عطر تو بوی بهاری، تو گل یاس سپیدی

عطر تو بوی بهاری، تو گل یاس سپیدی
همه جا روشنی از تو، ای که تو نور امیدی

سر نهادی به بیابان، پی مجنون غریبی
هرچه گشتی چو منی زار و دیوانه ندیدی

همچو آهوان خسته در کنار تخته سنگی
منتظر نشسته بودی، تا مرا دیدی رمیدی

در فرارت صد بهانه پی دیدار و سلامی
بَهر آزارِ مَنَت بود، اگر آنگونه دویدی

پشت آن پنجره دیدم من تو را دزدانه دیشب
همچو ماهی در میان قابی از نقره دمیدی

من به تو عاشق و فارغ ز همه گفت و شنودم
تو بدان هرچه که دیدی به دو چشم خود بدیدی

فروغ قاسمی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد