عاشقی دیدم و او نکته‌سنج و هوشیار است

عاشقی دیدم و او نکته‌سنج و هوشیار است
لیک در کویِ جنون، مست و مستِ دل‌دار است

ز آتشِ عشق، دلش پخته‌تر ز صد عاقل
زان‌که دیوانه‌صفت، در میانِ اسرار است

لب فروبسته ز منطق، دلِ او پر غوغاست
زان‌که خاموش‌تر آن است، کاندر آتش یار است

نه به افسونِ حکیمان دلش فریبد کس
نه به فتوای خرد سر نهد، که بیدار است

گفت: «عقل آمد و گفتی رهِ سلامت جو»
گفتمش: «عشق بفرمود: راهِ پیکار است»

بر سرِ کویِ نگاری که عقل گم گردد
هر که مجنون نشود، خود ز خِرَد بی‌عار است

خوش‌تر آن دیو که در حلقه‌ی زنجیرِ جنون
تا خردمندِ مکاری که دور از یار است

ابوفاضل اکبری

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد