-
هدهد آورد خبر
شنبه 13 اردیبهشت 1404 10:29
هدهد آورد خبر غم نوبر است یأس در اردیبهشت ناممکن است خنده ها را تن کن یأس را در بند کن لبخند بزن بر تمام آنچه بود آنچه گذشت بر تمام هرچه بود هر چه که رفت خنده هارا تن کن یأس را در بند کن معصومه داداش بهمنی
-
سفرم آغاز شد،
شنبه 13 اردیبهشت 1404 10:28
سفرم آغاز شد، نه با پایهام که با چشمهایی که بسته بودند، و در دل، راهی به سوی بیانتهایی که در خودم پنهان بود. این سفر، نه نقشهای دارد نه مقصدی، تنها جادهایست پر از سوال، که جوابها همواره در نسیمِ سکوت در انتظارند. دریاها و کوهها درون من قرار دارند، رودهایی که از لابهلای افکار میگذرند و آسمانی که قلبم به آن...
-
نیستی و من بیاد تو
شنبه 13 اردیبهشت 1404 10:27
نیستی و من بیاد تو دل به ترانه بستم قلم بدست گرفتم و تو خلوتت نشستم از عشق تو نوشتم و شعر و غزل سرودم هدیه شد این ترانه ها از تو به قلب خستم اگه جـای تو ، کنار من خالیه دوریه تو..، عادته..، دو سالیه شد اگه بهت، رسیدنم یه رویا تو خیال تو، پرسه زدن عالیه نگی با خودت، من اینو میگم، لابد از خدامه میخام بدونی، وقتی نباشی...
-
کجایی یارشیرینم
شنبه 13 اردیبهشت 1404 10:26
کجایی یارشیرینم رفیق روزدیرینم دمی ازفکرتوجانا نخوابیدم نیاسودم شب ازرویای شیرینت سحربی خواب تورا،پیوسته می دیدم نسیم منصوری نژاد
-
نگاهت همچوبیتی ازغزل
شنبه 13 اردیبهشت 1404 10:26
نگاهت همچوبیتی ازغزل من پِیِ آن نگاهت بودم از،ازل ای صدای دلنشینت چون سازِنِی داغ عشقت ببینم تابه کِی نسیم منصوری نژاد
-
نه آغازِ جهان پیداست
جمعه 12 اردیبهشت 1404 12:02
نه آغازِ جهان پیداست نه پایانش در اندیشه تنِ خاکی اگه فانیست دلِ ما جاودان میشه *** نترس از رفتن ای همدل که راهی نیست بیپایان در این گردابِ نومیدی تو باش آن پرتو ایمان *** اگه دل خستهای امروز نگو تقدیر بیرحمه بدون شک با لبخندش یکی درداتو می فهمه *** اگه امروزو گم کردی… چه سود از حسرتِ فردا؟ نسیم زندگی اینجاست...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 12 اردیبهشت 1404 12:00
-
تو از نسلی که بارِ آفتابی
جمعه 12 اردیبهشت 1404 11:59
تو از نسلی که بارِ آفتابی دختری ، روشنی از جنس ماهی نه تندیس سکوتی ، نه غباری تو خود تعبیرِ نوری آفتابی اگر دنیا در آئینه شکسته ست تو آن رویایِ روشن در سرابی صدایِ روشنت در باد جاریست به هر دیوار ، فریادی ، جوابی چه می فهمد جهان از رنج پنهان که لبخندت صدایِ بی جوابی تو می تابی ، بمان تا شب فروریزد برآید از دل ظُلمت ،...
-
تقدیم به خانواده های عزادار بندرعباس
جمعه 12 اردیبهشت 1404 11:58
تقدیم به خانواده های عزادار بندرعباس بلکه مارا در غم خود شریک بدونند دیدگانی قفل به در چشم انتظار شوق دیدار تا به قبل انفجار کودکان در ذوق دیدار پدر پدرانی در مسیر احتضار گرمیه اتش به گرمای جنوب چهره ی جنگو نفیرو انزجار سوز دف آتش به سینه میزند رخت ماتم بر تن هر خانوار آسمان خونین به رنگ ساحل است جوشش خون شهیدان چشمه...
-
ای معلّم جان تو یـک فرزانـه ای
جمعه 12 اردیبهشت 1404 11:57
ای معلّم جان تو یـک فرزانـه ای مـا گُلیـم و تــو همان پروانه ای یــاد دادی تو بـه ما پندار خوب فــرق بیـن شیطنت با کار خوب تو به ما درس الف دادی و لام ذهن ما را پرورانــدی بــا کلام تــو تعلّــم دادی آداب بیــان یـا نویسم آنچه میگوید زبـان تــو شناساندی بـه مـا اعداد را مــاه و خورشید و هوا و آب را روز تعلیــم و...
-
معلم
جمعه 12 اردیبهشت 1404 11:57
-
ریسمانی به بلندای
جمعه 12 اردیبهشت 1404 11:56
ریسمانی به بلندای ازل تا به ابد آویختی، تا مبادا ، که گمکرده رهی، سرگشته شود در وادی. ریسمان، حبلالهی، وادیات، وادی عشق. مبادا متفرق بشویم. دوک در چرخش، آغاز نمود: ریسیدن، بافیدن، پیچیدن، تا که کوتاه کند ره به سرای بودن. خود را برسانیم به این چرخیدن، رقصیدن، آغاز کنیم: بافیدن، بالیدن. با رقص دوک، عاشق شویم؛ پیوند...
-
نم نم باران
جمعه 12 اردیبهشت 1404 11:55
نم نم باران جیک جیک گنجشکان می رسه،به گوش بهاردلنوش درماسال زیبا بگو،مرحبا! همگی مدهوش بدین،به من گوش صبح سه شنبه می رم مدرسه بادلی،گلگون میگم؛آخه جون لبریزومالآمال دراین سال سال خدانگهدار عزیزدلدار! محمدبختیاری مرکیه
-
ایهام منی جام منی راه کدام است
جمعه 12 اردیبهشت 1404 11:54
ایهام منی جام منی راه کدام است این بی سبب دائم همراه کدام است از ذکر تو شد غافل و مشغول دعا شد دستم نزند تار دگر زخمه رها شد. تابید به حکمت به دلم نور اگر گشت شاید که نگارم کرمش باز شرر گشت دیوانه به امروز و همه سوز دچارم صیاد ازل کیست که او کرده شکارم مستم کن و آندم به جهان جای ندارم همراه منی شاه منی پای ندارم بیدار...
-
چای سرد است و دلم گرمِ تماشای تو بود
جمعه 12 اردیبهشت 1404 11:54
چای سرد است و دلم گرمِ تماشای تو بود شعـــــر، بیحوصله اما غمِ دنیای تو بود باد میآمـــــد و یکریـــــز دلم میلرزید هرکجا پنجرهای بود، به سودای تو بود من به یک خنده شکستم، به نگاهی مردم هرچـــــه آغاز گرفتم، همه پیدای تو بود باز در کوچـــــهی باران، نفس افتاد به تو هرچه افتاد در این فاصله، از جای تو بود رفتی و...
-
در چشم تو، بازی هر تقدیر چرخید
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1404 12:02
در چشم تو، بازی هر تقدیر چرخید عاشق پر از غم شد، ببین دلگیر چرخید وقتی سکانست داش آکل، پر غصه باشد مرجان، کنار صخره بی تصویر چرخید ببر نشسته در نقوش این پتوها عاشق شد و در گوشه ای، چون شیر چرخید عطار نیشابوری ام، سیمرغ هستم صنعان دل ترسا شد و چون پیر چرخید چون شمس تبریزی ببین، عاشق ترینم در قونیه ای مولوی، او دیر...
-
حال خوب
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1404 12:01
-
دوش در خواب بدیدم که خدا
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1404 12:00
دوش در خواب بدیدم که خدا گِل من را به سر موی تو بست کوبهی عشق دلم را کوبید ریشهام را به سر کوی تو بست من شدم مست دو چشمان سیاه که جهان را به نگاهی بزدود شب من خیره به لب های تو بود که دلم را به کلامی بربود بردم از یاد غمی بود اگر نغمه خوان بر در میخانه شدم خانهام راه به گیسوی تو داشت رفتی و دور ز این خانه شدم تو...
-
درد این قافیه ها را همگان می خوانند !
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1404 11:59
درد این قافیه ها را همگان می خوانند ! آنکه می آید و می خواند و می ماند ؛ او ! نَقل این شعر و غزل را همگان می دانند ! آنکه دل دارد و دلدار نَیآزارد ؛ او ! من نگاهم همه لبریز زحرف و سخن است وآنکه از قصه ی پر غصه نمی نالد ؛ او ! روزها می گذرند ، حادثه ها می آیند ، آنکه آخر به بر ِ مقبره می آید ؛ او ! " معنی کور شدن...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1404 11:58
-
اجازه می دهی آواره ات گردم در این دنیا؟
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1404 11:57
اجازه می دهی آواره ات گردم در این دنیا؟ غلام حلقه بر گوشِ سراپایت شوم بانو؟ به رسمِ عهدِ دیرین، باز کن آغوشِ خود بانو که من در بندِ عشقت، تا ابد رسوا شوم بانو دو چشمت جامِ می، لب های تو رزی ز جنات است از این مِیخانه لطفی کن، کمی ساقی شوم بانو تو ماهِ آسمانی، من زمینِ تشنه ی دیدار اجازه می دهی تا پای جان، شیدا شوم...
-
از گردش این زمانه ، می گیرد دل
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1404 11:56
از گردش این زمانه ، می گیرد دل در مـوی تـو آشـیـانه می گیرد دل چون طفل که بی قرار مادر باشد از دوری تـو ، بـهانـه می گیرد دل سید علی کهنگی
-
مانده باقی کوهی از غم بعد یک دم انفجار
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1404 11:55
مانده باقی کوهی از غم بعد یک دم انفجار مردمانی رفته از دست و دمادم انتظار در پسِ این حادثه انبوهِ بی فکریِ ماست ما که داریم از ازل در خودستایی اشتهار سر به سر اندوه و دردم در فراقت هموطن مردمِ بی فایده آهسته و نم نم ببار از میانِ آن همه شعر و ادب، تاریخ و شور مانده در ذهنم فقط تک قصّه ی حلّاج و دار لشکری بی پرده مانده...
-
تو همان سلسلهی موی پریشانی
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1404 11:54
تو همان سلسلهی موی پریشانی که حافظ میگفت وای بر من! که در این عصرِ معاصر شدهام عاشقِ تو ناهید ساداتی
-
نشسته در کنجی پنهان و تاریک
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1404 11:53
نشسته در کنجی پنهان و تاریک در خلوتِ بیصدا و پرهیاهوی ذهن، تو ، ای هنرمندِ نقاشِ روح، که با قلمی نامرئی و رنگهایی از جنس احساس، روی بومِ تاریکِ دلها، تصویرِ امید میکشی. تو نه فقط کاوشگرِ رازهای نهان هستی، که شاعرِ بیکلامِ دردها، و نوازشگر زخم های بیصدایی. هر بار که گامی برمیداری، نه فقط راهی میگشایی، که قصهای...
-
از خدا خواستم فردایی دگر
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1404 10:56
از خدا خواستم فردایی دگر پس بدو بستم امیدی دگر در نهانم آرزوها کاشتم من به فردایی دگر چشم داشتم چونکه خود را اینچنین پنداشتم سوختم از آنچه دیروز داشتم من گسستم آنچه بد میداشتم پاره کردم، جور دیگر بافتم ساختم من بار دیگر راه خود از درون توده افکار خود در درون خویش دریا ساختم سنگ ها را در کَفَش انداختم از شکست ها پلکانی...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1404 10:55
-
تو رفتی و دلم آتش گرفت از دردِ فقدانت
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1404 10:55
تو رفتی و دلم آتش گرفت از دردِ فقدانت که در شبهای بیتو، خفتهام در بندِ زندانت چو بیدم در مسیر باد، لرزیدم ز طوفانت نشستم پای طوفان، خسته از درد رقیبانت مرا چون قایقی سرگشته در دریای چشمانت شدم غرق نگاهت، ای مهِ روشندرخشانت گل پرپر شدهام زیرِ قدمهای تو ای ظالم که خاکستر شدم در شعلهی سوزان هجرانت هوایم تیره چون...
-
ای رفته از دست..!
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1404 10:53
ای رفته از دست..! ای غافل از کس.. ای بی قراری روزهای عاشقی.. باران،باران شهرمان را در پناه خود گرفته است.. دل من را چه کسی در پناه خود گرفته است؟ دریغا ای جان، که دیگر نیستی.... نیستی و پلک ببندی و به صدای باران گوش بنوازی...! مهکامه شریعتی
-
باکسی نباش که
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1404 10:53