هیچ کس غیر تو با حال بدم ، خوب نبود

هیچ کس غیر تو با حال بدم ، خوب نبود
کاش می شد که به دل اینهمه آشوب، نبود
منجلابی ست که بلعیده مرا، [دلتنگی]....
کاش اوضاع در این حد، خوش و مطلوب نبود...

#جواد_صارمی

ما سرخوشان جود جواد الایمه ایم

ما سرخوشان جود جواد الایمه ایم
دلداده ی سجود جواد الایمه ایم

در وعده گاه صحن دلآرایی جهان
آماده ی ورود جواد الائمه ایم

با هر ترانه لب مان شکر ایزد است
گلنغمه و سرود جواد الایمه ایم

تا بارگاه ساحت خوبان سرمدی
آوازه ی درود جواد الایمه ایم


در زیر آسمان پر از پرتو امید
مسکین رهنمود جواد الایمه ایم

ای غم برو که با دل پر آرزوی مان
در برکت وجود جواد الایمه ایم

پرسیدم از کبوتری جلدی پرید و گفت
در شهری از حدود جواد الائمه ایم


علی معصومی

غم دنیا نخواهد یافت پایان

غم دنیا نخواهد یافت پایان
خوشا در بر رخ شادی‌گشایان

خوشا دلهای‌خوش‌،جا‌نهای‌خرسند
خوشا نیروی هستی‌زای ِلبخند

خوشا لبخند شادی ‌آفرینان
که شادی رویَد از لبخند اینان

نه شادی از هوا بارد چو باران
که جامی پر کنـی از جویباران

نه شادی را به دکان می‌فروشند
که سیل ِمشتری بر آن بجوشند

چه خوش فرمود آن پیر خردمند
وزین خوشتر نباشد در جهان پند

اگر خونین دلی از جــور ِ ایـام
لب خندان بیاور چون لب جام


فریدون مشیری

من آمدم به شعر گوارا کنم ترا

من آمدم به شعر گوارا کنم ترا
آمیزه ی ستاره و دریا کنم ترا
بگذار دست وروی بشویم ز نور تو
مثل نگاه آینـــــه پیدا کنم ترا
بگذار تا شبی بوزم روی دامنت
مثل نسیم و غنچه شکوفا کنم ترا
تو..ریشه کرده در دل باران و آفتاب
من می شوم شکوفه که زیبا کنم ترا
حالا بیا...بیا دو قدم مانده تا به من

من ایستاده ام که تماشا کنم ترا
گیسوی تو که بالش آرامش من است
پلکی بزن که شاعر دریا کنم ترا

سیدقاسم حسینی سوته

موج گیسویت شکست آن کشتی حیرانیم

موج گیسویت شکست آن کشتی حیرانیم
در دل طوفان امان از این دل طوفانیم
خواب مژگانت پریشان می کند حال مرا
از ازل با غم سروده ساز غم فال مرا
رنگ چشمانت قرارم می برد در چنگ خویش
هر زمان از دل سپاهی می برد در جنگ خویش
تا که سیمای تو دیدم بی سر وسامان شدم
در خودم پیدا شدم از عالمی پنهان شدم
ای که در من زنده و زاده مرا در عالمی
ای که زخمم می زنی و هر زمانم مرهمی
جلوه دیدار تو سوزد مرا در نور خود
رنگ رخسارت عیان در چهره مستور خود
داغ بلبل به دلم بود وسرم گرم خزان
غنچه شد بار دگر گل به چمنزار جهان


هومن ایران زاده

از پل حادثه ی عمر

از پل حادثه ی عمر
به سلامت,
اگر دل گذرد
نذر دارم,
قربانی جانم
به پا بوسی چشمانت,...


اعظم حسنی

از تک تک حروف نام تو

از تک تک حروف نام تو
بوی عشق میاد
از مژگان چشمانت
عشق میباره
مابین دستای تو
بهشتی به پهنای دریاست
میان کهکشان راه شیری و آغوشت
هر شب سال نوری است
بنازم به چشمای زیبایت
چه زیبا صید کرد قلب عاشقم رو
عشق تو از من دیکتاتوری ساخته
که جز تو کسی رو نمی بینه
آنقدر دیوانه ام از عشق تو
هر کی مرا می بیند,...
آه تلخی میکشد,با خنده می پرسد چرا؟
این روزا اَمن ترین جای دنیا
آغوش چشمای توست
می دانی دلبر...؟؟
آغوش چشمای تو
فرودگاه بوسه های من است...!!

دکتر محمد کیا