی شهر جدید مچاله شده در دستم نه مشرق اهمیتی دارد نه مغرب هر سمتی که می روم دور و دورتر می شوم ((سارا محمدی اردهالی))
-
هرچه با هرکه کنی
یکشنبه 31 اردیبهشت 1402 09:06
-
ای خاک درت سرمهٔ ارباب بصارت
یکشنبه 31 اردیبهشت 1402 09:04
ای خاک درت سرمهٔ ارباب بصارت در تأدیت مدح تو خم، پشت عبارت گرد قدم زائرت، از غایت رفعت بر فرق فریدون ننشیند ز حقارت در روضهٔ تو خیل ملایک، ز مهابت گویند به هم مطلب خود را به اشارت هر صبح که روح القدس آید به طوافت در چشمهٔ خورشید کند غسل زیارت در حشر، به فریاد بهائی برس از لطف کز عمر، نشد حاصل او غیر خسارت شیخ بهایی
-
برای خودم دل تنگ شده ام!
یکشنبه 31 اردیبهشت 1402 08:57
برای خودم دل تنگ شده ام! به پنجره نگاه می کنم عکس ها می خندند! و شیشه ها موج بر می دارند! غلامحسین افراس
-
چشمان تو یادم داد
یکشنبه 31 اردیبهشت 1402 08:55
چشمان تو یادم داد فریاد کشیدن را تا قله به سر رفتن از کوه پریدن را . . . علیرضا آذر
-
کرده ام خاک در میکده را
یکشنبه 31 اردیبهشت 1402 08:54
کرده ام خاک در میکده را بستر خویش ... بینوا من که جدا مانده ام از دلبر خویش حزین لاهیجی
-
عیدتون مبارک
یکشنبه 31 اردیبهشت 1402 08:53
-
نمیتوان به تو شرح بلای هجران کرد
یکشنبه 31 اردیبهشت 1402 08:52
نمیتوان به تو شرح بلای هجران کرد فتاده ام به بلایی که شرح نتوان کرد.. "هلالی" از دل مجروح من چه میپرسی؟ خرابه ای که تو دیدی، فراق ویران کرد هلالی جغتایی
-
تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را ؟
یکشنبه 31 اردیبهشت 1402 08:52
تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را ؟ تو مرا گنج روانی، چه کنم سود و زیان را ؟ ... ز وصال تو خمارم، سر مخلوق ندارم چو تو را صید و شکارم، چه کنم تیر و کمان را مولانا
-
عاشق شورشی ترین
شنبه 30 اردیبهشت 1402 09:29
عاشق شورشی ترین انسان جهان است و شاعر شورشی ترین عاشق شعر باید شورشی باشد تمام عیار بر ضد نظم مستقر در زبان خاموشان غلامرضا منجزی
-
در لای پیچک موهای تو
شنبه 30 اردیبهشت 1402 09:28
در لای پیچک موهای تو هوایی بر نفس خویش یافتم که من آن شاعر و جادوگرم کز برای تو غزل می ساختم هرچه از تو می نگارم چون شکر ریز غم است با صد امیدو آرزو از تو گویم,باز کم است در بی وفایی از همه دلبرها سری در میان دشمنانم از همه دشمن تری دل را چه گویم تا کند ترک تورا تا شبی مستی به کار آید در صف خیال خاموشم تویی آن اولی...
-
حال خوب
شنبه 30 اردیبهشت 1402 09:27
-
یه جزیره م
شنبه 30 اردیبهشت 1402 09:26
یه جزیره م تک و تنها تو دل امواج دریا خاک من سرخ,دلم از سنگ تا که من روی تو دیدم خاک سرخم آتشی شد دل سنگم را بسوزاند غرق چشمای تو گشتم ساحلم, ویرانه شد قلب سنگم,قلب یک دیوانه شد. سارا بیگلری
-
برای من عاشق دل خسته و گرفتار, از عشق بگو
شنبه 30 اردیبهشت 1402 09:25
برای من عاشق دل خسته و گرفتار, از عشق بگو با من بنما, مهر و محبت را نه یکبار, از عشق بگو هیچ سخنی از دوستی و مهر و وفا تو نگو این همه میل و خواهش از منبی قرار, از عشق بگو این همه دیوانگی را دیدی باز گفتی عاشقم آمدی بر این سرای دلداده پر اسرار, از عشق بگو گفتم عاشق که شدی از رسوایی نترس گفتی عاشق می شوم همچو تو هستم...