-
دنیای باتو زیباترینه
سهشنبه 15 خرداد 1403 12:15
دنیای باتو زیباترینه عطر تن تو خوشبوترینه من بی تو این دنیا رو نمیخوام دل بی تو می گیره با هر نگاهت دیوونه میشم از دیدن تو که سیر نمیشم وقتی میشینه غم روی لبهات دل عاشق ، می گیره ... واسه دیدن تو بیقراره دل تو سینه آخه دنیای منی بی تو دلم میگیره دل من کنار تو یه حس خوبی داره تو رو داره ، تو رو داره واسه دیدن تو...
-
حال و روزم شد خراب و سرنوشتم شد تباه
سهشنبه 15 خرداد 1403 12:12
حال و روزم شد خراب و سرنوشتم شد تباه فاصله افتاد بین یار من با روی ماه گم شدم با خاطراتم در مسیری دوردست مثل یک سوزن که افتادست در انبار کاه بی قرار و شرمسارم ذهن ِشاعر مسلکم عاشقانه می سراید عشق را با اشک و آه گرچه بسیارند صاحب منصبان ماهروی فرق دارد ماه من با ماه گردون در نگاه با همان طرز نگاه سوزناک و دلفریب شهر شد...
-
به لطف دوچشمت غزل می نگارم
سهشنبه 15 خرداد 1403 12:11
به لطف دوچشمت غزل می نگارم دلم را به چشمان تو می سپارم اگر شرجی احساس و خیس ست نگاهم به پای حساب دوچشمت گذارم دهم خونبهای غزلهای خودرا وجتی... اگر خواهی جای تو من جان سپارم نکن پیله دیگر به این دل که پروانه گشتن نه کار منی که خزان در بهارم زمهر لبت مُهر وموم برلب من بگو هرچه خواهی که من غمگسارم سکوت زخم سختی ست درفصل...
-
همیشه یک دلیل هست
دوشنبه 14 خرداد 1403 12:36
همیشه یک دلیل هست برای اینکه کسی را غیر معمولی دوست بداریم مثلا لبخندش مثلا چشمهایش مثلا حرفهایش... "لیلا مقربی"
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 14 خرداد 1403 12:03
-
چگونه از شب خونریزی خسته بگریزم
دوشنبه 14 خرداد 1403 12:01
چگونه از شب خونریزی خسته بگریزم منی که شاخه گلی زیر پای پاییزم منی که شیشهی عمرم شکست در دریا سوار موج فروخوردهای غمانگیزم ببین که سینهی دریا مزار کشتیهاست عجیب در تن امواج گریه سرریزم بپوش دامن آبی به شوق رقصیدن برقص بر لب بندر مگو بپرهیزم (برای دادن عمر دوبارهای به دلم) چگونه قعر زمین با کسی بیامیزم سمافخار
-
متکی بر ریشه باش و استوار همچون درخت
دوشنبه 14 خرداد 1403 11:59
متکی بر ریشه باش و استوار همچون درخت پر ثمر ، پُر میوه باش و غرّه در طوفان سخت در تواضع چون درخت افتاده وبخشنده باش از نبات و میوه ات بر دیگران هم داده باش می دواند چون درختی در بیابان ، ریشه را جستجو کن در وجودت ، قدرت اندیشه را سربلند و ایستاده ، بر حوادث چیره باش بیخیال از رعد و برق و ، ابرهای تیره باش ضربه ها...
-
حال خوب
دوشنبه 14 خرداد 1403 11:58
-
اگرچه زود؛ میآید، اگرچه دیر؛ میآید
دوشنبه 14 خرداد 1403 11:56
اگرچه زود؛ میآید، اگرچه دیر؛ میآید سوار سبزپوش ما به هر تقدیر میآید همان خورشید موعودی که در روز طلوع او حدیث صبح صادق میشود تفسیر، میآید زمین آبیتر از این آسمانها میشود وقتی که آن آیینۀ سبز «خدا - تصویر» میآید شکوه مهربانی که نگاه نافذش حتی به روی سنگها هم میکند تأثیر، میآید در اعماق نگاهش میتوان خشمی...
