-
الهی بحق الحسین
دوشنبه 9 مرداد 1402 10:58
-
افتاده و خیزان به سمت مشرق زمین می رویم
دوشنبه 9 مرداد 1402 10:56
افتاده و خیزان به سمت مشرق زمین می رویم آخر به لطف لطایف عطوفت خجسته شد فاطر خداوند جهانیان را ببین معنای مرتبت را چگونه مراقبت نمود از ظهر آفتاب را بر حذر نمود از شب دلسوز سرمای جان گداز خوب مهر زمین ببین چگونه است تا عطر فاخته گسسته است ز دشت گلستان باغسار مانع نشد ز طوطیان ز ترس قریب خفته در مغرب زمین در حیطه دام...
-
غم امان نمیدهد مرا ، اخ اگر امان میداد
دوشنبه 9 مرداد 1402 10:56
غم امان نمیدهد مرا ، اخ اگر امان میداد هرچه میگرفت از من را،بیشترش نه همان میداد کوچ کرده دلخوشی از من ، گمشده در میان راه مرا این جستجو انگار ، فقط حدس و گمان میداد کمی تا قسمتی ابری ، و رگبار پراکنده عجب اخبار دلچسبی ، خبر از حالمان میداد قلم برداشته دستم را ، به روی کاغذی خلوت نه حرفی میزند با من ، نه راهی او نشان...
-
یادم نیست
دوشنبه 9 مرداد 1402 10:55
یادم نیست ولی کمی یادم هست لحظه ای را که تومرا عاشق کردی انگار تومرابرگزیدی برای اینکه تورابیشتربیشتردوست بدارم خدایا تومراعاشق کردی ولی من عاشقی نکردم مرا ببخش بابت همه چیز بابت لحظاتی که تورا بایستی ببینم و نمی بینم لحظاتی که بایستی تورا به یادبیاورم و نمی آورم لحظاتی که بایستی به خاطرتو کاری خوبی انجام دهم ولی...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 9 مرداد 1402 10:54
-
یارب بیا بر این دل شور و شعف به پا کن
دوشنبه 9 مرداد 1402 10:53
یارب بیا بر این دل شور و شعف به پا کن دل مرده را تو جانا،جانی دگر عطا کن تاکی به کوی یار و تاکی چو شمع بسوزم در مانده ام تو دانی یک نظری به ما کن دیوانه ی توهستم دست از تو برندارم این قلب خسته ام را بانورت آشنا کن یک عمر پی تو هستم ذکر تو بر لبم بود حالا چرا چنینُ، لطفی دگر به ما کن تو خود تمام عشقی جای دگر نرانم...
-
این گلشن که هر از گاهی
دوشنبه 9 مرداد 1402 10:52
این گلشن که هر از گاهی گلی می دهد بر باد دَیرِ دیر پائیست عادت کرده به ساختن وُ فرو ریختن بی آنکه کسی بداند راز رنج بیهوده اش را بی شمار با خون دل نهال نو نَهد وُ اما فرساید بالغِ کهنسالش گوئی این دهر با جوانی دوست وُ دشمنیست از پیری بیزار ...... علیزمان خانمحمدی
-
سجده هایت راز و رمزی بر وصال
یکشنبه 8 مرداد 1402 11:22
سجده هایت راز و رمزی بر وصال جانت ایمن شد ز خصم بدسگال اشکهـایـت تـرجمـان کـربـلاست در صحیفـه دردِ دل بـا ذوالجلال رمز : ترکیب حرف اول چهار مصراع سالروز شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام بر همه آزادگان تسلیت
-
شباهنگام لبریز جنونم
یکشنبه 8 مرداد 1402 11:21
شباهنگام لبریز جنونم سری در خلسه سحر و فسونم چنان جغرافیای رفته بر باد به تاراج سکوت صد قشونم شباهنگام آرامی ندارم به جز مهر تو پیغامی ندارم اگرچه جلد صبح انتظارم پری دلسته بامی ندارم شباهنگام دردی را دوا کن دل دیوانه را حاحت روا کن به شریانی بزن نبض هوس را خمار از چنگ بی تابی رها کن هنوز از درد لبریزم کجائی شباویزی...
-
ساده میگویم سخن یارا تواز پیشم مرو
یکشنبه 8 مرداد 1402 11:19
ساده میگویم سخن یارا تواز پیشم مرو من نگهبانت شدم آهسته از کیشم مرو همجوارم گر شوی پاداش تو من میدهم عاشقم باش و بیا از فکرو اندیشم مرو من تقلا میکنم مهر از تو گیرم در سجود محو عرفافت شدم افتادم از ریش مرو با صفا گر میشود دستم بگیر تنها شدم باورم کن عاشقت گشتم مزن نیشم مرو همنشینم گری شوی با یک حدیث دیگرم من به تفسیرت...
-
خوشا آن کس که کورست و نمیبیند
یکشنبه 8 مرداد 1402 11:18
خوشا آن کس که کورست و نمیبیند خوشا آن کس که دردی دارد و هرگز نمی شیند خوشا آن کس که مادرزاد کر بود و در این عالم سخن هایی نمی چیند ندانستم که ذات آدمی جز ذات بد نیست نمک می پاشد و زخم را نمی بیند پیروز پورهادی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 8 مرداد 1402 11:18
-
این روزها را قساوت قضاوت می کرد
یکشنبه 8 مرداد 1402 11:17
این روزها را قساوت قضاوت می کرد تاریخ به هر زبانی نوشت آخرین الحاح یک طفل تشنه آخرین پناه یک زن مغموم آخرین آهِ یک جانِ زخمی را خون افزارهایِ کر وُ کور در دستانِ آدمیانِ مسخ در عفریتِ نفرت بی بهاتر از ته ماندهٔ جرعه ای آب به خاک سیاه نشاندند تا اگر چشمی برای دیدن باشد وُ عقلی برای اندیشیدن دگر توزین نکند کَس با این...
-
من دگر خاطره ی پنهان ام
یکشنبه 8 مرداد 1402 11:16
من دگر خاطره ی پنهان ام آتش مانده به خاک یک نفس وسوزانم، میدهد جان در این خاکِ ترک ها خورده اشک چشم وشوق غزل، مشق عشق دو نفر انسان ام نفس ام می ترکد زیر خاکستر ودود دلم اما ،دلم اما می سوزد شعله می افروزد!؟ رضا شاه شرقی
-
السلام علیک یااباعبدالله
یکشنبه 8 مرداد 1402 11:16
-
در وصـف گـیتی زیـبـاتـرین تـرسیـم عشـقی چَـشم مـن
یکشنبه 8 مرداد 1402 11:15
در وصـف گـیتی زیـبـاتـرین تـرسیـم عشـقی چَـشم مـن زِ توصـیف کوه ؛؛ دشـت ؛؛ جـنگل ؛؛ نـابتـرین فـرتورگری چَشم من زیـبـاتـرین نـگارهای در ثَبتِ هر خَـلقِ اثَر در مَطلَعِ تصویر عـشق و کِبـریا پاک چو آیـنهای چَشم من چون نوری ؛؛ بــی وسعتـی ؛؛؛ زلال چون آبگینهای چَشم من مـرحَبـا ای دیـدهام ؛؛؛ آفـاق را چون خوش...
-
سزاوار امیدم
یکشنبه 8 مرداد 1402 11:13
سزاوار امیدم در تمام تاریکی ِ محض به آغوش ِ خیال پناه میبرم ناجی امید و پناه به تکرار خواهد آمد.... زندگی راهی ست تاریک می گریزم از خوابی خوش تا جاودان... خیابان های تکاپو را تا مرزهای عشق به تماشای مشرقی گرم می نشینم ... و به شبی طولانی کویر ِبی مرز ِ فراموشی یخ زده بیصدا می شکند در عمق ِ دلم ...!!! محبوبه برونی
-
ساعت خواب مرا کم بنویس
یکشنبه 8 مرداد 1402 11:12
ساعت خواب مرا کم بنویس نامه نویس چقدر اینجا تنهام خواب وبیدارم ؟بنویس خواب من آشفته بخت من هم خفته ! این و دیگه ننویس نامه نویس توصدا یم کن ،های وهویی کن زنگ بیداری بزن نامه نویس کمی هوشیاری هم، بد نیست ، این و با غم ننویس نامه نویس بنویس نامه نویس درد تنهایی ها درد بی دردی ها غم وخوشحالی ها آخر اما ؟! تو نویس تو نویس...
