کلاغ خیالت بر نمی دارد

کلاغ خیالت
بر نمی دارد
دست از سر بوته ی فراموشی
آوار است
هر صبح وشب
بر بام خاطرات
می شکافد
درزهای دلی که
بخیه زده بودم
قار قار شوم گذشته


فاطمه_مهری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.