-
می پرسند عشق از کجا می آید
یکشنبه 1 مرداد 1402 11:25
می پرسند عشق از کجا می آید ساده است از همان راهی که قدم های تو می سازد پرویز صادقی
-
بگذر از چشمت که دنیاارزش دیدن ندارد
یکشنبه 1 مرداد 1402 11:24
بگذر از چشمت که دنیاارزش دیدن ندارد جان نهادن در کف اخلاص ترسیدن ندارد شب پریشان روز نالان دردها در سینه پنهان حال وروز این دل وامانده پرسیدن ندارد باز کردی عقده ها را درشب بغض گلویت درد را دیوانه شو دیوانه نالیدن ندارد در جهان پیر دردآلوده ی این روزگاران اشک جویی جاری است و قصد خشکیدن ندارد تشنه کامان جملگی غرق سرابی...
-
عشق به زخمش می ارزد
یکشنبه 1 مرداد 1402 11:24
عشق به زخمش می ارزد وقتی پای تو در میان ست توئی که عشق را زیبا می کنی بالاتر از باران خوش رو تر از گل های سرخ پرویزصادقی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 1 مرداد 1402 11:23
-
یک شب میان فاصله های سرد
یکشنبه 1 مرداد 1402 11:22
یک شب میان فاصله های سرد در بیکران لرزه های دشت با خوش خیالی میانه سایه هبوط با فرزانگان راه خاموش با بی معنایی رقص قلم در دست با دنیایی پر از روشنایی کمی تاریکی خورشید زمان می ایستد چرخش دنیا انگار کافیست در پی شکایت هایی که زمین نالان میکرد با گناهانی که تاریکی بر دوش میکشید من و آرامش هم صداییم با باران غم از نفس...
-
حسین (ع) به بیداری ما آمده است
شنبه 31 تیر 1402 10:39
عُرفِ دینی، نه خطا، ضربه به سر گر قمه ای پس نگیرم سخن ام ... کامی اگر مغز گرفت! این غریبانه ترین مرگ که در دامن ششماهه نشست ... حسین (ع) به بیداری ما آمده است هر که بیدار نشد بیمار است ... محمد کریم زاده نیستانک
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 31 تیر 1402 10:37
-
در کنج دلم باز غمی خانه گرفته
شنبه 31 تیر 1402 10:36
در کنج دلم باز غمی خانه گرفته آرام پس گریه ی من شانه گرفته اندوه در این خـــــانه ی غم باز از شوق مرادش ره دیوانه گرفته بر گوشه ی دل سر نهد از ترس جـــدایی چشم تر من دیده ی مســــتانه گرفـتـه دل در هوسی بود و من آشفته و بیتاب غم در دل ما شــــور جــانانه گرفـــــته امید وصالی که زشوقش شده ام مست یک باره ز اندوه ره...
-
در عزای تو حسین
شنبه 31 تیر 1402 10:35
در عزای تو حسین هر شب نوا از کوچه ها میشنوم از کوچه های کربلا میشنوم در کوچه های بی کسی میشنوم از خیمه ها نوای عباس و حسین نوحه دشت نینوا شب محرم شد و بر تن شیعیان جامه سیاه کرده حسین بر زائران کربلا دیدم حسین بن علی شاه شهیدان و ولی نوحه خوان کربلا دیدم جوانمرد و رشید آن علمدار شهید عباس یل ام البنین پور رعنا پسر شیر...
-
باشهدا
شنبه 31 تیر 1402 10:34
-
به انتظار آمدن قیامت نشسته ام
شنبه 31 تیر 1402 10:33
به انتظار آمدن قیامت نشسته ام چقدر زیباست لحظه برانگیخته شدن انسان و من با شوق و ذوق فراوان به دنبال مادرم می گردم تا ببینمش و درآغوش بگیرمش محمود مظفری
-
یاحسین
شنبه 31 تیر 1402 10:32
-
هیچ عشقی در غبار غم زل نمیزند
شنبه 31 تیر 1402 10:32
هیچ عشقی در غبار غم زل نمیزند فقط خفه میشود... در شهر من دستان ِ شب ِ تار را یکی یکی شمردم خالی از روز بود... و تهی از ابعاد ِ روشنی اما پر از برف بود که نفس های آخر را می کشید ... نفس هایی که روزی بیصدا فریاد می زد... و یک قصه را سربسته به آغوش زمین می سپرد تا در آرامش بخوابد....!!! محبوبه برونی
-
ورای پرده اشکم، هنوز دیده به راهت
شنبه 31 تیر 1402 10:31
ورای پرده اشکم، هنوز دیده به راهت زمان به انتظار نشسته، زمین نشسته به راهت ء فضای فاصله صد آه ، فضای فاصله صد کوه روا نبود که باشم ، میان این همه اندوه ء عجب نباشد اگر دل، به آه و ناله نشیند مثال من که تواند؟، به باغ و لاله نشیند ء از این همه غم دوری، از این همه غم غربت نصیب من شده آه و، نصیب تو همه فرقت ء رسیده قصه...
