-
بی تو
جمعه 5 مرداد 1403 12:26
بی تو بیگانه ای ام در پسکوچه های این خاکسترآباد با که سخن میگویم؟ صدایت هست گاه در سپیده دم میشنومت فرشته ای از دور صدا میزند مرا پس کجایی کجایی که دیدارت حسرت روزهایم شد کجایی پروانهام کجایی که با صدایت مرا به دیدار ستارگان ببری مرا از آدم ها دور سازی از تمام لحظاتی که بی تو میگذرند از زندگی از تاریکی برهانی...
-
بارها زمین فریادم را بلعید
جمعه 5 مرداد 1403 12:22
بارها زمین فریادم را بلعید دانهای رویید شاخهای سبز شد در انتهای شب آنجا که همه خوابند تنهاییِ درد به خود پیچید پیلهای پروانه شد ناهید ساداتی
-
گر دلیل اشک هایت هست این عاشق پرست
جمعه 5 مرداد 1403 12:22
گر دلیل اشک هایت هست این عاشق پرست رفتنش حکمیست کز بالاترین جا آمده است دوری ات بس است برای جرم این عاشق پرست شرم و شلاق و شکایت بود تا روز اَزل از تمام لحظه هایش شرم ها دارد ولی در خیال خواب هایش آن ملاقاتی تویی. سیّد ستاره حیدری
-
چگونگی خلقتت را شکر
جمعه 5 مرداد 1403 12:21
چگونگی خلقتت را شکر نعمت زیبای خداییم را شکر شکر نعمت های خدایم را،چگونه بار بیاورم بارالهها نعمتی که خلق شده از گلی ناچیز اینگونه گسترده شده در این دل خجالت انگیز من شده ام مست،مست آن دو چشم سیاهش بارالهها به من نشان ده نشان ده آن راه را،من نشوم معتاد این راه این راه گستردگی دارد پیچ خم دشواری دارد من دلم آشوب...
-
ببار ای حسرت باران به نرمی خیس آبم کن
پنجشنبه 4 مرداد 1403 12:42
ببار ای حسرت باران به نرمی خیس آبم کن کویری تشنه لب هستم رها از این سرابم کن پس ازباران حزن آلود وحسرت بار پاییزی بیا در دشت تاریکم ، نسیب آفتابم کن پرم از شوق دیدارت ، شکسته بال پروازم رهایی را نشانم ده،خلاص ازاین عذابم کن گرفتارم به گیسویت ، ببین شوریده حالم را دراین شبهای وهم آور به دوراز اضطرابم کن درونم شور...
-
شب است و بر فراز این آسمان تیره و تار،
پنجشنبه 4 مرداد 1403 12:40
شب است و بر فراز این آسمان تیره و تار، هاله ای امید بخش ، چشمک میزند. شاید این، همان آرزوی گمشده من باشد که دوباره برگشته است ، شاید این معجزه، مانند قاصدک های خوش خبر، پر از مژده آمده باشد، تا در این روز های نژند و پژمرده، دل کسی را شاد کند، و نهالی پر از عشق بر گوشه لب تو بکارد آنیل اسدی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 4 مرداد 1403 12:39
-
یادم تو را فراموش ، ای نور هر دو دیده
پنجشنبه 4 مرداد 1403 12:36
یادم تو را فراموش ، ای نور هر دو دیده بعد از تو کور باید ، دنیای بی وفا را علی کسرائی
-
نرو ، نگو بهتره از هم جداشیم
پنجشنبه 4 مرداد 1403 12:34
نرو ، نگو بهتره از هم جداشیم نرو شاید همین فردا نباشیم نرو،بمون، نگو رفتن درسته یکم صبر کن، تحمل کن، شاید ، عشق درسته ، تو که میدونی بی تو میمیرم بری،تا آخر دنیا، به انتظارت میشینم، میدونم تو ذهنت همش جنگ داری ، راستش منم موندم ، بین دوراهی سفید بمونم ، یا برم سمت سیاهی کاش اینجای داستان کمک داشتم ، ی دوست ، ی همسفر ،...
-
حال خوب
پنجشنبه 4 مرداد 1403 12:29
-
رفتی وُ کوچهٔ مهتابِ دلم، صحرا شد
پنجشنبه 4 مرداد 1403 12:27
رفتی وُ کوچهٔ مهتابِ دلم، صحرا شد شوقِ دیدارِ تو در چشمِ تَرَم، دریا شد دیگر از کوچهٔ معشوق، گُذَر نتوان کرد بـر تـو وُ عَهـدِ گذشته، نظـر نتوان کرد تا چراغان بِکُنی، کوچــهٔ مهتابم را، یا که روشن بِکُنی دیـدهٔ بیتابم را، حَذَر از خاطره وُ یادِ تو عادت شدهست از دلم گوهرِ چشمانِ تو غارت شدهست پس نشو سوختهٔ...
-
نبودنت کشیده باز در امتداد بی قراریم
پنجشنبه 4 مرداد 1403 12:25
نبودنت کشیده باز در امتداد بی قراریم ندیدنت فِتاده سخت به پرتگاهِ ناگُواریم سکوت و بغضِ من هنوز پر از بهانه های دوریت صدای پای رفتنت ترانه های یادگاریم به مغز استخوان رسید، عذابِ صبر و نامرادیم سزای انتظار چیست؟ شکنجه های اختیاریم برای جستجوی خویش به خاطرات دور راهیم به چشم فتنه جوی درد چو ردِّ پای یک فراریم خیال بی...
-
میروم راه، به هر کوی و گذر سر زده ام
پنجشنبه 4 مرداد 1403 12:23
میروم راه، به هر کوی و گذر سر زده ام تا ببینم ز تو رویی و دلی شاد شود مقصد من ره نارفته ی دیروز من است کاش راهی به سر کوی تو ایجاد شود. کاش این قلب به مانند همان عقل که گفت فکر خود باش؛ به سمت خودم ارشاد شود. ولی افسوس که من در گذر عمر، ز غم شده ام پیر خرابات؛ دلش شاد شود. پوریا معصومی
-
ساعت از نیمهٔ شب میگذرد
پنجشنبه 4 مرداد 1403 12:22
ساعت از نیمهٔ شب میگذرد گل ارکیده غزل میشنود کرم شب تاب ولی خفته در باطن برگ یحتمل محزونست کوچه بس تیرگی جانفرساست میبرد باد مرا میزند چنگ، گل رازقی از پیکر خود حیف آن بخت غزلگونه شعر که هم آواز سحر میخواند تب و تابی به دل خسته خود دارم من و ز خود میپرسم که چرا ثانیه ها خاموشند به همین لحظه قسم ارغوان خواهم...
-
از چشم ِخمارت به دلم ولوله افتاد
چهارشنبه 3 مرداد 1403 12:39
از چشم ِخمارت به دلم ولوله افتاد با پلک ِ تو تیر و سپر ِ حرمله افتاد تا چشم ِ من ِ زار به خال ِ لبت افتاد گنجشک ِ دلم خام شد و در تله افتاد من آه کشیدم که غمم کم شود اما در شهر و دیار ِ پدرش زلزله افتاد گفتم که تو را دوست .. ولی نیمه ی حرفم او رفت و میان ِ من و او فاصله افتاد رفتم که بفهمد من از او دلخورم اما در کوچه...
-
حال خوب
چهارشنبه 3 مرداد 1403 12:38
-
ازهجوم غمها پناه بیاور
چهارشنبه 3 مرداد 1403 12:37
ازهجوم غمها پناه بیاور به امن آغوشم که مرهم است بر زخم هایت وبودن تو غنیمتی درجدال زندگی سیدحسن نبی پور
-
دربستر کلمات
چهارشنبه 3 مرداد 1403 12:36
دربستر کلمات قلم جان میگیرد بغضی شیرین برگلوی نی سیدحسن نبی پور
-
به خدا حمله کند دست ستمکاری تو
چهارشنبه 3 مرداد 1403 12:35
به خدا حمله کند دست ستمکاری تو بی خدا آنکه کند میل به همکاری تو می بری مال خدا را و خودآرا شده ای مثل هارون شده این شیوة درباری تو از اقلیار کهدر بیعت و بیع ات هستند مرده باد هرکه کند در ستمت یاری تو طعم پاجوش تو را حنظل وحشی دارد چه کسی میخرد این خَرمَزة گاری تو بجز آن کسکه پسپرده نهانش کردی هیچ کس نیست شود...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 3 مرداد 1403 12:33
-
در آن مجموعه روزگاران بیست
چهارشنبه 3 مرداد 1403 12:32
در آن مجموعه روزگاران بیست که ز حرف و سخن بیانی نیست پرواز کردی در آسمان لاجورد فرازبان ملائکه را درآورد کشیدی رویای مرا بر تصویر با انگشتهای ظریف و بی تزویر نشسته بودی در سکوت سرد با لب های بسته و بدون درد تو بخوان از انقلابهای علمی به پا کن شور و انبساط ذهنی ارزش ها زیر رو می شوند در هنر به سرعت دگرگون می شود این...
-
از شهر نگاهت تا من
چهارشنبه 3 مرداد 1403 12:31
از شهر نگاهت تا من کیلومترها فاصلهاس بگو با کدامین بسازم رنج زمانه یا دوری تو؟ ✌ #امیر_خسرو_ابراهیمیان
-
خبر های خوشی دارم بیا یک شب به دیدارم
چهارشنبه 3 مرداد 1403 12:28
خبر های خوشی دارم بیا یک شب به دیدارم که من شبهای طاقت سوز در فکر غم یارم نگین ماه وچشمانت همان دریای طوفانی ست برا ی جزر مدش فتنه از دریا برارم سزاوار نگاه خود نکن هر بی سر و پایی که حرمت ها مرام ماست با دلدارم درآغوشت تمام هستیم جا میشود باز آ میان چشم تو پیداست شعر اشکبارم برای باغ بادامت ستا ره چیده ام امشب برای...
-
دیروز فدایت یا حسین بوده شعارم
چهارشنبه 3 مرداد 1403 12:26
دیروز فدایت یا حسین بوده شعارم امروز مبادا بشکنم عهد و قرارم راه حسین راه عمل بر دین و قرآن در راه دین و عترتم تا جان سپارم سلیمان ابوالقاسمی
-
شادی می کند
سهشنبه 2 مرداد 1403 12:26
شادی می کند پرنده ی درون من آوازمی خواند ازایوان نگاه ت به بام لبت نشسته ست نوک می زند بوسه هایش تمام روزهای سال را سیدحسن نبی پور
-
خدای مایکی ست
سهشنبه 2 مرداد 1403 12:25
خدای مایکی ست هدف آدمی کمال است راه مان ، عقیده مان متفاوت مجبور به پرستش نکنید بگذاریدهرکس خدارا آنگونه که میخواهدبه پرستد خداوند عاشق می خواهد نه مشتری بهشت سیدحسن نبی پور
-
دلم پاییز میخواد
سهشنبه 2 مرداد 1403 12:25
-
هر بار تو را دیدم، شوقی به دلم افتاد
سهشنبه 2 مرداد 1403 12:23
هر بار تو را دیدم، شوقی به دلم افتاد من عاشق آن لبخند، کز کنج لبت افتاد آن گردش چشمانت، قرص قمری هم جفت الا به نگاه تو، دل را ندهم من مفت حالم چو رویاییست، از زلف پریشانت شانه تو نما جانا، تیمار شود یارت این جمله که میبینی، از عمق دلم جوشید این مصرعشم با تو، غنچه به لبت رویید سعید دهباشیان
-
آمد مرا غم فزون کرد و رفت
سهشنبه 2 مرداد 1403 12:21
آمد مرا غم فزون کرد و رفت آمد مراجوی خون کردو رفت آمد مرا ترکه ای زد به سخت ازاستخوانم برون کردو رفت هرگز نمی بخشمش به عشق آمد مرا هم نگون کردو رفت دیدار را تازه کرده بود بدون آمد مرا هم بجون کرد ورفت سنگ دلتر ازاوسراغ ندارمش آمدمراهم به( دون)کرد ورفت ازجعفری مپرسید رسم روزگار آمد مرا هم او نون کرد و رفت علی جعفری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 2 مرداد 1403 12:20