-
دل کندن..
دوشنبه 4 مرداد 1400 01:23
-
در هر گوشه ی این ولایت بمیرم
دوشنبه 4 مرداد 1400 01:22
در هر گوشه ی این ولایت بمیرم می توانم دوباره زنده شوم اما هراس من از غربت است غربت در چشمان تو، که چون بیگانه ای مرا می نگرد فریاد_شیری
-
رک بودن
دوشنبه 4 مرداد 1400 01:21
-
گاهی لال میشوی
دوشنبه 4 مرداد 1400 01:19
گاهی لال میشوی و خودت را کور میکنی که هیچ چیز را نخواهی نبینی نشنوی این چند رنگی ها آدمی را ذِله میکند عبدالله_احتشامی
-
خوبی..
دوشنبه 4 مرداد 1400 01:15
-
سرگیجه
دوشنبه 4 مرداد 1400 01:14
دست هایم را گرفت ا نگشت هایم را یکی یکی برید رویشان نمک پاشید و حالا نقطه چینی ام که در آن زنی حامله برای جنین مرده اش ناله می کند به سرگیجه از خوابی غمگین سیگاری روشن می کند تمام شب را در گورستان دسته جمعی باور ها پرسه می زند کفش های لنگه به لنگه ات را جفت می کنم الفبای نامت را با جوهری مشکی روی آینه می کشم دلم گرفته...
-
خود را گول نزنیم دوستان
دوشنبه 4 مرداد 1400 01:12
خود را گول نزنیم دوستان هوس خود را به غلط که عادت روزمرگی شده است عشق حسابش نکنیم عبدالله_احتشامی
-
گاهی فقط بی خیال باش
دوشنبه 4 مرداد 1400 01:11
-
من عارفِ دلتنگم یا زاهدِ دلسنگ؟
یکشنبه 3 مرداد 1400 01:14
من عارفِ دلتنگم یا زاهدِ دلسنگ؟ هر روز نقابی زدهام روی نقابی... فاضل نظری
-
آه! دیری است کاین قصه گویند
یکشنبه 3 مرداد 1400 01:13
آه! دیری است کاین قصه گویند از بر شاخه مرغی پریده مانده بر جای از او آشیانه... نیما یوشیج
-
اگر از کمندِ عشقت بروم ، کجا گریزم ؟!
یکشنبه 3 مرداد 1400 01:12
اگر از کمندِ عشقت بروم ، کجا گریزم ؟! که خلاص ، بی تو ؛ بند است ، و حیات ، بی تو ؛ زندان ... "سعدی" پ.ن 1: "لای" موهایت تنها نُتی ست که اگر به دستم برسد تمام موسیقی های عاشقانهی جهان را با آن می نوازم... " علیرضا اسفندیاری" پ.ن2: بانو...! می شود من همان آدم خیالیِ تنهایتان باشم که......
-
آهسته آرام، دستت را بر من بگذار
یکشنبه 3 مرداد 1400 01:11
آهسته آرام، دستت را بر من بگذار و همچون روزگارت مرا سخت مفشار که در میان انگشتانت در هم می شکنم بیش از این نزدیک میا بیش از این دور مرو... غاده السمان
-
دزدی فقط
یکشنبه 3 مرداد 1400 01:11
دزدی فقط دست تو جیب مردم کردن نیست یه وقتا آرامش یه نفرو ازش بگیری دزدی کردی.
-
شب... موهای توست!
یکشنبه 3 مرداد 1400 01:10
شب... موهای توست! ریخته بر بازوان ماه تاریک طولانی... طولانی... صفا وهابی
-
ما اغلب برای از بین بردن رنج و درد خویش
یکشنبه 3 مرداد 1400 01:09
ما اغلب برای از بین بردن رنج و درد خویش به آینده پناه می بریم . در پهنه ی زمان، خطی تصور می کنیم که در فراسوی آن خط درد و رنج ما پایان خواهد یافت
-
سالها بعد،
یکشنبه 3 مرداد 1400 01:09
سالها بعد، از ما به عنوان سرسخت ترین مردمان یاد میکنند! در دلمان امید کشته شده بود! اما باز ادامه میدادیم برای رسیدن به روزهای روشنی که فردایش از امروزش تاریک تر بود...! رومینا معین زاده
-
کسی چه میداند؟
یکشنبه 3 مرداد 1400 01:08
کسی چه میداند؟ شاید همهی آرزوهای ما همین طورند! شاید تمام آرزوهایمان جایی منتظرند... منتظرند که ما آنها را از تهِ دل بخواهیم تا برآورده شوند! کارن_هس
-
در قایق سرگشتهی این ماه هلالی
یکشنبه 3 مرداد 1400 01:08
در قایق سرگشتهی این ماه هلالی من هستم و یاد تو و دریای خیالی این گوشه همان گوشه و این میز همان میز جای لب تو مانده بر این ساغر خالی. "عمران صلاحی"
-
با آنکه مرا از دل خود راند بگویید
شنبه 2 مرداد 1400 01:15
با آنکه مرا از دل خود راند بگویید ملکی که در آن ظلم شود دیر نپاید
-
به تو اندیشیدن،
شنبه 2 مرداد 1400 01:15
به تو اندیشیدن، سکوتم را بدل به دوست داشتنی ترین، طولانی ترین، و پرخروش ترین سکوت می کند...! تو همیشه در منی، مثل قلبی ندیده همان قلب؛ که به درد می آورد، همان زخم؛ که زندگی می بخشد. "روبر دسنوس"
-
+
شنبه 2 مرداد 1400 01:14
-
من با تو
شنبه 2 مرداد 1400 01:13
من با تو سرچشمه ای از زندگی را باز یافته ام که گمش کرده بودم شاید آدمی برای اینکه خودش باشد ، به بودن کسی نیاز دارد
-
چون مُشتِ به خود فشرده معمولی باش
شنبه 2 مرداد 1400 01:13
چون مُشتِ به خود فشرده معمولی باش ای رفتۀ خود نبرده معمولی باش نگذار بفهمند که عاشق شدهای چون آهوی تیرخورده معمولی باش احسان_پرسا
-
فکر کردم چه چیزی ما را به هم مرتبط می کند
شنبه 2 مرداد 1400 01:12
فکر کردم چه چیزی ما را به هم مرتبط می کند نقاطِ زخمیِ درونِ آدم ها نوعی محبت بین آن ها به وجود می آورد ...
-
نیمه شب نقشه جغرافیا را بر دامنم گذاشتم
شنبه 2 مرداد 1400 01:11
نیمه شب نقشه جغرافیا را بر دامنم گذاشتم دست بر تمام دنیا سائیدم و پرسیدم کجایت درد میکند؟ پاسخ داد همه جا همه جا همه جا...
-
کاش
شنبه 2 مرداد 1400 01:10
-
- با که باید گفت این؟ -
شنبه 2 مرداد 1400 01:10
وای، امّا - با که باید گفت این؟ - من دوستی دارم که به دشمن خواهم از او التجا بردن... مهدی اخوانثالث
-
شب تان آرام با یاد شهدا
شنبه 2 مرداد 1400 01:09
-
معلم میگوید مرگ در راه ایمان افتخار بزرگی است
جمعه 1 مرداد 1400 01:29
معلم میگوید وقتش شده که خودمان را برای نخستین اعتراف و نخستین عشاء ربانی آماده کنیم، تمام سؤال و جوابهای کتاب شرعیات را حفظ کنیم، کاتولیکهای خوبی بشویم، خیر را از شر تشخیص بدهیم و اگر لازم شد جانمان را برای ایمانمان فدا کنیم. معلم میگوید مرگ در راه ایمان افتخار بزرگی است و پدر میگوید مرگ برای ایرلند افتخار بزرگی...
-
سلام ای شب معصوم !
جمعه 1 مرداد 1400 01:27
سلام ای شب معصوم ! سلام ای شبی که چشمهای گرگ های بیابان را به حفره های استخوانی ایمان و اعتماد بدل می کنی و در کنار جویبارهای تو ، ارواح بید ها ارواح مهربان تبرها را می بویند من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرفها و صداها می آیم و این جهان به لانهٔ ماران مانند است و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو...