ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
با شاخه ی گل یخ
از مرز این زمستان خواهم گذشت
جایی کنا آتش گمنامی
آن وام کهنه را به تو پس می دهم
تا همسفر شوی
با عابران شیفته ی گم شدن
شاید حقیقتی یافتی
همرنگ آسمان دیار من
"محمد علی سپانلو"
ارث پدرم که نیستی تنهایی !
"جلیل صفربیگی"
همه انگشت نوازش باش
"حسین منزوی"
آتشی سرکش و سوزنده هنوز
"حمیدمصدق"
نه از چشم سیاه تو ..
"بهمن فاطمی"
که فردا زیتون و تلخ
"بیژن نجدی"
هر از چندی نوشتن را رها میکنم
به انگشتانم خیره میشوم
میگفتی زنان زیبا آزارت میدهند
و هر انگشت من زنی زیباستو نوشتن داستان تو را از سر میگیرم
سارامحمدی اردهالی"