| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
مرا تا بیابان بی انتهای جنون برد
کسی با نگاهش،
مرا تا درندشت دریای خون برد!
مرا بازگردان،
مرا ای به پایان رسانیده آغاز گردان...
حمید مصدق
در تـ♥ـو خلاصه میشوم، با تـ♥ـو زلال می شوم
از پر پیراهن تـ♥ـو، پر پر و بال می شوم
در شب یلدایی تـ♥ـو، صاحب روز می شوم
صاحب تحویل شب اول سال می شوم
در قفس ابری شب، ماه اسیر بوده ام
با تـ♥ـو رهاتر از همه، ماه هلال می شوم
با تـ♥ـو زلال می شوم، پر پر و بال می شوم
شعر محال می شوم، بر این روال می شوم
تا ملکوت جذبه ات، شبانه راه می روم
چون که نظر کرده ی نور لایزال می شوم
خاصیت سروده ها، تمام خواستن نبود
برای از تـ♥ـو دم زدن، شعر محال می شوم
جز غزل شیشه ای ام، شعر مرا سنگ بدان
چون پس از این شاعر تـ♥ـو، بر این روال می شوم ℳ
شهیار قنبری
ﺧﻄﯽ ﮐﺸﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻮﺍﻝ ﻫﺎ
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎ، ﻣﻌﺎﺩﻟﻪ ﻫﺎ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻫﺎ
ﺧﻄﯽ ﮐﺸﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﺗﺴﺎﻭﯼ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻋﺸﻖ
ﺧﻄﯽ ﺩﮔﺮ ﺑﻪ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺜﺎﻝ ﻫﺎ
ﺧﻄﯽ ﺩﮔﺮ ﮐﺸﯿﺪ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ
ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ
ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮐﺸﯿﺪ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﺧﻂ ﮐﺸﯿﺪ
ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮ ﺧﻂ ﻫﺎ ﻭ ﺧﺎﻝ ﻫﺎ
ﺧﻂ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ ﺧﺘﻢ ﺷﺪ
ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺤﺎﻝ ﻫﺎ
ﻓﺎﺿﻞ ﻧﻈﺮﯼ
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی
خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ....
دست ناخورده به
جا می مانند ......
#اخوان_ثالث
ما تماشاچیانی هستیم
که پشت درهای بسته مانده ایم !
دیر آمدیم !
خیلی دیر ...
پس به ناچار
حدس میزنیم ،
شرط میبندیم ،
شک میکنیم ...
و آن سوتر
در صحنه
بازی به گونه ای دیگر در جریان است.
حسین پناهی
