-
انگور ِ لبت بَه چه رسید و شده پاییز
چهارشنبه 9 آبان 1403 12:34
انگور ِ لبت بَه چه رسید و شده پاییز من مست شدم جام ِ لبانت شده لبریز تقویم ِ پر از عشق، در این کلبه ی کاهگل من در بغلت این تن ِ ما وسوسه انگیز هر آخر ِ شب گوش به آواز ِ شباهنگ در صبح به کنسرت ِ کلاغان ِ سحرخیز افتد ز ِ تهاجم، به زمین برگ پی برگ و تا یاد دهد نغمه ی همراه ِ دل انگیز چون خیس ز ِ هر بوسه ی باران تن ِ این...
-
غم مخور،غمگین مباش،ای نازنین
چهارشنبه 9 آبان 1403 12:32
غم مخور،غمگین مباش،ای نازنین شاهد هر درد و رنجی هستیم،روی زمین مرگ آسانش میکند زین همه سختیِ جان و هر اِسارت آزادش میکند هر چه هست اعمال ماست جملهی معروف رفتارش چه بود بی جهت مرگ را ترس ندان آنچه ترس هست ترس از ترسیدن است خِرَد را در خدمت تکلیف بدان زندگی را صرف بودن،مقصد کیش اَت بدان گر دلت تنگ شد زِ هَر غم و غصه...
-
آسمان ابری چشمان نم نم باران دارد
چهارشنبه 9 آبان 1403 12:30
آسمان ابری چشمان نم نم باران دارد دل طوفان زده را باعث حیران دارد درد دل های مرا کوه پاسخ ندهد حلقه چاهی بگزینم که حواران دارد هرکسی دید مرا انگشت بدهان چرا موسم گل وبهاران چنین آفت طوفان دارد همه روز زندگیم بود حاصل پائیزی دل با همه دلخوشی ها باز سر گریان دارد سایه غم ، گرفته همه اطراف مرا دل بارانی من بی تو حس...
-
من امروز شاد و سَر مَستَم
چهارشنبه 9 آبان 1403 12:02
من امروز شاد و سَر مَستَم پُر از خوش حالی و شور و شَعَف هستم بِسانِ کودکی ، که تنها آرزوی او عروسک بازیست من هستم چه احساسی ، چه افکاری چه حالِ خوب و احوالی به ناگاهان بِترسیدم که شاید من از زمینم رَخت بَر بَستم شدم همچون پرنده ای سبک بال توانِ پرواز دارم در همه حال چه خوب است این حالم لذت بخش ، اَحوالم خداوندا: از...
-
سرمست ازشادی بودیم
چهارشنبه 9 آبان 1403 11:57
سرمست ازشادی بودیم درتابستانی گرم شناوردردریای چشمانت پاییز ازراه رسید وگرمای عشق را به بادخزان سپرد سید حسن نبی پور
-
وقتی ک حرف ناکسان شمشیرمیشود
سهشنبه 8 آبان 1403 11:57
وقتی ک حرف ناکسان شمشیرمیشود وقتی دلی به چنگ حرفهاشان اسیرمیشود حتی اگر ملک جهان ب او دهند گاهی جوانی به یک شبه پیرمیشود قلب خدا ز دست شما آه میکشد روزی ک دلی ز زندگی سیرمیشود پروانه ی عاشق از پیله رهیده ای درمشت آهنینتان به غم زنجیر میشود با کی ب پیکارنشسته اید پروانه مرده است آه پروانه ی قشنگ چقدر زود دیر میشود از...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 8 آبان 1403 11:56
-
این گریه ها پنهان شده پشت نقابم
سهشنبه 8 آبان 1403 11:55
این گریه ها پنهان شده پشت نقابم من با سکوتت می رسیدم به جوابم با سر دویدم سوی تو در این بیابان دریا نشد آخر در این صحرا سرابم کشتی به رقص موج ها دیگر نرقصید ساحل به دستان خودش دارد طنابم بازم تماس شیشه های سرد لیوان یعنی که دارد می رسد مرگ شرابم چیزی نمی گوید کسی از شعرهایم تنها به دنبال تو هستند در کتابم من بین...
