ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
من در این صبح دل انگیز آفتابی به بَرم نیست
جز یکی ماهِ شب افروز خیالی به سرم نیست
عطر گیسوی دل آویز تو با خاطره ها رفت
روز و شب باز صد افسوس کسی همسفرم نیست
حیف از درد جگر سوز به زندان شده ام باز
پشت این روزنِ دیوار کسی منتظرم نیست
می روی هیچ نپرسی نگرانِ تو کسی هست؟
در خداحافظی ات چاره بجز چشم ترم نیست
عکسِ تصویر تو در صورتِ مهتاب کشیدند
آنچنان محو تو بودم که جهان را خبرم نیست
صبح مشهود کند جلوه ی زیبا، که تو را هست
غیر خورشید تو سیمای دگر در سحرم نیست
دیده ، جز مردُمِ چشمان تو آیینه نخواهد
انعکاسی بجز از خویش ز تو در نظرم نیست
روبِرو با تو نشینم غمِ دل با تو بِگویم
به مزارم نَروی سایه ی کس رهگذرم نیست
مهر از ساحل دریای تو بی ردّ و نشان رفت
همچو خاکسترِ در باد به جایی اثرم نیست
سجاد حقیقی