| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
قلب من از ارتفاع بلند
قله ای سر در کلاف ابر می تپد
.
در رنگین کمان واژه ام
بالای سرِ
گله های وحشی اسب دشتها
از نگاه تو
شلاق فرود می آید
بدوز بر کلماتم
چشمت را
تا فروپاشی قلب یخی ام
را باز دارم
در فصل تو
نسیم آغشته
به بوی موهایت
می وزد
بر زنبق های وحشی
و بومادرانِ زرد
با لذت بنوش چشمه سار
طبیعت مرا
بر عرق جنون زده
تا چشم روزهایت به مستی روشن شود
من
در معبد انجیرهای وحشی
بر اشکهای سرخ
برقی که در یاقوتی می بینم
که از منشور مردمکهایت
منعکس میشود
چشمنوازی اندامی به رنگ غروب
قداست صدایت
در دهلیز لغزنده ی باد
پیچید
و بذر دوست داشتن ات رویید در جمجمه ام
چریک شورش در قلبم
با تو در پرانتز خدایان
می پیچاند اصوات تاختن را
تا فروفشاند بر
عشق قلمرویی بی مکان
درسفر
زیر شلاق عقربه ها میتازد
به وسعت سرزمینی بر افراشتگی
برای مشکی کمندی
با ابروانی
که به دور دست تعلق دارد
رضا اهورایی