-
و یک دنیا آرامش ...
جمعه 18 آبان 1403 12:55
-
بهشت ماوا، تعریفش به وجد آرد آدمی را
جمعه 18 آبان 1403 12:55
بهشت ماوا، تعریفش به وجد آرد آدمی را دیدنش آرزوی هر بنده یِ دوست داشتنی را بهشتی دراین دنیای فانی به هم بافتیم نِی ذره ای ز بهشت بَرین آنچه ما ساختیم سر ذوق آرد، هنردوستِ دنیا دیده را ز باغ گل و درختان پُر برگ و پُر شاخه را گُلانی ز برگهایِ پهن و ساقه هایی ضخیم و بلند ز ریشه هایی در هم پیچیده و همچون کَمند سُفالهایی...
-
پشت دفتری شیشه ای
جمعه 18 آبان 1403 12:53
پشت دفتری شیشه ای منطقی گم کرده راه دست به دامانِ احساس در آخرین پلک زدن های خواب آلودگیِ بشر بغضهای نشکفته را به جای گفتن تایپ میکرد احساسی که لمس نشد به دستِ عشقی که شهامتِ اقـرار نداشت... شالودهی افکاری آلوده به ماشین رو به پنجره ای بدون دستگیره که شیشه اش مشجّر است و دهانی که بوی صنعت گرفته بود ایمـان را از...
-
زفقر ،،گرمیِ گرما و سردیِ سرما در حذر آید
جمعه 18 آبان 1403 12:50
زفقر ،،گرمیِ گرما و سردیِ سرما در حذر آید ز ثروت،، گرما برتر و سرما دلپذیر، در نظر آید این خیالاتیست با خود کردن در روزگار دور ز تحقیق پی بهانه گردند و هِی ماندگار فقر و ثروت نِی از بر وقت سردی و وقت گرمی من و تو سازیم آنرا بر طَبع گرمی یا طبع سردی همینست زندگی، یکی در اوج و یکی در موج با تلاشی بیشتر، شاید برتر شوند...
-
بینِ بَدو بدتر فرق چندانی ندارد انتخاب
جمعه 18 آبان 1403 12:49
بینِ بَدو بدتر فرق چندانی ندارد انتخاب دومی لفاظی هست و سعی برای اکتساب ریشۀ هردو بد است و مغلطه مغلطه منطق ندارد همچو فعل سفسطه امیرعلی مهدی پور
-
ای قصه درد مرا عشقت شده بانی
پنجشنبه 17 آبان 1403 13:12
ای قصه درد مرا عشقت شده بانی بر قلب چکد زهر هلاهل تو چه دانی از مخمصه تیر نگاهت چه گریزم؟ چون با خم ابروی تو کرده ست تبانی شعری چه بگویم که از درد گریزم دیوان چه بگویم که از خویش نرانی بر تارک دل با قلم عشق نوشتم (بازآ) تو مگر رحم کنی و بمانی صبرم تو ببین حیرت صحرای جنون شد آها تو چنان روز ازل تلخ زبانی من مانده ام و...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 17 آبان 1403 13:11
-
من مست نیم و تو صبور میدانی
پنجشنبه 17 آبان 1403 13:09
من مست نیم و تو صبور میدانی آشفته نیم و تو نیک آن میدانی درویش نیم که گم کرده ره خرابات آشفته خرابم ره گم کرده ام میدانی آشفته نیم آشفته خرابم کردند در دام نیم در دام شرابم میدانی گفتم بنشین تا که تو گویم دردم رازم تونگو از چه به خوابم میدانی این جمع که جملگی مهدهوش بدانی آشفته سر جان بر سر جانم میدانی آشفته سرند هرچه...
-
در خیال خام خود
پنجشنبه 17 آبان 1403 13:07
در خیال خام خود فرمانروایی میکنم حیطهی سلطنتم کُرهی چشم سیاهت... حبسِ یک تیرم از آن سلسلهی ارتش مژگان نگاهت ناوکی شیدا گره خورده به آن شعلهی مَهلا در این سِیطره، این سینهی خونین خیالت بیچاره دلِ مست در این صحرایِ بی داد وُ وَدود حیران شده از سیلِ غریبانهی عشاق وصالت کنجِ زندان، مار بر دوش چنان زُل زدهای چند...