-
همه فکر و خیال من دلار است
دوشنبه 14 خرداد 1403 11:54
همه فکر و خیال من دلار است اگر پیداش کنم فصل بهار است بسی اندیشه کردم از برایش دلم در راه او چشم انتظار است چرا قلب دلار از ما شکسته چه کردم با منش ناسازگار است عجب دارم من از این چرخ گردون که با ما دشمنیش اشکار است عجب بخت بدی دارم درین دهر تمام ارزها از من کنار است به صرافی برفتم تا ببینم بهای ارز ها از چه قرار است...
-
دوش دیدم به خواب پروانه ای
دوشنبه 14 خرداد 1403 11:52
دوش دیدم به خواب پروانه ای که نشسته بر گل ویرانه ای عشوه ها دیدم از آن پروانه من دیدم از خود حالت حیرانه ای رفتم و از او سبب جویا شدم زان چرا زین سرنگون مستانه ای؟ این گلستان است پر نقش و نگار تو که دل بستی چنین، دیوانه ای لب گشود بر سرزنش آن خیره سر که تو بر نقش و نگار مستانه ای من رمیدم زان همه دسیسه باز جان گرفتم...
-
به مهر گرفت اول زمانه چنان آسانم
دوشنبه 14 خرداد 1403 11:51
به مهر گرفت اول زمانه چنان آسانم آرامشم بود نشانه قبل ز آسمان طوفانم به رود آرام چه امید ،پشیمانی است چشمه رام گرفته بسا به آشیان خروشانم نبود دائم به گلستان گذر امن جانان گهی گذر. افتد به آتش تفتان بیابانم به غمزه دلبران مبند خاطر دوست که عشق آسان نمایدو برند گران پیمانم به خال هندوی بخشید خواجه ملک اجدادی چه سرها...
-
نظر دارم چو مرغان پر کشیدن
دوشنبه 14 خرداد 1403 11:49
نظر دارم چو مرغان پر کشیدن ز بالا با نظر اطراف دیدن که تا بینم مقام و قدرت دوست ز مغرب تا به مشرق چون رسیدن به حیرت مانده ام در افرینش چگونه می توان چون افریدن گرت با دیده دل اصل نه بینی که باور کی توان کرد با شنیدن اگر با عقل نه اندیشی به عالم چو چوبانی به صحرا بز چریدن مرام عاشقی در عشق چنان است جفای مهوشان بر دل...
-
زیبایی برای دیدن بود
یکشنبه 13 خرداد 1403 12:36
زیبایی برای دیدن بود ایا عبارتی غلط یا چشمانی هیز و بی چشم و رو گردنی به زیبایی همه ی گلهای بهاری و زمستان گناه دیدن چه بود. بد اخلاقی پول شویی می اورد پیر مرد تا اخرین لحظه حیات به فکر زنی بود تا هر دو هفته یک بار ظرف هایش را بشوید تابی بخورد. چند ساعتی بماند سیر بخندند . تا وعدی دیگر . با قسم فقط همین فقط همین یک...
-
پشت هر شیشه و هر پنجره ای منتظر بارانم
یکشنبه 13 خرداد 1403 12:35
پشت هر شیشه و هر پنجره ای منتظر بارانم مثل یک شهر فروریخته از زلزله ای ویرانم خوب میدانم هنوزم که هنوز است ندارم جایی جز به قلب تو که هر لحظه من آن را وطنم می خوانم نیست روزی که به شب آید و شامی که سحرگاه شود من به فکر تو نباشم، به خیالم نگران تو نمانم... گاهی اندازه یک لحظه تو هم حس مرا باور کن به خدا قدرشناسی بلدم...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 13 خرداد 1403 12:34
-
پس از فربهی و گرانوزنی
یکشنبه 13 خرداد 1403 12:31
پس از فربهی و گرانوزنی ارادهای سخت کردم و دست بر زانوی خویش زدم برای اقدام آنگاه به تمامی خود را شستم و شستم و شستم و آرام و آرام و آرام سـر بریدم و آرامتر و آرامتر پختم و به قوام آوردم حال با هر لقمهای که از خود میخورم و به آرامی میجوم لاغر و لاغـر و لاغـرتـر میشوم بدان امید که دیگر هیچ منی از من نماند طاهره...
