-
چه زیباست
دوشنبه 26 تیر 1402 10:44
-
از دیوانگان نشانی نپرسید...
دوشنبه 26 تیر 1402 10:43
از دیوانگان نشانی نپرسید... فقط بگذرید تنها بگذارید مرغانِ سربریده تا ابد... تا ابد... مینالند؛ و شما تیغهایِ زهرآگین را لیاقتِ غمخواری نیست. فرزین روزافزای
-
کشف مجهولات عالم ماتَرکهای من است
دوشنبه 26 تیر 1402 10:42
کشف مجهولات عالم ماتَرکهای من است خاصِ جَدم آدم و اجداد و اولادِ من است عزتِ آدم به امر صاحب الامرِ کبیر لازم الاجراست نشان از شانِ والای من است من دو قِسم دارم یقیناً قسمی اُولا قسمی پَست پستِ آن نَفس و یقیناً اُولا ، ایمان من است قسمِ پست غایت منم گردیده رسوایم کند قسمِ اولایم بِغایت خواستِ مولایِ من است قسمِ اولایم...
-
جانم حسین
دوشنبه 26 تیر 1402 10:36
-
ما به اندازه کافی، آه در این سینه داریم
دوشنبه 26 تیر 1402 10:35
ما به اندازه کافی، آه در این سینه داریم تو چرا هی میایی بارِ خود را میگذاری؟ سینه ما تا دمادَم پر شده از رنج و نِقمَت تو چرا جای مونِس، نقشِ یک بیگانه داری؟ پشتِ این لبخندِ مسکوت، مویه و گلایه دارم تو چرا جای امداد، قلب ما را میفِشاری؟ قرن هاست جای پایت نقش گشته روی صورت تو چرا جای ندامت، حسی فرخنده داری؟ بغضی از کسی...
-
کاش میشد به عقب برگردم
دوشنبه 26 تیر 1402 10:22
کاش میشد به عقب برگردم روزهای خوشِ پیش از دردم قبلِ آن بوسه ی تلخ بدرود آن زمانی که تو را گم کردم امید مسکرانی
-
من خدا باشم اگر، پیشِ تو آدم می شوم
دوشنبه 26 تیر 1402 10:21
من خدا باشم اگر، پیشِ تو آدم می شوم یا که شیطان باشم حتما، پیشِ تو خَم می شوم ذرّه ای خَم که بیاید رویِ پیشانیِ تو گر نمیرم مطمئنا، کوهی از غم می شوم مست باشم با در و دیوار هم صحبت شوم تا صدایِ تو بیاید، سفت و محکم می شوم زرد و آفت زده گر افتاده باشم رویِ خاک تا تو آیی در کنارم، سبز و خرّم میشوم یک دقیقه چَشم درچَشمم...
-
به پنجرههای مشبک رنگارنگ
دوشنبه 26 تیر 1402 10:20
به پنجرههای مشبک رنگارنگ نگاه کن الماسوار انعکاس نور را رنگ به رنگ منتشر میکنند در عمارت قصهها شبنم حکیم هاشمی
-
برای درخت کافی بود سایه داشته باشد
یکشنبه 25 تیر 1402 11:10
برای درخت کافی بود سایه داشته باشد و برای سایه همین بس که دیواری برای دیوار پنجره ای و برای پنجره گلدانی و برای گلدان چشمانی که او را بشنود چشمانی نشنید گلدان پژمرد پنجره بسته و دیوار آوار شد سایه مُرد و درخت خشک شد ببین چگونه چشمانی جان می دهد. فیروزه سمیعی
-
نگاهم را به پنجره دوخته ام
یکشنبه 25 تیر 1402 11:09
نگاهم را به پنجره دوخته ام چشمانم دیگر گیرا نیست من آن آفتاب سوزان تابستانم که دگر هُرم نفسهایم پیدا نیست ابر در پس چشمانم پنهان است لیکم یارای باد و باران نیست آسمان... تنگ مرا در آغوشت گیر تا که ناهید ز بهرام فلک پرَگیرد آسمان از نور درخشَش برق گیرد شیما عابدنیا
-
لبخندت
یکشنبه 25 تیر 1402 11:08
-
شبی درخلوت خویشم
یکشنبه 25 تیر 1402 11:08
شبی درخلوت خویشم برای عهدوپیشه وکیشم رهایی گر دل ریشم به گرداگردکعبه می گشتم ویارب یاربی باخویش می گفتم وخلوت خانه راباگریه می شستم پی حق بودم ومن عشق می جستم اگرچه پیرم وخسته م به حق گفتم به امیدی پیوستم دری بگشابگیردستم توصاحب خانه ای یارب منم گدای خانه ی حضرت دوستم الهی تاتویی هستم تمام عمرخویش من مستم تویی ساقی...
-
بوده قبل از دیــن اسلام مبین تخت پولادی بنام دراین زمین
یکشنبه 25 تیر 1402 11:07
بوده قبل از دیــن اسلام مبین تخت پولادی بنام دراین زمین شاهدش یوشع نبی گویم بدان هست تاریخش سند براصفهان این لسان الارض مانده یادگار ازیلی پولاد بازو یادگارِماندگار داشت سکوی برای عیش روز تا تماشا هـــم کند کُشتی تموز قرن پنجم ذکـر بابا بین متین گفته حلوائی بخفته دل غمین عارفی بوده همین فولاد مرد تخت فولادهم بنامـش...
-
مگذار شعرهایم ناتمام بماند....
