-
رمزِ موّفقیّت، در جهدِ مستمر بود
شنبه 12 خرداد 1403 12:27
رمزِ موّفقیّت، در جهدِ مستمر بود راهش گهی مسطّح، گه سخت و پر خطر بود ذهنِ مریضِ من که، استادِ خودفریبی است از این مسیرِ دشوار، همواره بر حذر بود گفت آنچه را که خواهی، با قاصدک بیان کن دیدم که بد نگوید، این حربه سادهتر بود امیالِ خویش گفتم، با قاصدک که کارش هم بردنِ خبرها، هم عودتِ خبر بود طومارِ آرزو را، وقتی که...
-
میزند سر از وجودم شعلههای انتقام
شنبه 12 خرداد 1403 12:25
میزند سر از وجودم شعلههای انتقام مهدی زهرا بگو کی میکنی آخر قیام قرنها ما غرقه در اشکیم و سوز وآه و درد دیرگاهی بازمانده این حساب ناتمام یادآور پهلوی مادر چگونه خرد شد با هجوم بیامان وحشیان بی لگام در نظرآور دمی فواره خون علی در نماز صبحدم از فرق آن شیر همام یادآور آن که را میزد به چوبش بر لبِ حجت الله وبه دست...
-
نگران آن نگاهت ، شده ام عزیز جانی
شنبه 12 خرداد 1403 12:24
نگران آن نگاهت ، شده ام عزیز جانی که به یک کرشمه ناگه نگران کند جهانی غم دل گران و هرگز نرود امید و دانم تو به لطف التفاتت ، غم از این جهان رهانی غلامرضا رمضانپور
-
ایکاش نمی شکستی دلی را که مشتاق بود
جمعه 11 خرداد 1403 11:58
ایکاش نمی شکستی دلی را که مشتاق بود فردا برای تو عاشقی میکرد و او اشراق بود کردی مذاب برای او جهنمی را مدام سوخت هاجر چو رفت و سارا هم منتظر اسحاق بود من هم انیس تو بودم وهم چون فرشته ها جن را هم مطیع نکردی که در او سنجاق بود سالها هم رفیق تو بودم و شعر ها سروده ام کردی مرابه باتلاق لجن عاشقی مصداق بود فرسوده گشتم و...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 11 خرداد 1403 11:56
-
کاش بخوانیم
جمعه 11 خرداد 1403 11:55
کاش بخوانیم کودک کاری را در شبی از شبهای پر تشویشش و دور از چشم هیز روزگار دعوت کنیم تن دردمندش را در محفل آغوشی گرم با صبر شانه کنیم گیسوان پریش دلهره اش را در شنود ملودی عشق آنگااه چه زیبا سنجاق می کنیم برگ برگ خاطره ی شیرین به آلبوم رنج هایش با عطر ملیح محبت مریم ابراهیمی
-
تا زخم نگاه سرکشم مست شود
جمعه 11 خرداد 1403 11:53
تا زخم نگاه سرکشم مست شود فارغ زتمام آن چه که هست شود شوری تو بریز گوشه ی چشمانت راحم که نه، هرچه هست از دست شود جواد رحیمی
-
روستا
جمعه 11 خرداد 1403 11:51
-
دوست دارم خویش را پیدا کنم
جمعه 11 خرداد 1403 11:50
دوست دارم خویش را پیدا کنم شعر سبز رویش هر دانه را در خزان زندگی معنا کنم چون درختی سرفراز مست باشم یک شب از آغوش ماه در شبانگاهان بخوانم تا پگاه با اقاقی ها کنم راز و نیاز آرزوی خویش را دارم هنوز کودکی هایم کجاست ؟ آرزو دارم پدر با قصه ها خوابم کند شبنمی باشم که در بالین گل محو در لالایی مادر شوم بار دیگر همصدا با...
-
در سرزمینِ عشق ساحل بیکرانه است
جمعه 11 خرداد 1403 11:45
در سرزمینِ عشق ساحل بیکرانه است دنبالِ معشوقند همه رَه عاشقانه است هر آن که آزارش دهند گیرند در آغوش باران اشکِ عاشقان شوقِ ترانه است بزم نثارِ جان رهِ معشوقِ بی تا رسم و رسوم عاشقانِ بی بهانه است سرما و گرما هر دو محتاجِ حریف اند در وادی عشاق حرارت بی نشانه است در کهکشانِ عشق گل ها رنگ سرخ اند با خون سیرابَند که دائم...