-
از بعد دیدنت
سهشنبه 8 آبان 1403 11:53
از بعد دیدنت کنترل زندگی را از دست دادهام؛ سیگنال موجود نیست و موج فرکانس صدای تو، مرا غرق کرده آوازهات تا مرزهای شمالی رفته تصاویرت در شبکههای استانی بازپخش میشوند و حالا تمام مردم، با صدا و سیمای ملّی، آشتی میکنند... حمیدرضا طاهری
-
پروانه در پرواز
سهشنبه 8 آبان 1403 11:52
-
گاه فکرم می شود مشغـولِ یک تقدیـرِ سخت
سهشنبه 8 آبان 1403 11:52
گاه فکرم می شود مشغـولِ یک تقدیـرِ سخت تار و پـودِم را به درد آرد هـمیـن تدبـیـرِ سخت غنچه بعد از شاخه گل پَرپَر شدن شایسته نیست یا که پتکی خورده بر سر حاصلش افسردگی است؟ دیـده می بـنـدم که شـاید خواب دیـدم بی دلیل نه، ولـی هوشـیـار و بـیـدار و نبـاشـد تن عَلیـل جانِ جانان پر گشود و خانه شد بی شور و حال گل پِیِ گل رفت...
-
به زنجیر کشیدی مرا
سهشنبه 8 آبان 1403 11:51
به زنجیر کشیدی مرا در شرجیِ بازوانی شهوتانگیز آه... رگهای داغ خروشانت منحنیِ تنم را مرتعش میکند نازنین لقائی
-
بازمیارم از آغاز نام زیبایی را
سهشنبه 8 آبان 1403 11:49
بازمیارم از آغاز نام زیبایی را کنم کم کم لبی تر، زتنهایی را بر تبِ جان لرز من شانه دوا نمنمک آن گاه اهورایی را ماه که بتابید از آن سرو بلورین بنشانم پا یت تخت سلیمانی را از ابر عشق آلوده ببین با ... نگاهت ببارانم میل فراوانی را بسپارم دمِ جانم نفست آرام غیر تو هر سو بنهم مُهر بیزاری را فرهان احمدیان
-
کان دو جهان دیدیم، اینبار رها گردان
سهشنبه 8 آبان 1403 11:48
کان دو جهان دیدیم، اینبار رها گردان شالوده ی ایام را، بر آب نهان ای جان از حال پریشانی تا روی خندانی آفتاب لب بوم ماست، خندان بشو تو خندان جانکاه و سنگین است، ارعاب نکن ارعاب بگذار که آغوشت، درد ما کند درمان تو مظهر رحمانی، آسوده ز هر اکراه بخشش ز تو برآید،این جمع گنهکاران از گنج مان کم کن، از جان ما بگذر تا باقیه عمر...
-
برگشته ای تا بوسه ای،دیگر بکاری؟
سهشنبه 8 آبان 1403 11:47
برگشته ای تا بوسه ای،دیگر بکاری؟ در سبزی زخمی سیمایی بلورین برگشته ای تا از سکوت من بپرسی؟ یا از نگاه عاشقی چون تو ، دروغین خندیدی و خنداندی عالم را ....بماند آیا بساط دلخوشی را یافتی ؟؟ باز پیچاندی عشق آتشین را کنج سینه تا با کدامین شوق ، عشقت گردد آغاز خندیدی و احساس هایم را ندیدی که از کنار جسم سرد تو ....گذشتند من...
-
چشمانت میداند و
دوشنبه 7 آبان 1403 13:31
چشمانت میداند و من میدانم و عشق میداند و من در باغ خیال تو، شوقی در دل من عطر حضورت میچرخد و جانم در حسرت توست در انتظار دیدار، غم در دل میسوزد و من رامتین پورحسن
-
پروانه
دوشنبه 7 آبان 1403 13:28
-
در گذشت زمان عشق و ایمان پر زد و رفت
دوشنبه 7 آبان 1403 13:24
در گذشت زمان عشق و ایمان پر زد و رفت چون دیدار به دگر بار نیامد معشوق حوا جا زد و رفت فاطمه محدث خالصی
-
من فکر میکنم آدم ها
دوشنبه 7 آبان 1403 13:20
من فکر میکنم آدم ها به یکباره نمی میرند.. ما همچنانکه زندگی میکنیم پازل مرگ را کنار هم می چینیم مثلا خود من امشب به انداره یک تکه ی پازل، مُردم... امشب که تو تا سر حد نفرت مرا آزردی آساره نظری
-
صدای واژه ها
دوشنبه 7 آبان 1403 13:19
صدای واژه ها در سکوت ِ شب آنقدر کم شده بود که صدای قطره قطره آب را می شنیدم از لوله ی شکسته روی تن ِ حوضچه فرو می چکید ... باد آواز می خواند لول می خورد و دلبرانه می رقصید با دستانش میان شاخ و برگ ِ نخل حیاط ماه می درخشید در کنار ستاره زهره و آسمان مقر آبی رنگ همیشگی ابری ، نقش نمی زد... آسان می بست پلک های سنگین مرا...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 7 آبان 1403 13:16
-
تا کی باید نگاهمُ بدزدم از نگاهِ تو
دوشنبه 7 آبان 1403 13:08
تا کی باید نگاهمُ بدزدم از نگاهِ تو بترسم از دوریِ تو دور شم از سپاهِ تو تا کی باید بجای تو بغل بگیرم بالِشُ تا کی باشم توو حسرتِ کاشکی بدونم حالِشُ کاشکی بدونی که شبا بدون تو رنگِ غمه تا صُب بیدارم و روزا غُر میزنم سرِ همه سر میکشم یه جرعه از تلخی خاطراتی که رقم زدم بدونِ تو توو کوچه های باریکِ شهرِ گرفته حالی که...
