| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
ای پیش از ابتدا، پس از انتهای ما
گم شد در آینه نفَسِ ردّ پای ما
از تابِ بینقاب تو، ای آفتابِ محض
خاکستر است سایهٔ خود در هوای ما
در هر تپش که نام تو پیچید در رگم
فرو ریخت استخوانِ «من» از صدای ما
دریا تویی نه آنکه به ساحل رسد ز موج
ما موجِ وهم بودیم بر ابتدای ما
یک «هو» وزید و شهرِ دوگانگی آتش گرفت
ریخت از هم آن حصارِ بلندِ جدای ما
در سنگ اگر شکست، صدای تو آشکار
در خون اگر دوید، تویی در رگای ما
گفتم کجاست قبله؟ تبسّم شکاف داد
افتاد کعبهای به دلِ بیکجای ما
چون قطره سر نهاد به بیمرزِ بینشان
دیگر نماند نامِ من و ماجرای ما
نه محو بود آنچه شد و نه بقا جدا
یک لحظه برق زد ابد اندر فنای ما
کثرت فقط غبارِ نفس بود بر حضور
یک چهره داشت آینههای دوتای ما
ای عشق، ای قیامِ قیامت درونِ ذات
تو انفجارِ لحظهٔ بیانتهـای ما
خاموش شو که گفتن اگر شعله میشود
سوزد زبان ز تابشِ بیادعای ما
شایان رضاخانی