-
به تو برمیگردم در جهانی دگر
دوشنبه 12 تیر 1402 10:32
به تو برمیگردم در جهانی دگر تو را میپرستم در دنیایی دگر آنقدر بوسه زنان تو باشم که تو هیاهو و آشوب حس نکنی دگر من و تو محکومان عشق بودیم اما تو بگو عشق جز این بود مگر؟ در آغوش خود بگیرم تو را جوری دو دست از خود و صد دست دگر به تو آزادی روح بخشم و اسیر نه عشقِ روحمان را هدیه ات دهم دگر در آن بگویم که هزارسال باشد عمر...
-
پروانه به فکر پریدن است و تو
یکشنبه 11 تیر 1402 10:28
پروانه به فکر پریدن است و تو خیره به آن چشم دوخته ای نگاهت به زیبایی اوست و من نگاهم فقط به زیبایی تو پروانه مدتی بیش نماند و من اندکی بیشتر خیره شوم به تو سعید نقویان
-
قاب خالی چشمانت
یکشنبه 11 تیر 1402 10:27
قاب خالی چشمانت هنوز به دیواره های قلبم آویزان است چشمانی که وقت طلوع را نمی دانند دلم واهمه غروب را دارد و من هنوز منتظر طلوعی دیگر هستم. سیدمحسن صادقی
-
امشب بیا که دیریست دلتنگ آن نگاهم
یکشنبه 11 تیر 1402 10:27
امشب بیا که دیریست دلتنگ آن نگاهم من بیقرارت ای ماه هر شام تا پگاهم با عشق جلوهای کن در بستر محبت با یک غزل بفرما در بزم شامگاهم آغوش را محیا کن در مسیر شورش انگشت را رها کن در گیسوی سیاهم آرام کن سرم را بر تختگاه سینه تا رشته رشته افتد در دست تو سپاهم در آسمان قلبت چون ماه میدرخشم من آن جواهرم که بر تاجِ پادشاهم ِ...
-
بی تو امشب در سکوت وحشی این خاک
یکشنبه 11 تیر 1402 10:25
بی تو امشب در سکوت وحشی این خاک با دلی آشفته با خیالی سرد و سرگردان گوشه خلوتگهم در بستر تنهایی خویش می سپارم این تن زخمی را به غم می کشم آهی به دل می زنم آتش به هر چه هست و نیست تا شوم فارغ از این دنیای وانفسای خویش تا رها گردد تنم از درد تا رها گردد روانم از خیال پاک زیست می کنم آشفته بازاری می زنم چوب حراجی را به...
-
کاش یک دانه تسبیح تو بودم
یکشنبه 11 تیر 1402 10:24
-
این همه خواستنم
یکشنبه 11 تیر 1402 10:24
این همه خواستنم تقدیم به همه نخواستن های تو. هر روز هم که نباشی من با تو هستم تا آن روز که باشم آیدین آذری
-
زیباترین مضمون شاعرهاست چشمت
یکشنبه 11 تیر 1402 10:23
زیباترین مضمون شاعرهاست چشمت لبریزِ احساسیترین معناست چشمت غوغای چشمانت هزاران سال باقیست آخر چهها کردی که نامیراست چشمت در عمق عشقت غرق کردی همدمت را ای عشق! پهناور ترین دریاست چشمت بالاترین معشوقهی تاریخ هستی وقتی چنین دارای استثناست چشمت این مُرده را با چشمِ مستت زنده کردی زیباترین تصویرِ این دنیاست چشمت مهدی...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 11 تیر 1402 10:23
-
هرچند اینکه سخت شکستی دل من است
یکشنبه 11 تیر 1402 10:22
هرچند اینکه سخت شکستی دل من است غمگین مشو! که شیشه برای شکستن است من دوستی به جز تو ندارم؛ قسم به عشق هرکس که غیر از این به تو گفتهست، دشمن است چشمان من مسیر تو را گم نمیکنند فانوس اشکهای من از بس که روشن است! جای گلایه پیش تو چون شمع سوختم لب باز کردهام به زبانی که الکن است از دیدنم دوباره پریشان شدی؟ ببخش! چون...