-
سرِ کلافِ این زندگی
شنبه 31 تیر 1402 10:30
سرِ کلافِ این زندگی خیلی وقت است که گمشده... آنقدر از گنجشکها خواندیم که یادمان رفت گربه های کلافه عاشقِ بازی با کلاف نیستند. آنها هم گمشده ای دارند شاید... علی رضا عزتی
-
باشهدا
شنبه 31 تیر 1402 10:29
-
آهای غریبه مراقب باش
شنبه 31 تیر 1402 10:29
آهای غریبه مراقب باش آنجا که تو ایستادهای من آرزوهایم را چال کردهام آنها به غریبهها عادت ندارند مرتضی نعمتی اخگر کرفکوهی
-
شکر خدا که سجده به خاک تو میبریم
شنبه 31 تیر 1402 10:28
شکر خدا که سجده به خاک تو میبریم در هر نماز رو به خدای تو یاحسین صد لعن و صد سلام زیارت شهود ماست تسبیح ماست اشک عزای تو یاحسین.. سید_محمدرضا_یعقوبیآل
-
ای تمنای وصال
جمعه 30 تیر 1402 10:30
ای تمنای وصال ای شهیدِ بی مثال نه درختی نه نهال نه یه فصلی تویِ سال تو تمامی و کمال به بلندایِ خصال تو در اندیشه یِ حال یه جوابی نه سوال تو که هستی بی خیال همه هیچند واسه من مهین بزرگپور سوادجانی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 30 تیر 1402 10:30
-
می دانم روزی تو خواهی امد
جمعه 30 تیر 1402 10:29
می دانم روزی تو خواهی امد از لابلای گل ها تا ما شویم دوباره با هم دلی همراه در باغ ودشت وصحرا در صبح گاهان روزی با هم نسیم و گل را گیریم با جان ودل نشانه شاید که باشد آن روز عطر دل بهاران شیرین و ماندگار تر ! روزی تو خواهی امد از لابلای ابرها همراه با باد وباران پرسه زنان در پی ات در دشت های گرم و سوزان با این همه...
-
یارقیه
جمعه 30 تیر 1402 10:28
-
برای آنچه کرده ام ،شماتتم نمیکنی
جمعه 30 تیر 1402 10:27
برای آنچه کرده ام ،شماتتم نمیکنی نظر به خاطر پر از حماقتم نمی کنی هزار راه رفته ام به جستجوی ذره ای چرا در این غریبگی ندامتم نمی کنی خراب در خرابه ام شراب خانگی تویی پرده بی شرابه ام ،تب بهانگی تویی زیاد کن حرارتت که باختم تمام هیچ زخمه بی ربابه ام،چنگ روانگی تویی. نگاه کن به نقش من میان فرش روزگار بتاب با تمام عشق...
-
بیا به نقطه ای درآن شکیب ها شکسته اند
جمعه 30 تیر 1402 10:27
بیا به نقطه ای درآن شکیب ها شکسته اند در این مکان عاشقی غریب ها شکسته اند غمی که از جهان ما فراخ تر بزرگ تر غمی که در تلاطمش ضریب ها شکسته اند غمی که در تراکمش میان هر روایتی فرازها فرودها نشیب ها شکسته اند به دشت کربلا بلا و غربتی نشسته که رقیه ها رباب ها حبیب ها شکسته اند درون شیبِ حفره ای و شمرُ جالسٌ عَلیٰ چه رفته...
-
ندیدی؟؟
جمعه 30 تیر 1402 10:26
ندیدی؟؟ قاصدکها ندیده عاشقند از حراج هیبت خویش می نشانند در دل خاکِ غریب دانهٔ عشق من...... هم ندیده عاشقم ترا ،،، عزیزم،،، باد اجل خوانده در گوش من نشان تو تا فرسنگها فراتر از نشانم بسته باشد به نامت همهٔ حال وُ احوالِ من مبادا غریبانه ببندی این روزنهٔ روز را به جهان که مرهمند همه غم جهان را همین غریبه های آشنا...
-
راستگویی
جمعه 30 تیر 1402 10:25
-
بسته به زنجیر بلایم حسین
جمعه 30 تیر 1402 10:25
بسته به زنجیر بلایم حسین ای نفس آل عبایم حسین خاک رهت مهر نمازم شده نام تو سرخط دعایم حسین گوشه چشمی، نظری، حکمتی ای همه چون و چرایم حسین خانه تو ساحت مردانگیست آینه لطف و عطایم حسین ماه محرم شد و ایام غم خونجگر بزم عزایم حسین مکتب تو محور ایمان ماست ای همه هول و ولایم حسین جان تو و اینهمه آزادگی سرور و شاه شهدایم...
-
زندگی بار عبث بود که بردیم ،
جمعه 30 تیر 1402 10:23
زندگی بار عبث بود که بردیم ، دریغ شیره ی جان بفشاندیم به هر آدمکی آدمک خشک نهالی ، چه خبردار ز دل؟؟ حاصل ِ آنهمه محنت به سراشیبی صعب ، به جــز از زخم نگشت و ُ به جز از درد نبود گاه ِ خنجـر زدن اند کور ِ حقایق افسوس هر خسی ،گشت خودی خویش خــراب از آوار چو فروشد خودی ات سهل چو بازیچه ، چه چـــشم ، میتوان داشت ز گرگان ِ...
-
ـآجرک الله یا صاحب الزمان
پنجشنبه 29 تیر 1402 11:02
-
کفرآمیزترین جملهها از دهان من و تو بیرون میزند؛
پنجشنبه 29 تیر 1402 11:02
کفرآمیزترین جملهها از دهان من و تو بیرون میزند؛ : دوستت دارمها دوستت دارمها... آه،،، هنوز مردمان شهرم به آیین عشقورزی ایمان نیاوردهاند لیلا طیبی