-
سیاه و چرک وچَلُم روزگار مارا باش
شنبه 7 مرداد 1402 11:21
سیاه و چرک وچَلُم روزگار مارا باش به زیر سایه جبر اختیار مارا باش چنان که در وطن آواره و پریشانیم حضور غربت بی اعتبار مارا باش بهشت را به جوی می فروشم اما نیست کسی که باز خرد، کار وبار مارا باش به باور غلط خویش گریه باید کرد که بعد مرگ مسلّم قرار ؟ مارا باش هرآنچه بار کشیدیم بارمان کردند خدای خلق پیاده ! سوار مارا باش...
-
از روزی که فوق تخصصِ اعصاب را دیدم
شنبه 7 مرداد 1402 11:20
از روزی که فوق تخصصِ اعصاب را دیدم فوقِ تخیلِ خواب می بینم. نمی دانم باید بگویم چه شده است او را یا مرا؟ عبدالمجید حیاتی
-
السلام علیک یااباعبدالله
شنبه 7 مرداد 1402 11:19
-
باز هم تو نیامدی که جانم کباب گشت
شنبه 7 مرداد 1402 11:17
باز هم تو نیامدی که جانم کباب گشت ساعت برفت و ثانیه ها را عذاب گشت چشمم به راه است وآهم دو چندان شده فرسوده شد جانم و عشقم به آب گشت دردیست که نهفته شد زین باورم هنوز پیش طبیبم بروکه ماراهم جواب گشت از حاصل ضرب عشق و غم بگو به دل جمعی که عشقو غمش هم سراب گشت یاری که فرشته اش تو باشی در جهان خیریست چرا که شررش مجاب گشت...
-
و سکوت ،
شنبه 7 مرداد 1402 11:17
و سکوت ، شکنجهی دردناکی که دل ِسنگ را هم سوراخسوراخ کرده بود ... علیرضا عزیزی
-
السلام علیک یااباعبدالله
شنبه 7 مرداد 1402 11:16
-
هر بار که تن پوش تو را بوئیدم
شنبه 7 مرداد 1402 11:15
هر بار که تن پوش تو را بوئیدم پر درد و شکسته در خودم پوسیدم گفتی که نمیروی و من بعد از تو با هر نفسم مرگ خودم را دیدم کامران لیموچی
-
جور دیگر می سرود
شنبه 7 مرداد 1402 11:14
جور دیگر می سرود بر لب دریا نه برکه را او دیده بود رضا شاه شرقی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 7 مرداد 1402 11:14
-
من از عاشق شدن مدهوش عشقم
شنبه 7 مرداد 1402 11:13
من از عاشق شدن مدهوش عشقم چنان عاشق، که در وادی عشقم چنان دیوانه و رسوا که در تربت عشق در بین مردم بی مهر، آری، انگشت نمای عشقم چنان عاشق، چنان مجنون چنان شیدای عشقم که در بیستون ها من بی نام ترین فرهاد عشقم مرا دیوانه میخوانند که در کوه بحر عشقم تیشه بر سنگ میزنم تا کوه شنود فراغ عشقم که داند که من فرهاد جای پرپر...
-
یک نفر نیست بپرسد چه به ما میگذرد
شنبه 7 مرداد 1402 11:13
یک نفر نیست بپرسد چه به ما میگذرد یا در این سینهی پر درد چهها میگذرد اندکی رحم ندارید به احساسِ دلم آخرش این دل غمگین ز شما میگذرد از چه رو اینهمه ای دوست بدیها دیدم فکر کردید که همواره خدا میگذرد ای رفیقی که شکستی دل من را دائم عمر اَمثال شماها به خطا میگذرد دائما عشق بورزید که دنیا فانیست عمرتان یکسره دارد...
-
سلام بر تو حسینم
جمعه 6 مرداد 1402 11:14