یکشنبه 25 تیر 1402 11:07
حالم شبیه آهنگیست، که بی کس رها شده وبند می زند،بی صدانغمه های شکسته اش را پشت هم نت های مرده اش را نشخوارمی کند و زیر ترین سکوتش را اعدام کلاغ می بارداز ماژور نگاهش واز دست های نشسته اش باران؛ تا بالا بیاوردکوتاه ترین موسیقی اش را برهفت چین پیشانی اش شیهه میکشندگام های ضعیفم برای کفش هایی که هنوز راه نرفته اند با...
-
در بهار گذار از رقص شکوفه ها
یکشنبه 25 تیر 1402 11:06
در بهار گذار از رقص شکوفه ها در خراب آباد شهر پر تنش از کجای قصه ی هزار فصل نبودن هایت بگویم از کدام پاورقی دلتنگی های شبانه ام دَم بزنم که هر شب خود را نجیبانه به تقدیر این دلدادگی سپرده ام برای دیدن آفتاب عشق تو .... چه بگویم از روزهایی که بی تو می آیند و خورشید نقاب از چهره بر نمی گیرد برای روشنی روزهایم.... شاکیم...
-
اللهم صل علی محمد وآل محمد
یکشنبه 25 تیر 1402 11:05
-
می شود در عاشقی تا به ابد مجنون من باشی و لیلایت شوم
یکشنبه 25 تیر 1402 11:04
می شود در عاشقی تا به ابد مجنون من باشی و لیلایت شوم می شود در چشم تو هر روز من آن دلبر و آن یار زیبایت شوم می شود نام مرا با مهر خود هر لحظه تکرارش کنی در زیر لب می شود بر تن من بوسه زنی ،آتش شوم من همچو تب می شود ماه شب تارم شوی، من همدم و آن یار طنازت شوم می شود هر روز عاشق تر شوی ،من عشق و رویایت شوم می شود شرم دو...
-
شبهایم بی تو شباهتی به قبل ندارد
یکشنبه 25 تیر 1402 11:04
شبهایم بی تو شباهتی به قبل ندارد انگار فریدون دردم را میدانست: بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم تک تک خاطره ها باز امشب از دل من تکرار شد همه چشم اندوه شدم اشک همی می بارید من برای بند امدن اشک چشمم وعده شب دیگر دادم گرجه بی تو به چه حالی امشب از آن کوچه گذشتم سارا دودانگه
-
در جستجوی تو به هر در زدیم عشق
شنبه 24 تیر 1402 11:01
در جستجوی تو به هر در زدیم عشق بر شاخه ات نشسته و گه پر زدیم عشق با یادت ار چه خاطر ما شاد می شود در دل غمی نهفته و بر سر زدیم عشق عبدا... محمدی
-
می گدازد برف
شنبه 24 تیر 1402 11:00
می گدازد برف می دمد گل گاهِ بیدار شدنِ دانه هاست و ما ؛ برفآبِ آن قله یِ صعب رود خواهیم شد خروشان زمستان بی خبر است موسمِ آوازِ سفیدِ بابونه هاست اشکهای ابر را خواهیم شست آستینِ ما مامنِ ماهیهاست ترانه ها به شهر می بریم پژواکِ ما آوازِ آیینه هاست نجوایِ سنگ در گوش را می فهمیم مُرادِ ما؛ وسعتِ بیکرانه هاست این پایانِ...
-
لاله زار
شنبه 24 تیر 1402 10:59
-
جیرینگ جیرینک
شنبه 24 تیر 1402 10:58
جیرینگ جیرینک صدای ِ سکوت لیوان شکست و هر دقیقهء خالی من و باران مست خواهیم کرد و به طرحِ دلتنگی گهواره گوش خواهیم کرد. قاسم بیابانی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 24 تیر 1402 10:57
-
ای معمار باشکوهترین عمارتهای دنیا
شنبه 24 تیر 1402 10:57
ای معمار باشکوهترین عمارتهای دنیا هزاران زندگی را در عمارتهایت جان بخشیدی آنگاه که دستهایت عاشق شدند! شبنم حکیم هاشمی
-
هر سقوطی نیست ختم ماجرا
شنبه 24 تیر 1402 10:56
هر سقوطی نیست ختم ماجرا بـارشِ بـاران سـر آغـازی دگــر سلیمان ابوالقاسمی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 24 تیر 1402 10:56
-
دستم را که گرفت شب شد
شنبه 24 تیر 1402 10:55
دستم را که گرفت شب شد عصارهی لبهایش انگبین در دشت تریاک او را در آغوش کشیدم دستانش بوی کافور میداد پیامآور خاموشی میگریخت نگاهش که کردم چشمانم دیگر نور نداشت ستارهای بود که خاموش شد عطیه هجرتی
-
میسرایم برای تو
جمعه 23 تیر 1402 11:19
میسرایم برای تو که همانند ابری و من گندمزاری تشنه مینوازم برای تو سرودی حماسی از اقتداری بلند که چشمانت به آسمان داده است و خورشید از نگاهت پر فروغتر میشود برای آفتابگردانی که در دشت در انتظار ابر بارانی است علیرضا ایمانی فر
-
جمعه
جمعه 23 تیر 1402 11:18
-
شعر را دربند نکنیم.
جمعه 23 تیر 1402 11:16
شعر را دربند نکنیم. .از عشق از رو زهای یادگاری از حماسه از خود گذشتگی از مردان و زنانی که هستی را بها دادند. از اندیشمندان و ازادگان. از مادران و پدرانی که بذر دانش را خواستند. کاشتند. ابیاری نمودند. رشد دادند. از ثبت. آورده های جوانان. از طلوع خود باوری. جلسات جشن ترقی. از صداقت ایمان. از الگوی گذشت مومنان. از...