-
وقتی که آمدی، برایم کمی لبخند بیاور.
پنجشنبه 29 تیر 1402 11:01
وقتی که آمدی، برایم کمی لبخند بیاور. چندیست صبحها نارس بیدار میشوم سعید فلاحی
-
بوی پیراهن خونین کسی می آید
پنجشنبه 29 تیر 1402 11:01
-
دلتنگیهایم، قد کشیدهاند
پنجشنبه 29 تیر 1402 11:00
دلتنگیهایم، قد کشیدهاند پا گرفتهاند وُ راه میروند به دیدارت خواهم آمد. سعید فلاحی
-
تو، پرنده بودی وُ،
پنجشنبه 29 تیر 1402 10:59
تو، پرنده بودی وُ، وقتی فهمیدم سالها از کوچات میگذشت. سعید فلاحی
-
من هنوزم با خیال خام خود
پنجشنبه 29 تیر 1402 10:58
من هنوزم با خیال خام خود می روم سمت خیالاتی دگر می برد رویای سبز لحظه ها جان و دل را درهوایی خوب تر شرح این دلتنگی تکراری ام سخت تر باشد تو می دانی جگر باز هم دلخوش به این شعر و شما با شما ای اهل دل اهل نظر گاه گاهی خسته و بی حس و حال گاه گاهی پر انرژی پر ثمر کاشکی باشی کنارم هر زمان تشنه لب مشتاقم و محتاج تر دل به...
-
السلام علیک یااباعبدالله
پنجشنبه 29 تیر 1402 10:58
-
اختران بر بام شب هر شب که نجوا می کنند
پنجشنبه 29 تیر 1402 10:57
اختران بر بام شب هر شب که نجوا می کنند راز شب را پچ پچ اندر گوش دنیا می کنند برکه ها در زیر بال این پرستوهای مست ادعای رود جوشان یا که دریا می کنند بلبلان از هر طرف آواز مستی سر دهند زیر این افسونِ آبی شور بر پا می کنند در چمنزاران بهاران دست در دست یاس خواب را از بوی گل سیرابِ رویا می کنند شاخه ها در شاخه ها پیچیده...
-
به ما گُفته امامْ صادق (ع) عزیزم
پنجشنبه 29 تیر 1402 10:56
به ما گُفته امامْ صادق (ع) عزیزم تو شادی های ما خَندون باشید وَ در غَم های ما مثلِ مُحرم شما هم مثلِ ما مَحزون باشید مُحرم فُرصتِ خود سازیِ ماست واسه این از خدا ممنون باشید سُرود و جشن و شادیْ باشه بعداً به دور از گفتهٔ شیطون باشید تو هر مسجد ، تو هر دسته ، تو روضه به یادِ کربلا گِریون باشید به یادِ حضرتِ عباس (ع) و...
-
آواز میخوانم تورا ..
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:16
آواز میخوانم تورا .. مثل یک بلبل کنار باغ گل.. وندرو دل صدای عشق را.. مینوازم. گوش کن.. من تورا میخوانم و تو در دلم ساز این اهنگ را کوکه. کوکه.کوک کن.. تا شقایقها بفهمنده باهمیم.. تا همه آوازه این عشق را مثل افسانه نویسند در کتاب.. مثل لیلی مثل مجنون.. مثل فرهاد مثل شیرین .. مثل تیشه مثل کوه بی ستون... توبیا اندر...
-
تنهایی ام را روزی آخر
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:15
تنهایی ام را روزی آخر از این قفس پس می گیرم و پشت سر، نفس پلها را محمد ترکمان
-
باز باران
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:15
باز باران باز ضرب آهنگ و نبض پنجره باز کوچه، رهگذر لبخند ِ غَنج ِ خاطره کوچه را رازیست شیرین با نگاه پنجره فاطمه انصاری مراسخونی
-
آجرک الله
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:14
-
وقتی ندارمت
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:11
وقتی ندارمت خیال ها می آیند آستین بالا زده دست به کارِ تو می شوند در من پرویزصادقی
-
روزها می آیندُ روزها می روند
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:10
روزها می آیندُ روزها می روند وقت شناس تر از آفتاب با این حال در من زمانی دیگر ست تقویمی خصوصی از نبودن های تو که با دست دلتنگی بی وقفه در من ورق می خورد ! پرویزصادقی
-
هر چندی هر باری هر پندی
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:09
هر چندی هر باری هر پندی نزدیک خاکستر بوسه ی باشد خواستن پیچش پرگار پرهیزکاری هر چندی نزدیک به نزدیکی جا و تن آویخته ایستادگی مُردن دریا چشمِ جستجو باد کیهانی خواستن، اندیشه شیفتگی به اندازه مشتی در جابجا زیستن هر باری خاکستر نیایش قُل قُل چشم آتش در دامن رنگی دختر خورشید شادی بخش ماه من و تو دست ستارگان پیچش کدامین...
-
قسم به پیاله های شراب !