-
گلها که رنگ به رنگ نقاشی شدند
یکشنبه 11 تیر 1402 10:21
گلها که رنگ به رنگ نقاشی شدند عطر پراکندند و جهان مست شد! نقاش گفت: تولد رنگها و عطرها بر جهان مبارک باشد! شبنم حکیم هاشمی
-
تو در طلوع عشق نسیم صبحگاه منی
شنبه 10 تیر 1402 09:49
تو در طلوع عشق نسیم صبحگاه منی تو آن سروش سپیده بر شبِ سیاه منی هزار موج غم فتاده به روی چهره ی من دلیل بی قراری و اشک و سوز و آه منی چو روی ماهِ تمام شبی نشسته ای به دلم تو عکس روی ماهِ فتاده قعر چاه منی ز دست ساقی دل گرفته ام سبوی تو را قسم به چشم ترم که آخرین گناه منی ز روی آب و آینه جستجوی ماه می کنم دلم گرفته تو...
-
برکه در خوابِ زمستانی فرو می رفت که
شنبه 10 تیر 1402 09:48
برکه در خوابِ زمستانی فرو می رفت که ماه آمد, با نگاهش بُرد از او خواب را برکه یخ بست که شاید بشود حبس کند تا ابد در بغلش عکسِ رخِ مهتاب را محمدجواد رمضانپور
-
دل نیست راهی بشوم دلداده اگر هست
شنبه 10 تیر 1402 09:47
دل نیست راهی بشوم دلداده اگر هست از عشق پر از خالی ام آماده اگر هست نقل است فقط مرگ وصال عشق است یارب بکشم مرگ چنین ساده اگر هست در صفرترین نقطه ی متروکه ام اکنون گر وسعتی اندازه ی یک تا ده اگر هست دل نیست در این سینه ی پر درد من انگار شاید به تو این بار خدا داده اگر هست عمریست عزیز مصری و کنعان من است آن چشم که به...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 10 تیر 1402 09:46
-
َمثل لیلی عشق را کُشتی, که تب دارت شدم
شنبه 10 تیر 1402 09:46
َمثل لیلی عشق را کُشتی, که تب دارت شدم شب به شب مجنون و بیدارم که,بیمارت شدم چاره کن عاشق منم, احوال اشکم را ببین پاک کن اشکم, که تنها, گرد پرگارت شدم وعده دادی دوش را ,تا جان و قلبم نشکند وعده هایت قصه شد من خام اشعارت شدم هر دمی از غصه گفتی وقت شیدایی چرا من که با تکرار هر شعرت, سزاوارت شدم خوب میدانی دلم از شوق...
-
شبیه اردیبهشتی شبیه بارانی
شنبه 10 تیر 1402 09:45
شبیه اردیبهشتی شبیه بارانی شبیه معجزهی آتش و گلستانی شبیه یاس سپیدی نشسته در گلدان و آن شکوفهی گیلاس باغ شمرانی تو مثل بازی لِیلِی میان سردی دی شبیه خاطرههای قدیم تهرانی شبیه بوی حزین ترنجی و نارنج تو شکل وسوسهٔ بوسههای پنهانی تبسم غزلی در کنار شعلهی شب و حس خواندن شهنامه زیر بارانی تو اعتراض غلیظ نگفتهٔ آبان...
-
تمام شهر تو بودی,دلیل ماندن من, تو
شنبه 10 تیر 1402 09:44
تمام شهر تو بودی,دلیل ماندن من, تو که جز وطن نپرستم اگر که میهن من, تو دروغ گفت هر آنکس که ادعای تو دارد دروغ گفت هرآنکس که گفت دشمن من,تو هزار بار نوشتم, هزار بار نخواندی که ذره ذره تو گشتم, گرفته دامن من, تو به خستگی وصالت, قسم که درد فراقت دوباره زنده کند جان, اگر که مَامن من, تو نه میل ماندن و مردن, نه جرات نه...