-
آرام بودن
یکشنبه 13 خرداد 1403 12:30
-
گفتم که سحرگاه به ساحل بروم
یکشنبه 13 خرداد 1403 12:29
گفتم که سحرگاه به ساحل بروم گفتا که غمم را دل دریا فکنم گفتم که نباشد به دلم عزم سفر گفتا که کنی قصد بیابی گذرم گفتم که جوانی همه اش رفت به باد گفتا که بیاید چو زلیخا بشوم گفتم غزلی ناب بگو بهر دلم گفتا که شقایق غزل است در نظرم شقایق علافیان
-
ما مردم دنیا
یکشنبه 13 خرداد 1403 12:26
ما مردم دنیا در زندگی بیشتر خود بینی می کنیم از اصل راهمان دور میشویم و بعد بلند پروازی می کنیم به ظاهر در کارهای خود کوشا هستیم یا که در میان مردم دارای نام و نشانی هستیم ولی در اصل باید از خود پرسید که همسایه ات را دیدی آیا دیدی که چگونه حالی دارند زمین زیر پایشان محکم است یا اینکه آواره و در حسرت آرامشند ولی افسوس...
-
من بعد از تو دگر ای مهربان
یکشنبه 13 خرداد 1403 12:25
من بعد از تو دگر ای مهربان برای از دست دادن ندارم هیچ چیز من به خاطرت ز همه چیز کردهام پرهیز من تمام دنیا را از خودم دور کردهام جز تو همه لحظههایم خوابند و خیال همه دقایقم میگذرند پوچ و زوال چگونه توانم بگردم دوباره من خوشحال؟ در آن حال که در پیش همه افسردهام جز تو همه خیابان و کوچههای شهرم ساکتند و خموش خیره به...
-
در کلاسِ درسِ عاشقی
یکشنبه 13 خرداد 1403 12:23
در کلاسِ درسِ عاشقی چشم هایِ سبزِ یک بلوط پُشتِ سازهایِ دلفریب و ساحلی نجیب برایِ خاطرِ هزار شاخه ها و دشت و چشمه ای زلال و بی ریا می دهد نوا به هر کسی که روبرویِ آسمان و باغ های مهربان در انتظارِ تابشِ ستاره ها نشسته است محمدرضا جعفری
-
تو چه باشی چه نباشی
یکشنبه 13 خرداد 1403 12:21
تو چه باشی چه نباشی هر لحظه توو آغوشمی عطرت همیشه همرامه بانوی مو ابریشمی تو منو با موج موهات سمت دریا می کشونی بذار دستاتو بگیرم نازنینم ماه پیشونی آرمین محمدی
-
به داد من برس ای عشق،
شنبه 12 خرداد 1403 12:33
به داد من برس ای عشق، بیش از این مَپَسند که زندگانی من صرف خورد و خواب شو د صائب_تبریزی
-
بهار
شنبه 12 خرداد 1403 12:32
-
زِ اشتیاق تو
شنبه 12 خرداد 1403 12:31
زِ اشتیاق تو جانا دلم به جــان آمد بیا که با غم تو بر نمیتوان آمد .. عراقی
-
بگو دو مرتبه این را که: «دوستت دارم»
شنبه 12 خرداد 1403 12:31
بگو دو مرتبه این را که: «دوستت دارم» دلم هنوز به این جملهی شما گرم است نجمه_زارع
-
عهد بستم
شنبه 12 خرداد 1403 12:30
عهد بستم که تحمل کنم این هجر ولی کِی کسی دیده که دلـ برسر عهدش باشد پریسا_سیـروس
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 12 خرداد 1403 12:28
-
مژده ای دل سر امد دگر ان صبر و قرار
شنبه 12 خرداد 1403 12:27
مژده ای دل سر امد دگر ان صبر و قرار محترم شد دل ما در بر ان چشم نگار گل و بلبل همه در باغ محبت شده جمع بوی خوش می وزد از سوی گلستان بهار درد هجران زوصالش برمید از دل ما چون طلوع سحر امد شب تار از غم یار بر کشید از رخ خویش پرده قهر از ره عشق گشت خندان همه ان چهره خندان نگار همه ان کینه و قهر از دل خود کرد برون چونکه...