-
من و این راهِ بیراهه
یکشنبه 6 آبان 1403 13:15
من و این راهِ بیراهه پُر از زخمای آغوشیم نگاهم کن که میرقصم به سازِ مرگْ بیهوشیم شعورِ رفتن از دنیا صدای بمب پاهاته نمیدونی هنوز قلبم چقد شبرنگِ چشماته کجای جاده ایستادی که این پایانِ بیراهه است میونِ چشمک و پلکم تو اون اشکی که اُفتاده است علی رفیعی وردنجانی
-
شاد بودن ، شجاعت دلانگیز روح تو در جهان است
یکشنبه 6 آبان 1403 13:13
شاد بودن ، شجاعت دلانگیز روح تو در جهان است در روزهای به نظر ملامت بار، هرکه رخت روح خود را از رخوت غم رها کند، نقش هنر خود را در گنبد گیتی به پا کند. حسین آریا
-
قسم به شمس نگاهت
یکشنبه 6 آبان 1403 13:07
قسم به شمس نگاهت به سردیِ دم ِ آهت نشست پای دل من به چله ی سر ِ راهت قسم به آه صبوری به حُرمِ آتشِ دوری خمیده قدِِّ غرورم به زیر تیغِ صبوری قسم به سوز نیایش به لمسِ گرمِ نوازش دقیقه های مرورم لبالب از غمِ خواهش قسم به شعله ی لرزان به ماهتابِ فروزان شدم اسیر ِ نَبَردِ نفسِ بریده ی ِ هجران قسم به داغ شقایق به سبز ِ باغِ...
-
زیبا ترین قرارم در همه عمر تویی
یکشنبه 6 آبان 1403 13:05
زیبا ترین قرارم در همه عمر تویی باز هم عاشقانه ترینِ همه عمر تویی دل به پایت داده باشم یا که نه ای دل به پایم مینشینی یا که نه داستانی نو بگویم روایت میکنی داستان عشق گویم حمایت میکنی مینشینی پای داستانم ، نوا و صدایم خوش آواز نیَم من هستی پایِ آوایم روزی روزگاری دیدم رویایِ رویایی شاعری،زیر چتر،درین هوایی بارانی...
-
گفته ای با عشق پیدایت کنم
یکشنبه 6 آبان 1403 13:01
گفته ای با عشق پیدایت کنم گر تو را دیدم چو لیلایت کنم هر دعایی من کنم آمین تویی گفته ای با عشق شیدایت کنم میشود هر آن پرستیدت تو را خواستی از دل که من رامت کنم شیشه عمر دلم چشمان توست قول دادم من تماشایت کنم بی توانم از ندیدن های عشق قول میدادی که حاشایت کنم باز در خواب دلم دیدم تو را گفته ای نرگس به دریایت کنم در...
-
کبود است ...
شنبه 5 آبان 1403 13:32
کبود است ... صدایِ طبل هایِ شنیدن وقتی ، چشم در چشم نمی رقصد هالۀ نور وقتی ... بنفشه است وُ برف نمی داند چقدر حرف بزند نیمکتی سبز ، به اشتباه کبود است خاطره ای ، می گریزد گُلدانی ، کنارِ تنهاییِ پنجره بی تاب است کمانه ای ،از انتهایِ نور با صدایِ گرفتۀ آفتاب ، می خواند وَمانشسته ایم به حالِ ، روزگارانِ رفته افسوس می...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 5 آبان 1403 13:31
-
که در این گیتی نتوان یافت جز عشق رویایی تو
شنبه 5 آبان 1403 13:30
که در این گیتی نتوان یافت جز عشق رویایی تو یاد باد آن روز های بـــیتابی ز بـــی پروایــی تو ای که میسرایم غزل و شعر ز عشق رویایـــی تو نیست کس در این عالم به زیبایی آن رخسـار تو آن ماه تابانِ شب تیره بُود در هیبت چشمــان تو علیرضا فلاح
-
یادت نمانده این که نگاهی کنی مرا
شنبه 5 آبان 1403 13:26
یادت نمانده این که نگاهی کنی مرا مهمان بزم خاطره خواهی کنی مرا با غمزه های فتنه گر دلبرانه ات دلبسته ی خطا و گناهی کنی مرا شاید برسم اینکه قدم بر سرم نهم تا انتهای حادثه راهی کنی مرا میرفتی و سپاه شلالی به پشت سر تا پای بند حسرت و آهی کنی مرا دلداده محبت دیرینه ات شدم تا بی قرار هر چه تباهی کنی مرا صد آسمان غزل شدنم...
