به جست وجوی تو در ماه ایستاده ام

به جست وجوی تو
در ماه ایستاده ام
به آسمان نگاه می کنم
و تو را
روی زمین نمی بینم


علیرضا ایمانی فر

بلد چشم‌ها باشی,

بلد چشم‌ها باشی,
تمامی ِ آدمی
دل است.


حسین محمدیان

تیغ تو و این سرِ من

تیغ تو و این سرِ من
خنجرِ چشمانِ تو و این دلِ بی گناهِ من
نازِ تو و نیازِ من
دلم از مهرِ تو سرشارِ غرور
گرمیِ عشقِ تو در سینه ی من
آتشی سرخ برافروخته است


زینب زرمسلک صبا

قرار ما وقت طلوع انار

قرار ما
وقت طلوع انار
در باغ های پاییزی

زیتا رضایی

بهترین حالم خدا داند ، که در چشمان توست

بهترین حالم خدا داند ، که در چشمان توست
بهترین جایم خدا داند ، که قلب و جان توست
تا کجا باید گریزم ، حال من بهتر شود
من که می‌دانم، دوایم صورت خندان توست
از لبانِ قندِ تو صد قصه دارم ، وای من
پای بوسه در وسط باشد ، لبم قندان توست
ناگزیرم که تورا هر شب به خواب خود بَرم

تا بدانی طعم کابوسم فقط هجران توست
آتش روزِ قیامت را تو بر پا کرده ای
سوختم خاکسترم تاج سرِ قلیان توست
طعم اشعارم نمیسوزد به دور از تو ولی
خوب میدانم از امشب، این قلم سوزان توست

فاطمه شایگان

طلوع کرد در قلب انسان خورشید عشق

طلوع کرد
در قلب انسان خورشید عشق
بر روحش تا باند
نور محبت
نابود کرد
سایه تنفر
و اورا
عاشق تر کرد
از آنچه که بود


صبا جدکاره

برای دانستن اندازه‌ی دوست‌داشتنم به تو

برای دانستن اندازه‌ی دوست‌داشتنم به تو
نقشه‌ای را در برابرت بگیر
و فاصله کوهستان‌های سرفراز زاگرس تا آتنِ
مغرور را
اندازه بگیر
و آنچه را که هست، در بالاترین عدد ممکن،
ضرب درهزار کن


علیرضا غفاری حافظ