-
امروز رو بیخیال شو...
یکشنبه 5 بهمن 1404 12:33
سر صبی زنگ زد که بریم دانشگاه، درس و تحصیل و پیشرفت و اینا ... هرچی گفتم قربون چشمات، سرده، منم که سرمایی، این سرماخوردگی کوفتی هم که سرِ نبودن دیروزت افتاده به جونم، بیا و دلبری کن، امروز رو بیخیال شو ... بذار از پنجره کیف کنیم با برف . گفت: "نه، برف فقط وقتی که رو لباست میشینه قشنگه" دلبره دیگه، نفس که...
-
باز می پرسی که دردم چیست؟ بنشین گوش کن
یکشنبه 5 بهمن 1404 12:32
باز می پرسی که دردم چیست؟ بنشین گوش کن درد من، این درد بی درمان من، چشمان توست ... #محمد_سلمانی❤️
-
پارک خلوت ..
شنبه 4 بهمن 1404 12:36
پارک خلوت .. دل من خلوت .. نمی خواهی بیایی کمی شلوغ کنی ؟! { عاطفه زینلی }
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 4 بهمن 1404 12:35
-
اگر چه بین من و تو هنوز دیوار است
شنبه 4 بهمن 1404 12:35
اگر چه بین من و تو هنوز دیوار است ولی برای رسیدن بهانه بسیار است بر آن سریم کز این قصه دست برداریم مگر عزیز من! این عشق دست بردار است؟ کسی به جز خودم ای خوب من، چه می داند که از تو، از تو بریدن چقدر دشوار است مخواه مصلحت اندیش و منطقی باشم نمی شود به خدا، پای عشق در کار است در آستانه ی رفتن، در امتداد غروب دعای من به...
-
تورا چند بار دوست دارم
شنبه 4 بهمن 1404 12:34
تورا چند بار دوست دارم ولی هربار بسیار تر | حمید رها |
-
ناخوش شده ام، درد تو افتاده به جانم
شنبه 4 بهمن 1404 12:33
ناخوش شده ام، درد تو افتاده به جانم باید چه بگویم به پرستار جوانم؟ باید چه بگویم؟ تو بگو. ها؟ چه بگویم، وقتی که ندارد خبر از درد نهانم؟ تب کرده ام، اما نه به تعبیر طبیبان آن تب که گل انداخته بر گونه جانم بیماری من عامل بیگانه ندارد عشق تو بهم ریخته اعصاب و روانم آخر چه کند با دل من علم پزشکی، وقتی که به دیدار تو بسته...
-
من شانه های تو را می خواهم
شنبه 4 بهمن 1404 12:31
من شانه های تو را می خواهم و خیابان های خواب هایم را. از: مهدیه لطیفی
-
تنها در خلوت اتاق
شنبه 4 بهمن 1404 12:30
تنها در خلوت اتاق با هر چیزی می شود حرف زد با میز با گل های شمعدانی با هرچه که هست ... اما من دیوانه ام ! میان این همه هست با تو حرف می زنم که نیستی ... | مهتاب یغما |
-
آغوش ات
شنبه 4 بهمن 1404 12:29
آغوش ات تنها سرزمین من شد، نگران نباش جیبم را از بوسه هایت پر کرده ام دیگر برایم فرقی نمی کند جهنم بهشت یا میدان جنگ ! "سابیر هاکا"
-
نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت
شنبه 4 بهمن 1404 12:28
نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت که زخم های دل خون من علاج نداشت تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت منم! خلیفۀ تنهای رانده از فردوس خلیفه ای که از آغاز تخت و تاج نداشت تفاوت من و اصحاب کهف در این بود که سکه های من از ابتدا رواج نداشت نخواست شیخ بیاید مرا که یافتنم چراغ نه! که به...
-
من تصمیم گرفته ام ،
شنبه 4 بهمن 1404 12:28
من تصمیم گرفته ام ، به ع ش ق بپیوندم ... تنفر سنگین تر از آن است ، که بتوان تحملش کرد ... ! مارتین لوترکینگ
-
آسان است برای من
جمعه 3 بهمن 1404 12:34
آسان است برای من که خیابان ها را تا کنم و در چمدانی بگذارم که صدای باران را به جز تو کسی نشنود آسان است به درخت انار بگویم انارش را خود به خانهی من آورد آسان است آفتاب را سه شبانه روز بی آب و دانه رها کنم و روز ضعیف شده را ببینم که عصازنان از آسمان خزر بالا میرود آسان است یک چهچه گنجشک را ببافم و پیراهن خوابت کنم...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 3 بهمن 1404 12:33
-
با درختی که زند سر به فلک
جمعه 3 بهمن 1404 12:32
با درختی که زند سر به فلک به زبان مه و ابر به زبان لجن و سایه و لک به زبان شب و شک حرف مزن با درختان برومند جوان به زبان گل و نور به زبان سحر و آب روان به زبان خودشان حرف بزن .. " عمران صلاحی "
-
زنده باد زندگی
جمعه 3 بهمن 1404 12:31
ﻣﯿﺸــــﻮﺩ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﻪ ﻣﻘﺼـــــــﺪ ﺭﺳﯿــــــــﺪ ... ﻣﯿﺸــــﻮﺩ ﺑﺎ ﺷﺘــــــﺎﺏ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔــــﻞ ﻫﺎﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﺟــــــﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ ... ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ! ﺭﻫـــﮕﺬﺭ ﮐﻤﯽ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺗﺮ ... ﺍﯾﻨﺠـــــــﺎ ﺯﻧﺪﮔﯿــــﺴﺖ ....
