-
مرنجان دلم راچنین ، کم بگویم حقیرم
یکشنبه 4 شهریور 1403 12:06
مرنجان دلم راچنین ، کم بگویم حقیرم که حیران شدم ، ماتم دوری تونگیرم ببین سیل اشکای تلخم تمومی ندارد چه گویم ندانسته دردام تومن اسیرم بشین درکنارم که تنهایی ام رابدانی مگوخسته ام ، باتوبودن دگرسیرِ سیرم ندانی چه آمدسرم ازغمِ بی وفایی که ازپافتادم دگرغصه ها کرده پیرم چقدراشک وغمها ببارم من اربیقراری نظرکی کنی حالِ زارم...
-
دیشب کنار پنجره بی تو نشستم
یکشنبه 4 شهریور 1403 12:05
دیشب کنار پنجره بی تو نشستم یک لحظه از چشم تو دیده بر نبستم عطر تنت پیچیده اطراف غزل بود آرایه آرایه غزل دادی به دستم از چابکی وقتی که مهتاب از تو پرسید گفتی به آوای دلم بر دل نشستم آندم که احساس و نفس با هم درآمیخت لبخند شیرین تو با من گفت مستم وقتی نسیم صبح ...آرام از در آمد یکباره وا شد پنجره از خواب جستم جانِ نفس...
-
عاشق نمیشوی و من رنج می کشم
یکشنبه 4 شهریور 1403 12:04
عاشق نمیشوی و من رنج می کشم من رنج کشیده ام فکری نمی کنی دل خسته تر از آنم که فکر می کنی یادم نمی رود که یادم نمی کنی م ن قطره ی باران فتاده زِ آسمان پخش زمین شده ام جمعم نمی کنی من خواب نصفه کاره میان رختخواب حالم خراب خیال توست فکری نمی کنی قلبم مثال موتور نیم بند به پت پت است در گوشه ای نشسته ام درستم نمی کنی سرد...
-
وصفِ حالم را شنیدی گریه کن بر حالِ من
یکشنبه 4 شهریور 1403 12:03
وصفِ حالم را شنیدی گریه کن بر حالِ من نیک بختی را تَبَه کردم بَدا احوالِ من بس وفا دیدم ز شاهم غره شد افعالِ من شَه عیوبَم را بپوشاند شُره شد اعمالِ من جز تبسم هیچ ندیدم خنده بود اقبالِ من گریه شد غایت نصیبم بود مگر اخلالِ من غرق گشتم گر تلاطم عاملش اغفالِ من حبس من گشتم ندانستم نبود آمالِ من ره گزین کردم منیت شد...
-
زخمی تر از همیشه
شنبه 3 شهریور 1403 15:12
زخمی تر از همیشه زخم شمشیر سرنوشت دیده باقلبی و بالی شکسته به طوفانی سهمگینتر ازهر دیده عمرآرزوهام به حبابی په پر پر شدن دیده من هست و نیستم رفته خانه ام سیل گرفته به ویرانی دیده گرد بادی وجودم گرفته به سوی مرگ ونیستی کشیده زخم عشق به مهربرده گی بر پیشانی ام نشسته با قامتی شکسته با پشتی خمیده با کوله باری از درد به...
-
طبیعت
شنبه 3 شهریور 1403 15:10
-
یارِگرمابه و گُلِستُنُم تونی
شنبه 3 شهریور 1403 15:09
یارِگرمابه و گُلِستُنُم تونی امیدِ روزِ زمستونُم تونی مهِ شَوِ چاردَه، مَنی چند ؟ روشنایی شَوِستونُم تونی مَیگُسارینِ کِردُم حَرُم شرابِ تاکِستونُم تونی ماهگَرمه نیکُنه چاره مونه سایه سارِ تَوِستونُم تونی مو هی شعر دارُم وِردِ زون چونکهِ اَنبارِ غَزَلِستونُم تونی اَر خاکِ مو وابیده گِرون زَرِ ناب خاکِستونُم تونی محسن...
-
گاهی دلم هوای تو را میکند هنوز
شنبه 3 شهریور 1403 15:08
گاهی دلم هوای تو را میکند هنوز بر بی وفاییِ تو وفا میکند هنوز من شکوه ها نموده ام از چشم های تو اما دو چشم تو که جفا میکند هنوز با اینکه سالهاست که هرگز ندیدمت قلبم بخاطر تو صدا میکند هنوز گرچه امید وصل تو کمرنگتر شدهست دستم به آسمان و دعا میکند هنوز تو همچنان طبیب دلِ خستهی منی چشم تو درد کهنه دوا میکند هنوز...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 3 شهریور 1403 15:06
-
دلا این عالم فانی سراب است
شنبه 3 شهریور 1403 15:04
دلا این عالم فانی سراب است تمام چهره اش پشت نقاب است به ظاهر گر بود زیبا و خوش رو به باطن ذات او خیلی خراب است مجید یزدانی
-
از من عبور کردم و
شنبه 3 شهریور 1403 15:03
از من عبور کردم و به تو رسیدم از تو عبور کردم و به او رسیدم از او عبور کردم و رسیدم به خویش من خویش را فراتر از ضمیرها یافتم شبنم حکیم هاشمی
-
وقتی دست خیالت را می گیرم
شنبه 3 شهریور 1403 12:32
وقتی دست خیالت را می گیرم انگار دست تمام رؤیاها را گرفته ام که هر کدام گوشه ای از تو را در من برپا می کنند چیزی در تو بالاتر از بهار احساس عاشقانه ام را گلبرگ به گلبرگ می گشاید چیزی در من صدای چشمانت را ژرف تر از تمام گل های سرخ می شنود آنقدر به من نزدیک می شوی که دیگر خودم را نمی بینم و در لمس شرم ناک دست هامان در...
-
بعد از تو دلم
شنبه 3 شهریور 1403 12:30
بعد از تو دلم پروانه ای ست که گل ندارد پرویزصادقی
-
مثه فاصله ی، خورشید تا دریا..
شنبه 3 شهریور 1403 12:29
مثه فاصله ی، خورشید تا دریا.. ازم دوره دلت، هزار تا دنیا... شراره هااای اتیش داره عشقت ولی میسوزم از سردی دستات... چقدر تلخه پر از اشوب باشی... میون جمع گرگا خوب باشی.. چه بی اندازه غم رو شونه هامه... چه بغضی همدم شب گریه هامه.. کی میفهمه شکستن یه زن رو... کی میدونه دوای درد من رو... کجا پنهون شدن اون دلخوشی ها...؟...
-
رفتـی و دل ، تنگتر شد با غمت ، همخانه ام
جمعه 2 شهریور 1403 12:45
رفتـی و دل ، تنگتر شد با غمت ، همخانه ام مـن همـان معشوقِ دلتنگت ، همـان دیوانه ام رفـتـی و آیینـه ها ، بـا مـن غــریبـی می کنند بـی تــو حتی با نگـاهم ، با خـودم ، بیگانه ام... علیرضا تندیسه
-
مانده ام در خود که آیا من همانم یا که نه
جمعه 2 شهریور 1403 12:44
مانده ام در خود که آیا من همانم یا که نه مثل قبلا در نهادم می توانم یا که نه برده ی حلقه به گوش سرنوشت تیره ام صاحب و ارباب دنیا و زمانم یا که نه پر ز شکم در ضمیر و روی آرامم نشان پشت نقاب سکوتم من نهانم یا که نه در تمنای نجاتم دست یاری ده کجاست گم شده بین خیال و داستانم یا که نه یک سوال و چند جوابم یک سر و سودا هزار...
-
حال خوب
جمعه 2 شهریور 1403 12:42
-
از تولد خوانده در گوشم ز اسرار نهان
جمعه 2 شهریور 1403 12:42
از تولد خوانده در گوشم ز اسرار نهان خردسالی گوشه گیر و چاره در کار جهان نوجوانی را به خلوتگاه تنهایی گذشت برگهای دل بر سرشتی جمله راز محرمان لاله زار آکنده با بوی تو بگشاید زبان غنچه لب آوردهام روی تو بشکافم دهان حال این من هم همانم بی زبانی را زبان باده خواهان آیم و آزاده خوانم هر زمان جان جان آرام جانانی و گریان...
-
امشب کنارم گوهری ، نایاب دارم
جمعه 2 شهریور 1403 12:40
امشب کنارم گوهری ، نایاب دارم انگشترخود را نگینی ناب دارم موج نگاهش می درخشد در نگاهم وقتی درآغوشش نسیمِ خواب دارم در کنج خلوت از دلم ، با خاطراتش همچون صدف گنجینه ای درقاب دارم هرشب تماشایست رنگ برکه ی دل زیرا ، یکی زیباتر از مهتاب دارم با هر نفس در خلوتم ، دلتنگ یارم من بی قرارم بس دلی بیتاب دارم دنیا بداند...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 2 شهریور 1403 12:39
-
پیر و زخمی شده ی یک غم پر تهدیدم
جمعه 2 شهریور 1403 12:38
پیر و زخمی شده ی یک غم پر تهدیدم از غمش یک تب وامانده ی در تبعیدم شمع شیدا دل پروانه به آهی می کُشت من به یادش همه شب تا به سحر رنجیدم مرغ عاشق اگر از جور فلک می نالد جور صد بار بلا دیدم و من جنگیدم دل گرفتار غم از حادثه ها می گرید رو به گریه ندهم از غم او خندیدم شور یک آتش خاموش تو بر بادم داد می گریزم ز شرر طالب یک...
-
آتشِ خاطرات سر سبزَت
جمعه 2 شهریور 1403 12:37
آتشِ خاطرات سر سبزَت شعله ور می شود هر دَم، عشقِ خاکستریِ من نه گریزی نه وصالی این عذاب دلپذیریست نه صدایی نه سکوتی این سرود دلنشینی ست نبض احساسم پُر از توست سوز آوازم پُر از توست سرخ و سبز و آتشینی عشق خاکستری من مهدی عبداله زاده
-
نشدقسمت بجزحسرت،زعشقت
جمعه 2 شهریور 1403 12:36
نشدقسمت بجزحسرت،زعشقت عاقبت مارا چسان آرام بنمایم،من آخرقلب شیدارا زعشقت دلبرابنگر،شدم رسوایِ این عالم کجاپنهان نمایم من،بفرما قلب رسوارا ندانی تاسحرگاهان،چه میریزد ز چشمانم بیاهرشب تماشاکن،تواین امواج دریارا مکن محرومم ازدیدن،توازرخسار چون ماهت توهردم دلبراازما،مگردان رویِ زیبا را نباشی پیش من یارا،چه حُسنی دارداین...
-
می رود این عمر مثال باد و من در حیرتم
جمعه 2 شهریور 1403 12:34
می رود این عمر مثال باد و من در حیرتم نه به من کس عاشق و من عاشقی در حسرتم تا که چشم بر هم زدم پائیز نشسته پیکرم با بهار کوتاه نشستم آشنای غربتم همنشینی با سکوت و با جدایی کرده ام گاه میان خلوتم در آرزوی صحبتم شاعری جا مانده ام از آخرین کوچ غزل در میان قافیه گم گشته ای در حسرتم من خریدار هوای عاشقی هستم ولی عاشقی...
-
دارم در دلم شوق دوباره دیدنت
پنجشنبه 1 شهریور 1403 12:38
دارم در دلم شوق دوباره دیدنت ارامش هر لحظه ام تبسم روی لبت یارمنی جان منی گمشده پنهان منی صاف بودم ساده بودم هربار میبخشیدمت هرگز یادم نمیره اون لحظه های رفتنت قصه شمع پروانه حقیقته تلخ منه لحظه دل کندنت آه از اون بی قراری سرد رفتن بدونه برگشتنت دلواپس وسردرگمم قدم زنان تو کوچها شایدبازم ببینمت یعقوب پایمرد
-
وفا
پنجشنبه 1 شهریور 1403 12:35
-
درک نکرده حس و حالــم را که او
پنجشنبه 1 شهریور 1403 12:34
درک نکرده حس و حالــم را که او کرده احساس مــــــرا بازیچــه او ای خدایا درد من را کــــم تو کن چون کسی درکم نکرد، حتی که او ... سلیمان بوکانی حیق
-
ما طالعمان همچو شب تار نبود
پنجشنبه 1 شهریور 1403 12:33
ما طالعمان همچو شب تار نبود لب تشنهٔ بی تاب و تب زار نبود ای کاش نگیرد چو مهی روی ز ما رویم سیه از روی گل یار نبود رامین خزائی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 1 شهریور 1403 12:33
-
رویای زیبایی همه ،در خانه داشتیم یک به یک
پنجشنبه 1 شهریور 1403 12:32
رویای زیبایی همه ،در خانه داشتیم یک به یک سودایی ازعشق درقلبمان میزدبرای هم تپش درزیرچترهمدلی خندان وسر خوش بودیم همه راستی ومستی شراب ،بودکیش وآیین همه درمستی می همگی، همدم شیطان شدیم برسفره فتنه شیطان همگی ،مهمان شدیم همچوشیطان شدیم وخوردیم خون جای شراب پدرازخانه براندیم وشیطان بشدمالک ما عاقبت نفرین واه...