| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
آنقدر رفتم
که صدا در گلویم ترک برداشت
و قدمهایم پشتِ سکوت جا ماند
آنقدر رفتم
که جاده نامم را از بر شد
و باد، مرا به حافظهی غبار سپرد
آنقدر صدا زدم
که کوه، صدایم را پس نداد
و واژهها در گلویم
به سنگ بدل شدند
اما ردّ قدمهایم
روی دلِ خاک
آهسته میتپد
شاید کسی
روزی از کنار این تپش بگذرد
و بفهمد
کسی اینجا
خیلی راه رفته است
زهرا امیریان