-
شاخـه را محکـم گـرفـتـن این زمان بی فایده است
جمعه 3 بهمن 1404 12:30
شاخـه را محکـم گـرفـتـن این زمان بی فایده است بـرگ می ریـزد، ستـیـزش بـا خـزان بی فایده است بـاز می پرسی چـه شـد که عاشق جبـرت شـدم در دل طـوفـان کـه بـاشی بـادبــان بی فایده است بــال وقتی بـشـکـنـد از کــوچ هـم بـایـد گــذشـت دسـت و پـا وقـتـی نـبـاشـد نردبان بی فایده است تـا تـو بــوی زلـفـهــا را مـی فـرسـتـی بـا...
-
اگر موهایت نبود ،
جمعه 3 بهمن 1404 12:29
اگر موهایت نبود ، باد را چگونه نقاشی میکردم ؟! احسان پرسا"
-
عیدتون مبارک
جمعه 3 بهمن 1404 12:28
-
دیوانگی ها گرچه دائم دردسر دارند
جمعه 3 بهمن 1404 12:24
دیوانگی ها گرچه دائم دردسر دارند دیوانـه ها از حال هــم امّا خبر دارند آیینه بانـــو! تجربه این را نشان داده: وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند تنها تو که باشی کنار من دلم قرص است اصلاً تمــام قرص ها جز تــــو ضـــــرر دارند آرامش آغوش تو از چشم من انداخت امنیتی کــــه بیمه های معتبـــر دارند «مردی» به این که عشق ده زن...
-
یک نفر از کوچه ی ما عشق را دزدیده است
جمعه 3 بهمن 1404 12:23
یک نفر از کوچه ی ما عشق را دزدیده است این خبر در کوچه های شهر ما پیچیده است دوره گردی در خیابانها محبت می فروخت گوئیا او هم بساط خویش را برچیده است عاشقی می گفت روزی روزگاران قدیم عشق را از غنچه های کوچه باغی چیده است عشق بازی در خیابان مطلقا ممنوع شد عابری این تابلو را دور میدان دیده است یک چراغ قرمز از دیروز قرمز...
-
شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
جمعه 3 بهمن 1404 12:22
شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر ، پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا بیت های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه ، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمه ی عاشقترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم...
-
مست نیستم آقا
پنجشنبه 2 بهمن 1404 12:36
مست نیستم آقا برای چیدن گل هم نیامده بودم... فقط داشتم میگذشتم که کسی دستم را گرفت گفت داخل شو! و حالا سالهاست که درِ این باغ را پیدا نمیکنم ... #رضا_کاظمی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 2 بهمن 1404 12:35
-
قلم که داری...
پنجشنبه 2 بهمن 1404 12:35
قلم که داری... کاغذ هم که هست! امشب تو بنویس من نخوانم! یک شب هم تو دلت بشکند مگر آسمان به زمین می آید...؟ #امید_نبی_یی
-
و من تازگیها کشف کرده ام
پنجشنبه 2 بهمن 1404 12:34
و من تازگیها کشف کرده ام روی این کره ی خاکی موجوداتی زندگی میکنند؛ ناشناخته! به نام "سخت جانان" همانهایی که عاشقند و امیدوار و زنده ...! #هستی_دارایی
-
تو زخم مى زنى و شیوه ات لطافت نیست
پنجشنبه 2 بهمن 1404 12:33
تو زخم مى زنى و شیوه ات لطافت نیست بگو ، جواب محبّت مگر محبّت نیست ؟ نگو به تلخى این اتفاق عادت کن که عشق حادثه اى مبتلا به عادت نیست درون آینه غیر از خودت چه مى بینى ؟ تو هم شبیه منى هیچکس کنارت نیست پر از گلایه ام اما به جبر خندانم همیشه واقعیت ناشى از حقیقت نیست برو سفر بسلامت ولى بدان از عشق اگر که خیر ندیدى بدون...
-
"چوب خدا"
پنجشنبه 2 بهمن 1404 12:32
"چوب خدا" شاید همان بغضی باشد که دخترت سالها بعد می خورد.... و تو در عمق چشمانش خاطره تلخ رفتنت را می ببینی... تو را نمیدانم اما... من به خدایی که آن بالاست عجییب معتقدم... #یگانه_حقپرست
-
اگر بندگان من،
پنجشنبه 2 بهمن 1404 12:32
لَو عُلِمَ المُدبِرونَ عَنّی کَیفَ اشتِیاقِی بِهِم وَ انتِظارِی إلی تُوبَتِهِم لَماتُوا شُوقاً الیّ و لَقُطعت أوصالِهم عَن مُوَدَّتی اگر بندگان من، که به من پشت کرده اند، می دانستند که چقدر انتظار آنها را می کشم و مشتاق بازگشت آنان هستم، [هر آن] از [شدت] شوق می مُردند و بند بند بدن آنها از هم جدا می شد. #اسرار_الصلوة...
-
نیازمندیم به یک نفر که " تو " باشی!
پنجشنبه 2 بهمن 1404 12:31
نیازمندیم به یک نفر که " تو " باشی! که خودت باشی! " خودت " با همان خیال ها و خواب های خوشت ! نیازمندیم به بازگشت سال ها به عقب گرد تقویم ها که . .. یک کودکی یک نوجوانی بی کابوس و آرام ... آرام ! نیازمندیم به عاشق بودنت، به شعرهای نوزده سالگی ... به دیوانگی های کوچکی که این بار شکست نخواهند خورد !...