-
بدیدم عکس شُش روی سیگاری به یادم آمـدعهد خواستگاری
دوشنبه 7 آبان 1403 13:05
بدیدم عکس شُش روی سیگاری به یادم آمـدعهد خواستگاری به من گفتن که تو اهل سیگاری هزاران نه بگفتــم بــا قراری بگفتم گل جــوانی ســــربه زیرم به حکمت برترم گر برد باری عضنفر با قلـــی هــر روزه تنها به غمزه صحبت دود وسیگاری همیشـــه دود را از دور دیــدم بچشمم رفته اشکم گشته جاری همان روزاین به گفتم بادلی شاد بودتضمین مهر...
-
دیشبی به سرم زد که چیست آزادی
دوشنبه 7 آبان 1403 13:01
دیشبی به سرم زد که چیست آزادی جز یاد و خاطر آنان که فرزاد می روند گفتم به عشق که نمونه ای ز رهایی تویی گفت همچو کسانی که بی داد می روند گفتم به یار که بی داد یعنی که چه گفت یعنی کسی که جز استبداد می رود پس رهایی نه آنست که برون ز قفس پرندگان پرنده با همزاد می روند ب لکه رهایانند آنان که با بال خود سبک بال و آسوده با...
-
من همان خاکم که خاکستر شود معنای من
دوشنبه 7 آبان 1403 12:59
من همان خاکم که خاکستر شود معنای من تو همان نور امیدی که شود بار دگر دنیای من من که جسم خاکیم هر لحظه می افتد زمین تو که نور قایتی می شکافی در نهایت این چنین معنی وصل وصالم را تو می فهمی همی حالمو بشمار کدام روز پیک امید منی من چنان شرمنده ی نبض وجودم می شوم از خودم بی خودولی مست حضورت می شوم من تمام زندگی را لحظه ای...
-
در این شب تاریک و غمانگیز و بیپایان
یکشنبه 6 آبان 1403 13:25
در این شب تاریک و غمانگیز و بیپایان یاد تو میآید به دل، همچو نگاهی جان ای یار رفته، بیتو دلم تنگ و بیقرار جای خالیات در دل، همچو زخمی بیدرمان هر گوشهی این دنیا ، یاد تو را دارد بیتو همه جا خالی، بیتو همه جا ویران قلبم به یاد تو، هر لحظه میتپد دردیست که با من هست، در هر نفس و هر آن در خواب و بیداری، تنها تو...
-
پاییز
یکشنبه 6 آبان 1403 13:24
-
وه چه فریادی میان سینه مدفون کردهام
یکشنبه 6 آبان 1403 13:21
وه چه فریادی میان سینه مدفون کردهام من سکوتم را به نام عشق مجنون کردهام سرد و سنگین باشد این فریاد مانده در سکوت در غریبی جام چشمم راپر از خون کردهام من نگفتم راز دل جز با خدا بهر کسی کاین چنین ماری درون خانه افسون کردهام با وفا و عاطفه با عشق و یاری خانه را چون بهشتی بهر آن چشمان مفتون کردهام من که فانوسی به...
-
دلم تنها عجب غم دارد امشب
یکشنبه 6 آبان 1403 13:19
دلم تنها عجب غم دارد امشب فضای خانه ماتم دارد امشب دگر شور و صفا از خانه رفته به دیده حال باران دارد امشب دگر روی خوشی از من گذشته نفهمیدم تو را بر سَر چه گشته تو چون شمع فروزان آب گشتی دلت دریای چون وصل بهشتی چه شبها از برایم غصه خوردی غم دنیای خود در سینه بردی تو رفتی زندگی از هم گسسته همه جان و تنم در هم شکسته...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 6 آبان 1403 13:16