-
حال خوب
شنبه 10 تیر 1402 09:43
-
نگاهم که میکنی
شنبه 10 تیر 1402 09:40
نگاهم که میکنی بی حواس ترین آدم دنیا میشوم تو را و تمام هوای اطراف تو را دیوانه وار دوست دارم یوسف پوررضا
-
نجابت هیچگاهی دست تر دامن نمی افتد
شنبه 10 تیر 1402 09:37
نجابت هیچگاهی دست تر دامن نمی افتد فرشته خوی هرگز چنگ اهریمن نمی افتد تفاوت ها میان هر مطلا با طلا باشد که آتش در میان جان هر خرمن نمی افتد تو گوهر باش و در عقد ثریا پرتو افشان شو غباری روی رخسار گلت از من نمی افتد حقیقت استوار و محکم و همواره پابرجاست خلل در ذات او با حیله شومن نمی افتد مربی ها اگر از دانش خود شعله...
-
گریزِ تو را جز گریز چاره نبود؛
جمعه 9 تیر 1402 10:19
گریزِ تو را جز گریز چاره نبود؛ با آنکه قلبم آکنده از خواهش بود. نشستهام در هوای تو؛ باورت هست؟ به خاطرهای مهمانم کن؛ ترسم رنگِ چشمانت را فراموش کنم. آیدین آذری
-
رژ لبی خریدم
جمعه 9 تیر 1402 10:18
رژ لبی خریدم و هر بار کمی به لب لیوان دوم کشیدم! که هر کس دید بگویم : اینجا بود تازه رفت! تا نفهمد بوی عطر تو را , که در هوا پیچیده من در خانه زده ام! نادرداوری
-
دعا
جمعه 9 تیر 1402 10:17
-
به دهانم دستم می رسید
جمعه 9 تیر 1402 10:17
به دهانم دستم می رسید اگر و صدایم به جایی؛ هم به لیلی می رسیدم هم به خیلی چیز ها...! محمد ترکمان
-
مهر میچینم سبد سبد
جمعه 9 تیر 1402 10:16
مهر میچینم سبد سبد از تابستان چشمانت و ریشه می زنم در شرجی آغوشی که بویِ خاک ِ آدمیت میدهد بگو با کدام فصل همزادی که خالی نمی شوی از نوبرانه ها فاطمه_انصاری_مراسخونی
-
شیشه را سنگ است قسمت, من مقصر نیستم
جمعه 9 تیر 1402 10:16
شیشه را سنگ است قسمت, من مقصر نیستم این دو را جنگ است نسبت من مقصر نیستم نوح اگر بر ترکِ طوفان داده جولان تا هزار خانه اش می گشت تربت من مقصر نیستم دشنه را از روبه رو بر سینه ام زد این فلک بر تو بارد زخم و زحمت من مقصر نیستم از دهانم سیل خون فواره زد غَسّال کو لاله گونم گشته خلعت من مقصر نیستم شام آخر تا سحر بر قاب در...
-
چشم گشودن بهر دیدار حق دلخوش است
جمعه 9 تیر 1402 10:15
چشم گشودن بهر دیدار حق دلخوش است درابتدای عشق باجام نوشیدن خوش است گر نباشد عشق با دنیای حیوانی چه کار دل برای دلربا در دنیای دگر خوش است ای که دروادی عشق به سرو پامی زنی سر وپا رادرکار بادل و دلبر خوش است گر به امروزو فردا سپاری وادی وعشق وگذر هان وهون نیز بگذرد چو دلبروحالم خوش است گر بپرسی ازروزگار بی مروت حالِ من...
-
تنهایی, سکوت دلِ بی قرارِ شب هایِ بیداری
جمعه 9 تیر 1402 10:14
-
فرازی از دعای عرفه
جمعه 9 تیر 1402 10:13
تویی یـارب تمـامِ هستـیِ من انیسِ روزهـــای سختـــیِ من تـو اســرارِ نهــانـم را بـدانـی نگـاهِ گـوشهِ چشمم بخـوانـی مقـامِ ترس ز تو بـر من عطایا که گویا بینمت هر دم خـدایا مرا حفظم کنی یارب ز لغـزش گذاری بـر گناهانم تو پوشش نجاتم ده ز ترس و هولِ دنیا ببـر از قلـبِ مـن انـدوهِ عقبا فرازی از دعای عرفه سلیمان ابوالقاسمی