-
ای غم! نمیدانم
پنجشنبه 7 مرداد 1400 01:16
ای غم! نمیدانم روز رسیدن روزی گام که خواهد بود اما درین کابوس خونآلود در پیچ و تاب این شب بنبست بنگر چه جانهای گرامی رفتهاند از دست! دردیست چون خنجر یا خنجری چون درد این من که در من پیوسته میگرید در من کسی آهسته میگرید... هوشنگ_ابتهاج
-
دغدغهی عروس دریایی
پنجشنبه 7 مرداد 1400 01:15
دغدغهی عروس دریایی آب یا حجاب کسی میداند؟ حسین_بکتاش
-
بوگاتی : تو از من بدت میاد، مگه نه؟!
پنجشنبه 7 مرداد 1400 01:13
بوگاتی : تو از من بدت میاد، مگه نه؟! ریک : اگه باعث شدم اینجور به نظرت برسه، حتما همینطوره...
-
عاشقی ، چیزی نیست !
پنجشنبه 7 مرداد 1400 01:12
عاشقی ، چیزی نیست ! جز ... رابطه دونفر ! که تا پایان ، پای ... دیوانگی های هم می مانند . مهدی_قاسمی_نسب
-
پشتِ نقابِ آرایش،
پنجشنبه 7 مرداد 1400 01:10
پشتِ نقابِ آرایش، زنی غمش را پنهان کرده، خط چشمش را که دنبال کنی میخوانی اش، اگر سوادِ خواندنِ چشمانِ زن را داشته باشی هوشنگ_فروزان
-
عیدتون مبارک
پنجشنبه 7 مرداد 1400 01:09
-
آدما
پنجشنبه 7 مرداد 1400 01:08
-
سکوتِ آب میتواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛
پنجشنبه 7 مرداد 1400 01:06
سکوتِ آب میتواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛ سکوتِ گندم میتواند گرسنگی باشد و غریوِ پیروزمندانهٔ قحط؛ همچنان که سکوتِ آفتاب ظلمات است ــ اما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان است. فریاد را تصویر کن! احمد شاملو
-
صحیح است
چهارشنبه 6 مرداد 1400 01:31
-
تا درون آمد غمش از سینه بیرون شد نفس
چهارشنبه 6 مرداد 1400 01:31
تا درون آمد غمش از سینه بیرون شد نفس نازم این مهمان، که بیرون کرد صاحبخانه را فروغی بسطامی
-
دیشب، سرم را روی بازویت نگذاشتم
چهارشنبه 6 مرداد 1400 01:30
دیشب، سرم را روی بازویت نگذاشتم تا هوایت در سرم نپیچد خواستم بی تو بودن را تجربه کنم اما... خواب مرا نبرد شعر متولد نشد سحر نیامد بوسه کال ماند آغوش نرسید عاشقانه گم شد لبخند یخ زد و در تب سوختم! چقدر بی تو سخت و بی لذت است دنیا؛ حتی در خواب! حامد_نیازی
-
از من مرنج گر وسط دل نشاندمت
چهارشنبه 6 مرداد 1400 01:30
از من مرنج گر وسط دل نشاندمت سائل عزیز خویش به ویرانه می برد!
-
اول رخ به ما..
چهارشنبه 6 مرداد 1400 01:29
-
به درک
چهارشنبه 6 مرداد 1400 01:28
-
من ذره و خورشید لقائی تو مرا
چهارشنبه 6 مرداد 1400 01:28
من ذره و خورشید لقائی تو مرا بیمار غمم ، عین دوایی تو مرا بی بال و پر اندر پی تو می پرم من کاه شدم چو کهربائی تو مرا مولانا
-
زندگی از هر چیز دیگری قویتر است ...
چهارشنبه 6 مرداد 1400 01:27
آدمهایی که از بازداشتگاههای اجباری برگشتهاند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانههاشان را دیده بودند، دوباره به دنبال اتوبوسها دویدند، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست اما همین گونه است ، زندگی از هر چیز...
-
به من مى گفت:
چهارشنبه 6 مرداد 1400 01:26
به من مى گفت: "چشم هاى تو مرا به این روز انداخت.. این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشانده تاب و تحمل نگاه هاى تو را نداشتم نمى دیدى که چشم بر زمین مى دوختم!؟" به او گفتم: "در چشم هاى من دقیق تر نگاه کن جز تو هیچ چیزى در آن نیست..." . بزرگ_علوى
-
شعور
چهارشنبه 6 مرداد 1400 01:26
-
زیباترین احساسات همان هایی هستند
سهشنبه 5 مرداد 1400 01:03
زیباترین احساسات همان هایی هستند
-
خوشا به حال درختان که عاشق نورند
سهشنبه 5 مرداد 1400 01:01
خوشا به حال درختان که عاشق نورند و دست منبسط نور روی شانهء آنهاست... سهراب سپهری
-
آرامش زندگیت
سهشنبه 5 مرداد 1400 01:00
-
این همه چتر، در یک باران..
سهشنبه 5 مرداد 1400 00:58
این همه چتر، در یک باران.. این همه تنهایی، در یک شهر ...! . محمدعلی_بهمنی
-
همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
سهشنبه 5 مرداد 1400 00:58
همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود آه از این راه که باریکتر از موی تو بود! فروغی بسطامی
-
هر غنچه به چشم من دلتنگ جز این نیست:
سهشنبه 5 مرداد 1400 00:57
هر غنچه به چشم من دلتنگ جز این نیست: یادآوری خاطره ی بوسه ی دیدار ... فاضل نظری
-
شب تان آرام با یاد شهدا
سهشنبه 5 مرداد 1400 00:55
-
خیال میکنى رفته است اندوهش
سهشنبه 5 مرداد 1400 00:55
خیال میکنى رفته است اندوهش اما یک شب آرام از پایه هاى تخت بالا مى آید !! و سر میگذارد روى سینَه ات.. . . . . رضا_ناظمى
-
میلیاردرها همیشه اهداف خود را مینویسند
سهشنبه 5 مرداد 1400 00:50
میلیاردرها همیشه اهداف خود را مینویسند نوشتن اعجاز میکند وقتی اهدافتان را مینویسید از جایی که باور نمیکنید و به حساب نمیآورید محقق میشود...
-
امروز صبح از لب طاقچه عادت
سهشنبه 5 مرداد 1400 00:48
امروز صبح از لب طاقچه عادت کتاب دوست داشتنت را برداشتم و از میان آن شعر سپیدی را خواندم که نوشته بود همه چیز را می توان فراموش کرد جز رنگ چشمهایی که به آدم حس زندگی کردن می دهد ... . . . . بهروز_وفاپور
-
آیا سعی کرده ای
دوشنبه 4 مرداد 1400 01:25
آیا سعی کرده ای آن اندازه که در توان توست انسان باشی؟!!!
-
“تو” باید باشی ،
دوشنبه 4 مرداد 1400 01:25
“تو” باید باشی ، تا به هنگام غزلخوان فصل عاشقی ، دستانت را در دستانم ها کنم و درگوشت بگویم تنها مال منی جانم و میدانم که میدانی “تو” باید باشی تا منی باشد که بستگی داشته باشد به حضور تلالو وار گرمای خورشید وار آغوش پهناور مردانه ات “تو” باید باشی ، تا شاعر شاه غزل چشمان مشکی ات ، مثنوی عارفانه ی تقدس تعهدت ، و قصیده...