-
اصلاح
شنبه 5 آبان 1403 13:25
-
بنویس که اتفاق افتاده آنچه را که در نظر کردی
شنبه 5 آبان 1403 13:24
بنویس که اتفاق افتاده آنچه را که در نظر کردی سالهایی را نشسته ای و چرا و بر کجا هدر کردی کائناتی را شکسته ای و کارمایی را هم ربوده ای پروازی را نکرده بودی ببین در کجاها مقر کردی تقدیری را که نوشته ای و بر وفق مراد ما نرفت افسوس میخورم که گفته بودی تو هم هدرکردی شاهینی بودی و اوج پرواز تو را هم نشان کردیم کشتی کبوتری...
-
حضرت فاطمه که جانها بر فدایش
شنبه 5 آبان 1403 13:18
حضرت فاطمه که جانها بر فدایش دامن عدل به چنگ ، با توانش در هم پیچید ظلم ظالمان یکتنه بِبُرد آبروی مجرمان ز حقارت آتش زدند درب خانه حریف نبودن صاحبِ آن خانه گر اجازت دادی مولایش علی درهم کوبید فَکها همچو یَلی فاطمه همچو جنگجویی ز دوران بر حسادت بودند زنانِ بی بُنیان گر آید شجاعتی بر مردان جنگجو بدان حَتم ، مادرش ز...
-
دور من را خط کشیدی که نباشم
شنبه 5 آبان 1403 13:17
دور من را خط کشیدی که نباشم دورتر گریه کنم از هم بپاشم فکر نمیکردی که روزی پر بگیرم دشمن جونت بشم حاجت روا شم اون دروغی رو که چوپان گفت یادت هست آخرش فهمید و گفت از این قماشم کمترین حسی که نسبت به تو دارم خودمو گول میزنم که چشم به راه شم ثریا امانیان
-
در صف منت کشان،به عاشقی شیرینِ فرهادم
شنبه 5 آبان 1403 13:16
در صف منت کشان،به عاشقی شیرینِ فرهادم منتظر بود سینه سپرکنم که نقاب بِهش دادم گفت از درد تو ای عشق دل مجنون می سوزد تو چه خواهی و نخواهی به ره عشقت استادم دیگری گفت مثه آنی که بغض مانده درگلو گفتم آری در تکاپو کلنگ ضربه بهِ کوه فرهادم گفت مثه لبخند ماهی در دل دریای قشنگ گفتم بر مومن و ترسا بگو من دلداده صیادم گفت می...
-
دنیا برای من و تو ، جای تباهی ست
جمعه 4 آبان 1403 13:06
دنیا برای من و تو ، جای تباهی ست وقتی که روی قلب ها پر از سیاهی ست آدم نمانده....یا که چون گنجی نهان است؟ چون یوسفی ایستاده در چنگال چاهی ست. احساس ها، هستند و تلخ و بی وضویند خندیدن و خنداندن انسان، چه واهی ست در جمع هستی و خیالت دورتر هاست از عشق تا حس تنفر ....یک دوراهی ست می خوابی و دنیا ....کمی می خواند از عشق...
-
فصل پاییز
جمعه 4 آبان 1403 13:05
-
نرمست و نکو و ناز و موزون
جمعه 4 آبان 1403 13:04
نرمست و نکو و ناز و موزون اندیشۀ بی نوای محزون اشک است مطاع او، تو دریاب گر کس نخرد بگیرد افزون آرش مسرور
-
وقتی می آیی
جمعه 4 آبان 1403 13:03
وقتی می آیی سرم بر رطوبت سینه ات ریشه میبندد سینه ات در سیل سرخ سرم ته نشین میگردد آرام آرام به خواب میروم که فردا شاید صیقل قطره ای از چشمان تو بر پیشانی من بر شیار آیینه هشیار شود یا تازیانه بازوان تو بر صورت من مرتضی عباسی
-
مست شوم مست شوم ز بوی گیسوی تو
جمعه 4 آبان 1403 13:02
مست شوم مست شوم ز بوی گیسوی تو رها شوم رها شوم ز بند گیسوی تو دور شوم دور شوم ز روزهای بی عبور سر بنهم سر بنهم به آستان کوی تو دل بدهم دل بدهم به بانگ پر ز عشق تو قدم نهم استوار در آرمان یاد تو من چه کنم من چه کنم بدون تو چگونه من به سر کنم فراغ و دوری تو بیا ببین، بیا و دل بده به این دل حزین فروغ چشمان کم سو و مانده...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 4 آبان 1403 12:59
-
آنکه روزی در کنارم
جمعه 4 آبان 1403 12:59
آنکه روزی در کنارم همچون گوهری با ارزش دارای جانی و تنی بود آنکه هر شب تا به سحر در فکر و اندیشه ای نیک برای من بود قطره ای آب گشت و دریا شد آنکه هر روز تا به شب در میکده خوبان و اندیشمندان بود آنکه نیک کردار و خوش عمل در میان ما بود قطره ای آب گشت و دریا شد آنکه همچون پدری هر زمان در کنار من و با من بود در راه راست و...
-
گرمی دستان تو بسی گرمتر از آتش بود
جمعه 4 آبان 1403 12:57
گرمی دستان تو بسی گرمتر از آتش بود نرمی و لطافتش همچون گل نیلوفر بود وقتی دست در دست تو داشتم، یارِ جان گویی که عقل و هوشم ز جهان فارغ بود علیرضا فلاح
-
دستانِ معجزه
جمعه 4 آبان 1403 12:56
محو در سر انگشتان عاطفه که لبریزند از پازل های عشق پُر می شود تکه های قلب از رنگین کمان تنش و آرام می کند دستانِ معجزه اندوه وجود را پَر می کشد در آغوش مِهر و مُهر می شود آیه مادر در کتاب هستی سپیده رسا
-
امانمان رابدهید که در زندگی ضرر کردم
جمعه 4 آبان 1403 12:55
امانمان رابدهید که در زندگی ضرر کردم عذابمان رابدهید که بر بندگی هدر کردم جمال یار رابدیدم که من عاشقش گشتم بچند بوسه ای ثوابم دهیدکه خطر کردم وصال محرم و نامحرم را نمیداند عشق بمحرمی که مال من بودو من خبر کردم بزور دیگران هم به ازدواج تو تن دادند من از حق و باطل دیگران هم ضررکردم کنون که قهر کردی و مرا بعرصه بکش به...
-
فرا رسد آن لحظه که دل از جهان برآیم
پنجشنبه 3 آبان 1403 12:55
فرا رسد آن لحظه که دل از جهان برآیم چون نورِ صبح صادق به عرشِ جان برآیم در ساحتِ قدسِ او، رقصان شوم ز هستی تا در فروغِ رویش ز خاکدان برآیم چون نغمهای ز دلبر، پیچد به جانم آتش در بزمِ لامکانش، سرمست و شاد پایم غرقم به بحرِ عشقت، فارغ ز هر دو عالم از خود گسستهام من، تا بر لقا رَوایم بر باد اگر دهم جان، در کوی یار شاید...
-
فصل پاییز
پنجشنبه 3 آبان 1403 12:54
-
اونیکه دوستش داری
پنجشنبه 3 آبان 1403 12:52
اونیکه دوستش داری اون تورو دوست نداره اونیکه دوستت داره دخلتو درمیاره دوستِ واقعی خداست تو خدارو داشته باش اونه که عاشقته اونه که دوستت داره مهین بزرگپور سوادجانی
-
هر بار که میآیی، عطر تو همان قبلیست
پنجشنبه 3 آبان 1403 12:50
هر بار که میآیی، عطر تو همان قبلیست این حجم وفا بر عهد، در تو، دگران را نیست لبخند ملیح بر لب، امضای خدا بر توست نقاش اگر او شد، باید فتبارک گفت سعید دهباشیان
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 3 آبان 1403 12:48
-
ایران، تو تارو پودم
پنجشنبه 3 آبان 1403 12:44
ایران، تو تارو پودم ایران ،شعر وجودم ایران ،زمین پاکم ایران، تو هستی خاکم ایران، چشم و چراغم ایران، مردم پاکم ایران، شعر و سرودم ایران، مهر و درودم ایران، هستی و جانم ایران ،بی تو نمانم ایران، بوسه به خاکت به سرزمین و مردم پاکت فرح توانا مهربانی