+

من اونایی که دوسشون دارمو ناراحتو عصبانی میکنم
بعد وقتی ناراحت میشن دلم میخواد بمیرم
میفهمی چی میگم؟

داشتم نگاهت می کردم

داشتم نگاهت می کردم
نگاهت می کردم
گفتم وای! چه زیبا شده ای! بانوی من!
دستم را گرفتی
خدا گفت: چه لحظه‌ی باشکوهی!
شماها عشقبازی کنید, من هم خدا می شوم و...
خلقت جهان را شروع کرد
سه روزش صرف اندام تو شد
سه روزش خرج دست های من
روز هفتم صدای تو را جوری درآورد که تا ابد دلم بریزد...

شعور یعنی ؛

شعور یعنی ؛
پیش از آنکه درک شویم
درک کنیم ..

وجودم به سمت تو خیز برمیدارد

وجودم به سمت تو خیز برمیدارد
اما ظاهرم ساکت است ...

تنها یک تقاضا دارم ، و فروتنانه آن را می خواهم

تنها یک تقاضا دارم ، و فروتنانه آن را می خواهم
با آنکه می دانم تقاضای گزافی است :
با دقت خوانده شوم ...

مبل ‌ها را چیدم،

مبل ‌ها را چیدم،
پرده ‌ها را کنار پنجره
قاب‌ ها را به دیوار آویختم؛
بعد دو فنجان چای ریختم،
و فکر کردم به 365 روز دیگر
که می‌توانم با چیدمانی دیگر
دوستت بدارم.

لیلا_کردبچه

در جهان بال و پر خویش گشودن آموز

در جهان بال و پر خویش گشودن آموز
که پریدن نتوان با پر و بال دگران ...

تو خامشی، که بخواند؟

تو خامشی، که بخواند؟
تو می‌روی، که بماند؟
که بر نهالک بی‌برگ ما ترانه بخواند؟
...
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان
حدیث عشق بیان کن، بدان زبان که تو دانی

محمدرضا شفیعی کدکنی