میوه حرام

وقتی
با میوه رسیده لب‌هایت
پرهیزم را به وسوسه می‌گیری
من فکر می‌کنم پدرم حق داشت
که میوه حرام
همیشه

شیرین‌تر است !


"حسین منزوی"

انگورسیاهم..

بی‌سر
خواب تو را می‌بینم
بی‌پر
به بام تو می‌پرم .
انگور سیاهم

به بوی دهان تو شراب می‌شوم.


شمس لنگرودی

چقدر راه آمده‌ای با من ..

چقدر راه آمده‌ای تا من ..
از کلافگی‌هایم گذشته‌ای با لبخند
از تلخی‌هایم به سکوت
خستگی‌هایم را تاب آورده‌ای
عطشم را آب ..
چقدر کوتاه آمده‌ای و راه ..
غزلی را کنار من بنشین
و سر بر سینه‌ام نفسی تازه کن
چقدر راه آمده‌ای با من ..

                                        

"اصغرمعاذی"

چگونه طبیعی باشم ؟

در دستم
شاخه گلی به رنگ غروب
در دهانم
«پنجاه و سه ترانه‌ی عاشقانه»ی شمس
در دلم
چیزی که پنهان کردنش کار هرکسی نیست .
چگونه طبیعی باشم ؟
با این بی‌قراری بی‌مهار
و این دهان عاشقانه‌ی بی‌قرار
که اگر دهانم را ببندم

از چشم‌هایم سرریز می‌کند .


"لیلاکردبچه"

انگار نسیم سحرگاهی

انگار نسیم سحرگاهی از سمرقند بیاید
وقتی نگاهت

سلامم می‌کند .


"رضاکاظمی"

همه‌ی ما زخم‌هایی داریم

همه‌ی ما زخم‌هایی داریم
روی بازو یا ساق پا
زخم‌هایی قدیمی
که داستان دارند
که می‌شود
با آن‌ها
ما را شناسایی کرد
زخم‌هایی بر پیشانی
یا

بر قلب‌هایمان


"سارا محمدی اردهالی"

رویاها

رویاها نیز پیر می شوند

اما کشان کشان و پیوسته

پیش می آیند

پا به پای من

که از دیرباز

دست در دستشان داشتم

 

از ما کدام یک پیش تر از پا خواهیم افتاد

رویاها

که سایه ام می انگارند؟

یا من

که واقعیتشان پنداشته ام؟


"شهاب مقربین"

چراکه عشق حرفی بیهوده نیست..

زیباترین حرف‌ات را بگو
شکنجه‌ی پنهانِ سکوت‌ات را آشکاره کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانه‌ای بیهوده می‌خوانید.
چرا که ترانه‌ی ما
ترانه‌ی بیهوده‌گی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست.
حتا بگذار آفتاب نیز بر نیاید
به خاطرِ فردای ما اگر
بر ماش منتی ست؛
چرا که عشق
خود فرداست

خود همیشه است.


"احمدشاملو"

دوستت دارم..

دوستت دارم
و عشق تو از نامم می‌تراود
مثل شیره‌ی تک درختی مجروح

در حیاط زیارتگاهی .


شمس لنگرودی"

وقتی نیستی..

مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات
روی میزت راه می‌دهی؟
می‌شود وقتی می‌نویسی
دست چپت توی دست من باشد؟
اگر خوابم برد
موقع رفتن
جا نگذاری مرا روی میز!
از دلتنگیت می‌میرم.

وقتی نیستی
می‌خواهم بدانم چی پوشیده‌ای

و هزار چیز دیگر


عباس معروفی"