ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
دلتنگیِ بعدِ دیدار تو را من چه کنم
بی تابیِ سخت و دشوار تو را من چه کنم
بی خوابیِ روز و شبها که ز من برده توان
شبگردیِ درد بیدار تو را من چه کنم
از دوریِ روی مهتابِ تو من خون جگرم
زیباییِ رنگ رخسار تو را من چه کنم
از لحظه ی عاشقی بی سر و بی پای شُدم
یکرنگیِ خویش، انکار تو را من چه کنم
دزدیده چو شب به دیدار تو هر دم بِروم
بیداریِ چشم هوشیار تو را من چه کنم
می آیی و می رَوی مونسِ جان از نظرم
هر ثانیه یاد و تکرار تو را من چه کنم
دلواپسیِ چشم زیبای تو افسرده مرا
می میرم و چشم بیمار تو را من چه کنم
با صحبتِ خویش هر بار دلم می شِکنی
بی مهری و، ناز گفتار تو را من چه کنم
سجاد حقیقی