-
نوازش باران
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:37
نوازش باران روی برگ سبز درختان چه دیدنیاست رقص کاکاییهای مهاجر روی موج دریا چه دیدنیاست شادی پروانهها در عطش نوشیدن شهد گلها چه دیدنیاست نغمهٔ بلبلان سرمست که میپیچد در دشت و صحرا چه شنیدنیاست پیچ و تاب شاخههای گندم در گندمزار در استقبال نسیم گرم چه دیدنیاست دویدن غزال سوی چشمهای پاک چه دیدنیاست این طبیعت...
-
روزی از ایام نیک کردگار
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:36
روزی از ایام نیک کردگار همسخن گذشتم کویرِ بی قرار گفتمش واسع سرای روزگار چیست دلیلش برقراری ماندگار فاقد از آبی و رُزهای نگار دوری از رحمت همیشه انتظار طبع صفرایی و فعلت با وقار بر وقارت داری اینقدر افتخار گفت جوابم را کویرِ ماندگار افتخارم نیست وقارم باوقار آنچه در ظاهر تو میبینی فِطار رد پایی است مانده رد اقتدار...
-
زندگی زیباست گاهی..
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:35
زندگی زیباست گاهی.. گاهی آب و گاهیم آتش گاهیم خاکستریست.. بر باد پیروز پورهادی
-
حال خوب
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:35
-
هوا ابری بود؛ من در تمنّای باران؛
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:34
هوا ابری بود؛ من در تمنّای باران؛ دیگر رفته بودی؛ آن روز تکرار نشد. من و خیالِ باران و حسرتِ تو, پایانِ این قصّه بود. آیدین آذری
-
عیدتون مبارک
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:34
عید غدیر آمد و عیشم تمام شد قرآن دلیل محکم این سِر تام شد . وقتی نبی برسم رسالت خطابه کرد قرآن دلیل و کلام نبی التزام شد . اکملتُ دین به نبی تا شدی خطاب عالم در این حقیقت روشن بقاب شد . هر جان که روشنی بگرفتی ز نور حق این روشناست که در دل مومن کتاب شد . ما را از این ولایت عظما , طریق عشق این عشق و عاشقی طلبش بس صواب...
-
روی اشعار تو
سهشنبه 13 تیر 1402 10:12
روی اشعار تو حساب بازکرده ام تا پس انداز کنم شعرهای عاشقانه ات را.....! مهدی نساجی
-
من فراموش میکنم
سهشنبه 13 تیر 1402 10:11
من فراموش میکنم من فراموش میشوم اما فصل یادآوری خاطره ها می آید و خیالم شهری که اگر کاشان بود پُرِ از عطر گلاب و اگر مَشهَد شد چه غریبانه میانِ حرمش بنشینم امید مسکرانی
-
یاامیرالمومنین
سهشنبه 13 تیر 1402 10:10
-
آرام می مانم اگر شاید بگویی تو جواب
سهشنبه 13 تیر 1402 10:10
آرام می مانم اگر شاید بگویی تو جواب بسیار ای پروردگار در حیرت آن راز ناب شب را نگاه آن گلی نوری بتابد صورتم در انتظار نوبتم آرامشی در کنج آب ای وای بازم در فراق ای آتش سوزندگان آن غم مرا بازم فریب دلبسته است یار خلاب محنت که دامی در رهم انداخته ای دلبرم ای یار فریادی برس چون باز کن دستی به باب گر من نگاهی کرده ای شوق...
-
پروانه می رقصد
سهشنبه 13 تیر 1402 10:09
پروانه می رقصد در باد و باران و طوفان پروانه می میرد اما می ماند در یاد و جان جانان سعید نقویان
-
روزی؛ مرغِ هزار آوا,
سهشنبه 13 تیر 1402 10:08
روزی؛ مرغِ هزار آوا, بر سرسبزترین شاخه یِ نارونِ این باغ خواهد خواند و نسیم؛ آویشن را به دشت نوازش خواهد کرد امید در شکافِ خاره ای سخت جوانه خواهد زد و آن شاعرِ قلم در تبعید هم چامه و چکامه خواهد سرود اما رازِ گلِ نیلوفر و مرداب چیست؟ جمعِ اضداد چه ؟ می گویمت: زندگی گاهی پای در مرداب داشتن و نیلوفرانه رشد کردن است...
-
کجا میتوان یافت, آرامشی
سهشنبه 13 تیر 1402 10:08
کجا میتوان یافت, آرامشی در اَمواجِ بی ساحِل و مرگبار؟ رها شد چو پروازِ نرمِ نَسیم به تنپوشِ سبزینه رنگِ بَهار قیودِ زمین و زمان را گسست چو بادی گریزان زِ قیدِ حِصار برید از خدا هایِ خُرد و کَلان صنم هایِ بی عشق و بی اِقتدار زبانی رَها داشت چشمی فراخ و پایی گریزان زِ مرگ و مزار تقدّس, نه جا داشت در کلّه ها و ایمان رها...
-
مهربانِ نگاهِ تو,
سهشنبه 13 تیر 1402 10:07
مهربانِ نگاهِ تو, صحبتِ دیروز بود. ندانستم کِی, تهی از عشق شد! من اما باورِ امروز ندارد دلم, هنوز با شوق خوشه می چینم از این باغِ خیالی. هرگزِ تو همیشهی من است. آیدین آذری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 13 تیر 1402 10:07
-
در پس این همه زخم عمیق
سهشنبه 13 تیر 1402 10:05
در پس این همه زخم عمیق و دردهای رو به صعود برای تو می خندم... برای تو جنگل وحشی دلم اهلی می شود. خلوتگاه سایه ام با شب بی ستاره آفتابگردان می شود رو به سوی طلوع تو... اصلا فرشته می شوم و قلب ساعت ابری را به وقت رنگین کمان نشانه می گیرم و از دقیقه های عریان دور از چشم سایه های پشت دیوار سیب می شوم, برای دقیقه های...
-
به چشمانت نگاه نمی کنم صراط مستقیم است
سهشنبه 13 تیر 1402 10:04
به چشمانت نگاه نمی کنم صراط مستقیم است آغوشت را به نگاهت نمی فروشم فاصله از زمین تا آسمان است یکی بهشت است و دیگری قعر جهنم نگاهت را درویش کن که خدا هم بخشنده است فریبا صادقی
-
گر خواهی که مرا به کعبه ی وصال جانان برسانی
سهشنبه 13 تیر 1402 10:04
گر خواهی که مرا به کعبه ی وصال جانان برسانی باید که نظر کرده مرا به جمع خوبان برسانی رُخ باز نما حدیث عشق در باب تو است چون چشمه شوم,آنگه که مرا به کوی یاران برسانی عباس سهامی بوشهری
-
یاعلی(ع)
سهشنبه 13 تیر 1402 10:03
-
آتشی در سینه دارد این تنِ رنجور من
سهشنبه 13 تیر 1402 10:03
آتشی در سینه دارد این تنِ رنجور من تا مرا بر عرش ننشاند, نخواهد ترکِ تن هُرم این آتش حکایت می کند از داغ جان هرطرف گیرد زبانه, از غمی دارد نشان رنگِ زرد شعله هایش زردی روی منست هرچه خاکستر نماید منشأ خوی منست آفرین برآتشی که بانگ دل را سرزند رازهای خفته در انبان دل را پر زند گوش کس خواهان آه و ناله های من نبود آتش آمد...
-
غدیر
سهشنبه 13 تیر 1402 10:02
آسمان مغرور, نورانی است صحرای غدیر عطر گل پیچید در عالم ز گلهای غدیر دشت خُم مشعوف از فیض جمال احمد است کهکشانها مات و مبهوت از معمای غدیر جبرئیل آندم پیامی را برای مصطفی آیهای آورد تا غوغا کند نای غدیر گفت: ای احمد پیام خویش را تبلیغ کن ثبت کن ختم رسالت را مولای غدیر داد فرمان توقف آن رسول ارجمند تا جهانی بشنود...
-
دریاباشیم
دوشنبه 12 تیر 1402 10:57
-
دست شب باز در بر گرفته است مرا
دوشنبه 12 تیر 1402 10:55
دست شب باز در بر گرفته است مرا چشم ابر سیاه باریدن گرفته است مرا در مشغله برگهای پاییزی و باد صدای خشخشی در سر گرفته است مرا هرچه کوفتیم بر در عرش کبیر گفت بیهوده مزن خوابی عمیق گرفته است مرا بی باده و جام پای در راه گذاشتیم دست گرمی روزگار را به بازی گرفته است مرا مهرداد درگاهی
-
بنگر به حااااااااااااال ادم دانا چه ها رود
دوشنبه 12 تیر 1402 10:52
بنگر به حااااااااااااال ادم دانا چه ها رود در گوشه ای نشسته و از دل نوااااااا رود سوزد چنان به جان و نفسهای آه خویش تا این جهاااااان چگونه سر آید , کجا رود گر داغ سینه سوز به دل های مردم است از دست کیست تا به کجاااااا دل عزا رود دیوانه را که نیست به سر عقل و معرفت آخر به آن اریکه ی قدرت چراااااااااااا رود دنیاااااااای...
-
غافل از تبعات گرمایش زمین
دوشنبه 12 تیر 1402 10:49
غافل از تبعات گرمایش زمین غافل از اخبار جنگ غافل از زلزله غافل از فقر گسترده غافل از پناجویانی که مدام غرق میشوند و سرانجام غافل از خودم که قرار بود ستاره شوم آه که چقدر مرا از خود ربودهای و افسوس که من چقدر ضعیف بودهام در برابر زیباییهای تو! علیرضا غفاری حافظ
-
آسمان آبی؛
دوشنبه 12 تیر 1402 10:49
آسمان آبی؛ ابر و هجوم باد که می پوشاند چشمانم را ازحقیقت ماه در یک مدار مَجازی آه ازشب... که هیچ گاه سر به راه مهتاب تکراری نشد... سپیده رسا
-
ابراز عشق
دوشنبه 12 تیر 1402 10:35
ابراز عشق من به تو مثل یک حادثه بود زبانم را به لکنت و کوه کلمات ریزش کرد اما در شب تاریک تنهایی دلم روشن است قطار آرزوها به مقصد می رسد مثل دهقان فداکار در میان ریل زندگی پیراهن شعرم را عاشقانه به آتش می کشم اکبر نصرتی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 12 تیر 1402 10:34
-
بی چتر روی باور من سایه گستری
دوشنبه 12 تیر 1402 10:34
بی چتر روی باور من سایه گستری در فکر بغض آینه های مکدری ای جمع هر چه حُسن, نگاه بلند تو با آنچه در خیال نگنجد برابری تکرار حرف عشقی و با شیوه ای غریب تعبیر شاعرانه ی شوقی مکرری از بغض های خیس تو پیداست روز و شب دلواپس حقارت روحی محقری ای ذره ذره از تو جهانم غنی شده همواره در هوای خیالم شناوری من روح سرد یاسم و دل خوش...
-
عجیب است چقدر دلم تنگ قند لبانش شد
دوشنبه 12 تیر 1402 10:33
عجیب است چقدر دلم تنگ قند لبانش شد بروم سماور عصر را روشن کنم به یاد روزهایی که زیر درختها حصیر عشق پهن میکردیم هوا انقدر گرم بود که برگها از شیطنت قلقلک می دادند شاخه های جوان را و غش میرفتند ازخنده وقتی تکان می خوردند باد خنکی می وزید نگاهت که می کردم لبخندت نسیمی به همراه داشت که خنکای وجودم بود مانند یخ دربهشتی که...