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:08
قسم به پیاله های شراب ! به صدای چکاچاک استکانهای سربازی که تا پای جان جنگیده در عشق! که دیده ام مست میشود قاب! کسی نبود و سلامتی را با استکان به قاب عکست میزدم! قابت مست شده روی دیوار بند نمیشود! تو را در آغوشم هل میدهد! تو را نوشیده قاب! من نوشیده ام شراب! قاب مست و عکس جاری میشود! هر چه من میخورم ،کاری نمیشود!...
-
السلام علیک یااباعبدالله
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:08
-
گذر از گردنه ها گردن کج می خواهد
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:07
گذر از گردنه ها گردن کج می خواهد بار سنگین که منجر به سقوط است در آن هر که گردنکشی کرد طول زیِ دنیوی اش مبتلا گشت به سقوط تاریخ دنیا را بخوان رَحمِ مادر و اُنسِ بسی والای جنین حب دنیاست بشر را مثلش زد شهِ جان صیدِ صیاد نگردیم که صیاد شَرر است صید نفس گشته کنون مشغولِ صیدِ دگران گوشت و پوستی که آکنده شده از رگها خود...
-
رفاقت انتها ندارد
سهشنبه 27 تیر 1402 11:03
رفاقت انتها ندارد و لطف تو تا بینهایت است وجودت زیبا میکند آسمانی را که بیروشنی تو تاریک است و حتی ستاره شب هم ناتوان در مقابلت و من در زمین برای ابر میخوانم شاید بارش ابر سیراب کند رود خشکیدهی قلبم را... علیرضا ایمانی فر
-
اوج زیبایست
سهشنبه 27 تیر 1402 11:02
اوج زیبایست عکسی از دریا آنگاه که تو عکاس میشوی و انعکاس ماه درونش فقط تو باشی حلیمه احمدی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 27 تیر 1402 11:02
-
سوال کــــردم و مانـــــدم در اضطراب هنوز
سهشنبه 27 تیر 1402 11:01
سوال کــــردم و مانـــــدم در اضطراب هنوز نشسته ام بـــــه رهت بهـر یک جواب هنوز نیامدی بـــــه سراغم کـــه پیـــر پیـــر شدم ببین کـــــه مانـــده دلم با غم و عذاب هنوز هـــــزار مـــــرتبه پیغـــــام دادم و افسوس نخواندی و سخنم مانـــــده بی حساب هنوز بـــــه زیـر پیرهنت عشق و مهر پنهان است که مانده عطر جذابش بـه...
-
السلام علیک یااباعبدالله
سهشنبه 27 تیر 1402 11:00
-
زیباتر از آن چشمِ سیاهِ تو مگر هست
سهشنبه 27 تیر 1402 11:00
زیباتر از آن چشمِ سیاهِ تو مگر هست افزونتر از افسونِ نگاهِ تو مگر هست تاریکیِ جنگل وسطِ یک شبِ بی ماه یک لحظه چنان زلفِ سیاهِ تو مگر هست هرجا قدمت جاده ای از یاس و گلِ سرخ ای عشق، به زیباییِ راهِ تو مگر هست من یوسفِ افتاده به تنهاییِ چاهم دلگیرتر از غربتِ چاهِ تو مگر هست ای آنکه در افتاده به چاهِ ستمِ دوست ویرانگر از...
-
طبیعت
سهشنبه 27 تیر 1402 10:59
-
باغ خیالت عجب وسعتی دارد
سهشنبه 27 تیر 1402 10:58
باغ خیالت عجب وسعتی دارد مبهوت و سرگردان در کنار نهر مهربانیت پرسه میزنم و ترانه بودنت را زمزمه میکنم همیشه باش دکتر سید مجید فیاضی بروجنی
-
آسمان که نشد چرا درخت نباشم .
سهشنبه 27 تیر 1402 10:58
آسمان که نشد چرا درخت نباشم . وقتی تو برایم این همه پرنده ای. بگذار آشیانت باشم تا در شاخه های احساسم زمزمه کنی نغمه عشق را تا ریشه ام جان بگیرد از نوای توو... سحر کرمی
-
من در خیال خود قلم بر دست دارم
سهشنبه 27 تیر 1402 10:57
من در خیال خود قلم بر دست دارم اندیشه ام پاک است، آنرا دوست دارم من چهره ی معشوق خود زیبا کشیدم گلچهره اش را با خط رویا کشیدم من در تجسم از رُخش شعرها سرودم خال و خطش را من به زیبایی سرودم صدها غزل در وصف او من نغز کردم حکم دل و دین خودم را نقض کردم من روشنی را در نگاهش دیده بودم گل بوسه ای را از لبانش چیده بودم من...
-
خیلیها دوست دارند
دوشنبه 26 تیر 1402 10:46
خیلیها دوست دارند هر چه را که زیباست ببینند. اما من هر چه را که دوست دارم زیبا میبینم. عبدالمجید حیاتی
-
مثـقال هم نبود و ُ
دوشنبه 26 تیر 1402 10:45
مثـقال هم نبود و ُ "مـــــن" من ِ بـسیار مى نمود !! این ذرّه ى غـبار ِ گـمشده در بــازى ِ "خـیال" !! پریوش نبئی