-
نقش کن اگرچه نقاش نیستی
جمعه 11 خرداد 1403 11:43
نقش کن اگرچه نقاش نیستی خط کن اگرچه خطاط نیستی دراین میانه ی هست ونیست خیال کن اگر چه خالی نیستی علی اکبری
-
گفتند که آه است و نمی بخشندت
جمعه 11 خرداد 1403 11:41
گفتند که آه است و نمی بخشندت گفتم که مباح است و نمی بخشندت گر یک غلط از قافیه را می بخشید گفت عشق گناه است و نمی بخشندت رامین خزائی
-
... این میز را زحمتی نیست
جمعه 11 خرداد 1403 11:39
... این میز را زحمتی نیست اگر، از زیر پای من می کشی دستی سپس بر چشم هایم؟ چرا...؟ این درخت را آخر می خواهم بارور کنم و خود را از خوابی هزارساله بیدار. .. محمد ترکمان
-
حرفی نمی زنم ولی،چقدر بی حیا شدی
پنجشنبه 10 خرداد 1403 12:48
حرفی نمی زنم ولی،چقدر بی حیا شدی گذشتی از تمام من، ببین چه بی وفا شدی قرار بود بین ما،دو بال بشکفد ولی شکست بال قلب من، ولی تو برملا شدی سفید بود و بی ریا، صفحه ی خاطرات ما سیاه گشت و خط خطی، ز خاطرم جدا شدی غروب های زابل و سکوت های چابهار عجب معادلات را به هم زدی، رها شدی بلد نبود چشم تو، قاعده های عهد را؟ تو نانجیب...
-
نصف شب آمده در سر به کلـیسا رفتن
پنجشنبه 10 خرداد 1403 12:46
نصف شب آمده در سر به کلـیسا رفتن جسـتجو در پی اسـرار مسـیحا رفتن فکـر دیـدار تو آمـد به سـرم مـیآیم همچو یوسف به تماشای زلیخا رفتن جرم من دیدن روی تو شود میدانی؟ عاقبت در قفسـم برده خدایـا،رفتن عـزم رفتن به نِشابورِ خراسان دارم بـر سـرِ مقبرهی حیدر یغمـا رفتن شاعـری سـاده و عـاشق بنظر مـیآید خِشت و گِل کرده مسیری...
-
گربه
پنجشنبه 10 خرداد 1403 12:44
-
در دریای بیکران هستی
پنجشنبه 10 خرداد 1403 12:41
در دریای بیکران هستی تو گویی جزیرهای از آرامش و زیبایی هستی. در تاریکی شب تو نوری هستی که راه را به من نشان میدهد. در سکوت مطلق تو نغمهای دلنشین هستی که روحم را نوازش میدهد. تو خورشیدی هستی که گرمای وجودت سرمای وجودم را ذوب میکند. تو بهاری هستی که شکوفههای عشق را در دلم میرویاند. تو فرشتهای هستی که بالهای...
-
از رفتن دست نکش عزیزدل؛
پنجشنبه 10 خرداد 1403 12:40
از رفتن دست نکش عزیزدل؛ گاهی تصور میکنم غریبه ها چقدر خوشبختند بارها از کنار هم رد میشوند شاید بارها با یک قطار یا چه می دانم یک تاکسی از این سمت شهر به اون سمت شهر جابجا می شوندُ ردی به جا نمی گذارند در خاطرات هم راستی تو آمده بودی که بروی پس اینهمه استخاره چیست؟ سیاهیِ روزهایم کمرنگ شد و در خلوت شبهایم با زمزمه ای...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 10 خرداد 1403 12:38
-
اتفاقی باز هم دیدمت
پنجشنبه 10 خرداد 1403 12:38
اتفاقی باز هم دیدمت انگار غبارِ جدایی فقط موهای مرا سفید کرده بود... علیرضا تندیسه
-
بلا گردیده پیـــرامون انسان گرفته ازوجودش نازنین جان
پنجشنبه 10 خرداد 1403 12:37
بلا گردیده پیـــرامون انسان گرفته ازوجودش نازنین جان همان جانی که ایزدداده اورا به آداب نکـــو پــروده او را چو ابلیسان ره آ دم بـدیـدنـد هزاران دام از بهرش تنیـدند به نیرنگی وریا نقشه کشیدند که تا خود بودن اورا بگیرند همیشه نزد وی بودند رنگی به حلیه بارها کردند زرنگی نکردند رحم بر اهل وعیالش شده معتاد وی بنگربه حالش...
-
مانده ام منتظرت بر سر آن چهار رهی
پنجشنبه 10 خرداد 1403 12:35
مانده ام منتظرت بر سر آن چهار رهی که دلم را بردی تا که شاید بیایی پسش اری دیووانه دلم را... امین غلامی
-
ناگهان در آینه. دیدم نگاه خویش را
پنجشنبه 10 خرداد 1403 12:33
ناگهان در آینه. دیدم نگاه خویش را دیدم آن چشم غریبی را که مات خویش بود هرچه چرخیدم ببینم تا که این دیوانه کیست آینه فریاد زد دیدی تو ذات خویش را کیومرث تیموری
-
نسیم سپیده دم و بوی و عطر غنچه خندان
چهارشنبه 9 خرداد 1403 12:16
نسیم سپیده دم و بوی و عطر غنچه خندان بلبل با شعف نغمه سر دهد در باغ و بستان هر آن بانک مرغان طنین انداز در ساحل دریا لاله ها سر به رقص با درختان سرسبز و زیبا گر شاخه بِبُری ریشه در خاک پنهان و پایدار با نم نم باران بر آید جوانه ها و بهاران به بار تیمور چقامیرزایی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 9 خرداد 1403 12:14
-
اسیر غمزه های تو شدم
چهارشنبه 9 خرداد 1403 12:13
اسیر غمزه های تو شدم مردد بین ماندن و رفتن از کجا طلوع کردی در من سبز شدم چون گل اقاقیا نور شدی از روزنه ی شیشه پر تابش و پر گرما بر تن رنجورم آسمان نیلگون ،غروب عاشقم محو روی ماهت شدم مهتاب من شب برایم دوره ی نو می شود چون تو رویای منی خیال روشنم... سحر کرمی
-
این قلب ترک خورده من بند به مو بود
چهارشنبه 9 خرداد 1403 12:12
این قلب ترک خورده من بند به مو بود من عاشق او بودم و او عاشق او بود من شعر سرودم و تو می خواندی برایش صد بیت غزل گفتم و مخاطبت او بود گفتم نشکن این دل من تاب ندارد گفتی دل تو مال خودت یار من او بود گشتم پی می خانه رسیدم به دو چشمت من مست شدم، مسخ شدم، خلسه چشت بود یک عمر غلام در درگاه تو بودم یک عمر گذر کردی ز من کار...
-
شکر ایزد گره ازکار جهان بردارد
چهارشنبه 9 خرداد 1403 12:10
شکر ایزد گره ازکار جهان بردارد قبل گرداب دلفکاری ما بردارد روزگاریست پر از فتنه نفس و سالوس غم و اندوه ز کاشانه ی ما بردارد می نخورده شده ایم مست و خراب آلوده بد نکردیم و حصار از دل ما بردارد روبهان خدعه و نیرنگ به عالم زده اند به امیدی که خطا از دل ما بردارد مصطفی مروج همدانی
-
عشق ابدی
چهارشنبه 9 خرداد 1403 12:09
-
به یاد حاج قاسم که شهید زنده است
چهارشنبه 9 خرداد 1403 12:09
به یاد حاج قاسم که شهید زنده است یار در رکاب و پای من در راه مانده است دل از این دنیای فانی برکنده است با پای دل طی الارض کرده است با خدا عهد و پیمان بسته است جان خویش در گرو دوست بسپرده است گرچه ما پیاده و او سوار بر مرکب رفته است خوشا به حال او که به آسمان رسیده است مریم امیری