-
عیدتون مبارک
پنجشنبه 17 آبان 1403 13:05
-
هر نفس از شوق تو، قلب تپیدن گرفت
پنجشنبه 17 آبان 1403 13:05
هر نفس از شوق تو، قلب تپیدن گرفت عطر گل از بوی تو، قصد جهیدن گرفت شورِ تو در جانِ من همچو نسیم خوشی غنچه ی باغ دلم شوق رسیدن گرفت چشمِ من از نور تو روشَنی و روشَنی شب به هوای دلت گرمِ دمیدن گرفت واژه به واژه سخن، نام تو را زمزمه دل ز غم هجر تو دست بریدن گرفت دست به دامان تو، چشم به راهِ تو بود عاشق دیوانه هم، شورِ...
-
گل مژه دام دیدار
پنجشنبه 17 آبان 1403 13:02
گل مژه دام دیدار پابند کدام چشمِ نگار ناز لگدمال نزدیک امرو زم پیر چشمی آیینک؛ ماهیانه چشمداشتِ فرداست. بابک رضایی آسیابر
-
من از درخت ها
پنجشنبه 17 آبان 1403 12:57
من از درخت ها جنگل ها رودخانه ها دریا ها سنگها کوه ها غارها آتش ها لذت میبرم حتی از قاب عکست من از آدمها از رفتارشان گفتارشان کردارشان زندگیشان لذت نمیبرم من از آدمها از چشمانشان می ترسم سیاوش دریابار
-
بــه نــام او کـــه دلــــم بـا دلــش مُعَـطّـــر شـد
پنجشنبه 17 آبان 1403 12:56
بــه نــام او کـــه دلــــم بـا دلــش مُعَـطّـــر شـد هــم او کـه قـامـَتِ سَـروَش خمیـده پیکـر شـد خدای را چه بگویم ؟از این همه مصیبت و درد کســی کـه مـعنـی دلــدادگــی است، پـَر پـَر شـد چگونــه دسـت قـضــا نازنیــن گُلــی را چیـــد ؟ چگونــه دسـت اَجـَــل اینچُـنیـن ستـمگــر شـد ؟ فــراق می کُشَــدَم ، رفتـــه ای و...
-
خداکند که بیاید، عزیز ودلبر ودانایی
پنجشنبه 17 آبان 1403 12:54
خداکند که بیاید، عزیز ودلبر ودانایی دانم که چشم به راهست، عزیز ِ زهرایی دردرون دوجَهل ، اولیایی گیرکرده یکی درجهل علم و دیگردرمَستِ دارایی درجهل اول بُت سنگ وچوپ بود ونادانی درجهل آخر سگ واسب وخر شده غوغایی خداکند که بیاید،عاشق عدل وعدالت به اشاره بَرکَند هم فحشاءو هم نادانی عجب جهان بهم ریخته نه قانون نه بحثی یکی پول...
-
یاد رزم پارسه با خاک یونان دل فتاد
چهارشنبه 16 آبان 1403 13:14
یاد رزم پارسه با خاک یونان دل فتاد هیبت جالوتِ مغزم در حد فاصل فتاد نازنین یارم دیارِ لعلش از ما نفی کرد ملّت اندیشه را تا مقصدِ بابل فتاد موشک چشمم شبیه آرش از افسانه رفت شور قدس اقدسم چون ناگهان کامل فتاد ای فلسطین بند آذین بیت لحم اسپندماه سال نو، نوروز در ره کورشِ عادل فتاد ابروانت کوه جولان گردنت دریایِ سرخ من...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 16 آبان 1403 13:10
-
چون تیغ بدست آری مردم نتوان کُشت
چهارشنبه 16 آبان 1403 13:09
چون تیغ بدست آری مردم نتوان کُشت چون مال بدست آری هر دِین نتوان شست چون شانس ز کار آری هر خبط نتوان کرد چون زور به توان داری هر ظلم نتوان کرد چون شال به کمر داری هر رقص نتوان کرد چون یاس به دَمَن داری هر ناز نتوان کرد چون عشق به کمین داری هر یار نتوان خواست چون شور به خود داری هر دوست نتوان خواست چون چوب بدست داری هر...
-
ببین چگونه پس از تو بهانه میگیرد
چهارشنبه 16 آبان 1403 13:01
ببین چگونه پس از تو بهانه میگیرد کسی که روزهی شعر شبانه میگیرد هزار دفتر شعر از هزار وصف تو داشت دلی که از خم زلفت ترانه میگیرد برو ولی به جهنم نگو که چون آتش غزل ز شعله حرفت زبانه میگیرد نه استکان بلوری نه چای تنهایی غم تو کاسه سر را نشانه میگیرد دروغ قافیه درد است و باد رسواگر دم قلم ز درون استعانه میگیرد به سنگ...
-
تو بیا تا خانه را حیران کنم
چهارشنبه 16 آبان 1403 13:00
تو بیا تا خانه را حیران کنم تو بیا تا شهر را ویران کنم تو بیا ای عشق بی تکرار من همدمم شو، همدم شب های من مهدی مزرعه
-
حال خوب
چهارشنبه 16 آبان 1403 12:58
-
عجب مردمی دارد ایران زمین
چهارشنبه 16 آبان 1403 12:57
عجب مردمی دارد ایران زمین عجب گرگ ها دارد اندر کمین به فروَهَرِ... خاکِ کورش قسم... عجب هیبتی دارد این سرزمین بهنام زمردپور
-
و آن ماه فروزانی محصل تو آن جوایا ی عرفانی محصل
چهارشنبه 16 آبان 1403 12:56
و آن ماه فروزانی محصل تو آن جوایا ی عرفانی محصل به دنیایی که تاریک است از جهل همان خورشید تابانی محصل بخوان قرآن کلام هی داور یقین حافظ به قرآنی محصل همه فکرت بود آینده سازی تو از آینده سازانی محصل کلاس و مدرسه خرم ز بویت گلی و لاله ای جانی محصل بجنگ با جهل دائم ای محصل یقیناً شیرمیدانی محصل قسم قرآن که خورده برقلم ها...
-
آه ای ستاره شب های بی کسی
چهارشنبه 16 آبان 1403 12:54
آه ای ستاره شب های بی کسی من را فراغ کشتُ تو به دادم نمیرسی در حسرت نگاه تو عمرم تباه شد افسوس میخورم بر این بانگ بی کسی در حیرتم که چون به تو فکرم کند خطور میگیرد این اتاق عطر گلستان نرجسی در های مهر محبت گوشده ایی در بارگاه عشق ،کریمی ، مقدسی عادل به دام چشم خمارت اسیر شد مجنون لقب گرفت بعد تو از دست هرکسی ابوالفضل...
-
بیا بیا که گذشتِ زمان بهانه ی توست
چهارشنبه 16 آبان 1403 12:53
بیا بیا که گذشتِ زمان بهانه ی توست نشان بده که از این پس زمان زمانه ی توست به ذوق ،آمده ام ،شاعران همه جمعند غرورِ مفتخرم لطفِ شاعرانه ی توست نگاه کن که چه کردی که این چنین مستم فضای خانه پر از حس جاودانه ی توست بهار می رسد از راه و سالِ نو آمد به شاخه های پر از غنچه ام جوانه ی توست چه زود می رسم اینجا به انتهای غزل...
-
ماهِ آبان که نشان داد همان پاییز است
سهشنبه 15 آبان 1403 13:22
مادر امشب بَدنِ کودکِ تو تَب دارد هوسی کرده دلم ، میلِ تو امشب دارد از زمان سفرت سال به سال، هر لحظه گیر کرده نفسم توی گلو ، بُغض تو بَر لَب دارد ماهِ آبان که نشان داد همان پاییز است در رَسم خزان خوب به تاراج تو مذهب دارد مرغِ قَفسم،شوق پریدن به خیال تو ، مرتب دارد جانانِ منی رُخ بنما کین دلِ مَن نَزد تو مَطلب دارد...
-
خدایاپناه مون باش
سهشنبه 15 آبان 1403 13:21
-
گاهی به یک لبخندمرموزی دچاری
سهشنبه 15 آبان 1403 13:21
گاهی به یک لبخندمرموزی دچاری گاهی به بادم می دهی با گریه زاری گاهی نمی دانم، خودت هستی و یا او گاهی نمی خندی و می ماند خماری سرچشمه ی آینده ای پر نور هستی خورشید را در کوله بار خویش داری؟ لعنت به چشمان دروغ و حیله بازی که ریشه کرده در سکوت عشق جاری تنهایی ام، زیباترین ....تقدیر سال است تا تو ....در این جامه دریدن دست...
-
چون مسلمان میشوم از خود گریزان میشوم
سهشنبه 15 آبان 1403 13:19
چون مسلمان میشوم از خود گریزان میشوم سر به سجده میبرم از خود گریزان میشوم با تو چون راز میگویم دیگران آن نشنوند زاهد رندان میشوم از خود گریزان میشوم گفته بودم با تو میخانه را معبد خود میکنم آتش هجران میشوم از خود گریزان میشوم دوش باده در دست و خمش بر دوش بود باده مستان میشوم از خود گریزان میشوم او نوازش میکند صد باده...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 15 آبان 1403 13:18