-
تموم کردن رفاقتها خیلی عجیبه
چهارشنبه 30 تیر 1400 01:18
تموم کردن رفاقتها خیلی عجیبه خصوصا وقتی نه دعوایی میشه نه بحثی، فقط دیگه اون صمیمیت حس نمیشه، . . . . . . انگار یهو هرچی که بوده تبدیل میشه به خاطره و فقط یه روز وقتی گالریمونو ورق میزنیم به اون آدمها میرسیم....
-
حالِ کودکى را دارم
چهارشنبه 30 تیر 1400 01:17
حالِ کودکى را دارم که گفتى همین جا بمان، زود برمیگردم... چند سالى میگذرد جانم همان جا مانده ام... کودک است دیگر، همه چیز را باور میکند . . . علی_قاضی_نظام
-
زندگی
چهارشنبه 30 تیر 1400 01:17
-
بعضی روزها عجیب بوی تو را می دهند
چهارشنبه 30 تیر 1400 01:16
بعضی روزها عجیب بوی تو را می دهند دلتنگی کنج خانه می نشیند زل می زند به چشمانم و یادت را بر سینه ام می فشارد .... گوش کن این صدای قلب من است که بیقرار می کوبد حالا باز هم نیا ! اما بگو با عطر تو که جاریست در لحظه هایم چه کنم ؟!! . . . سارا_قبادی
-
ادامهدار میشوی در من !
چهارشنبه 30 تیر 1400 01:15
ادامهدار میشوی در من ! در شعر در آهنگهای هر شبه ادامهدار میشوی در هزار خیابان هزار کافه هزار عکس .. یک شهر دارد تو را ادامه میدهد و تو به خیالت رفتهای ... . . مریم قهرمانلو
-
به حرفم نگیرید
چهارشنبه 30 تیر 1400 01:15
به حرفم نگیرید مشغولم نکنید وعدهای دارم در جایی که نمیدانم کجاست در زمانی که نمیدانم کِی با کسی که نمیشناسم دوان دوان میروم او در انتظارم است عزیز نسین
-
عیدتون مبارک
چهارشنبه 30 تیر 1400 01:14
-
کوتاه بگم
چهارشنبه 30 تیر 1400 01:14
کوتاه بگم: آدم یه سری کارارو میکنه شرمنده دلش نشه, بعدش شرمنده عقلش میشه!
-
خوش به حال شب
سهشنبه 29 تیر 1400 01:49
خوش به حال شب که در آغوش جزیره چشمانت ماه و ستاره ها می درخشند خورشید خانم؛ با گیسوان طلائی خوابیده در قوس رنگین کمان لبخندت و منتظر صبحی دیگر است کنار پنجره های بی حجاب تا بتابد بر چشم های روشن گُلدان ها! مرتضی سنجری
-
اینا وظیفه ی انسانیمونه,نه آپشن!
سهشنبه 29 تیر 1400 01:48
میگه طرف خیلی آدم حسابیه, آدم درستیه,دروغ نمیگه, خیانت نمیکنه,هیزو نامرد نیست دیگه یجوری شده که یادمون رفته اینا وظیفه ی انسانیمونه,نه آپشن!
-
و در این شهر کسی یادِ تو می اُفتَد باز،
سهشنبه 29 تیر 1400 01:47
و در این شهر کسی یادِ تو می اُفتَد باز، او همانیست که بیهوده رهایش کردی...! رومینا معین زاده
-
به اشک چشم آبیاری کردهام
سهشنبه 29 تیر 1400 01:47
به اشک چشم آبیاری کردهام مزرعهی انتظار را... ♡ وعدهی دیدارت را، درو کن! سعید فلاحی
-
عشق که نباشد، شرارت بر ما خواهد تاخت.
سهشنبه 29 تیر 1400 01:46
عشق که نباشد، شرارت بر ما خواهد تاخت. خداوندا؛ هرآنچه در دل من با عشق بیگانه است از من دور کن. آندره_ژید
-
•می توانی با کلام خودت باعث شکست خودت شوی
سهشنبه 29 تیر 1400 01:46
•می توانی با کلام خودت باعث شکست خودت شوی •یا می توانی با کلام خودت باعث پیروزی و خوشبختی خودت شوی •می توانی با کلامت، خودت را ضعیف کنی •می توانی با کلامت به خودت قدرت ببخشی انتخاب با خودته ...
-
بی اعتناباشید
سهشنبه 29 تیر 1400 01:45
بی اعتنا باشید نسبت به کسانی که پشت سر شما حرف میزنند چرا که آنها به همونجا تعلق دارند یعنی پشت سر شما..
-
من تنهایی را ترجیح میدهم !
سهشنبه 29 تیر 1400 01:44
من تنهایی را ترجیح میدهم ! آدم ها رویاهایشان را دوست دارند و من نمیتوانم شبیه به رویای کسی باشم که مرا به خاطر رویایش دوست میدارد. رومینا معین زاده
-
حقیقت انسان به آنچه اظهار میدارد نیست،
سهشنبه 29 تیر 1400 01:44
حقیقت انسان به آنچه اظهار میدارد نیست، بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است... زیگموند_فروید
-
بعضی ... زخم ها خوب ، که نه ! کهنه می شود ،
سهشنبه 29 تیر 1400 01:43
بعضی ... زخم ها خوب ، که نه ! کهنه می شود ، و عجیب ! این زخم ها ، درد ... بیشتری دارند . مهدی_قاسمی_نسب
-
ما روی شعر زندگی میکنیم
دوشنبه 28 تیر 1400 00:49
ما روی شعر زندگی میکنیم هر روز کلمه میخوریم… تو شعر دم میکنی و من از نانوایی یک عاشقانه ی داغ و تازه میخرم… میبینی شاعران ثروتمندترین مردم زمین اند وقتی با تو همنشین باشند… سید_حسین_متولیان
-
اگر روزم پریشان شد
دوشنبه 28 تیر 1400 00:48
اگر روزم پریشان شد فدای تاری از زلفش، که هر شَب با خیالش خواب های دیگری دارم...!
-
کسی چه می داند درختی که پشت پنجره نیست
دوشنبه 28 تیر 1400 00:46
کسی چه می داند درختی که پشت پنجره نیست گریه اش می گیرد و می گذارد باد بیاید به شرح های خیس ، در مناسبات کوچه دور نیست بیایی در بال بال گنجشک بگو به کدام آفتاب گردان نزدیکی که هرچه تن ام می کنم گلدار می شود مریم_نوروزی
-
وفاداری هرکس
دوشنبه 28 تیر 1400 00:45
-
عجله نکن! همه ی کارها را به من بسپار؛
دوشنبه 28 تیر 1400 00:44
عجله نکن! همه ی کارها را به من بسپار؛ تا تو چای ات را بنوشی من برایت مُرده ام...! سید_حسین_متولیان
-
خاکستری خاکستری خاکستری
دوشنبه 28 تیر 1400 00:41
خاکستری خاکستری خاکستری صبح ، مه ، باران ابر ، نگاه ، خاطره در من ترانه ای نبود تو خواندی در من آینه ای نبود تو دیدی ریشه ای بودم در خوابِ خاک های متبرک بی باران در نگاه تو سبز شدم برقی از چشمانت برخاست نگاهم بارانی شد گونه هایت خیس باران چشمهایت آفتابی گرگ ها میزایند بره ها را دریابیم تو با چشمانت مرا بنواز چوب دست...
-
چقدر تصمیم گرفته ای
دوشنبه 28 تیر 1400 00:36
چقدر تصمیم گرفته ای در من وچه چشمی کشیده ای به انتظار بالا وبیا وبنویس مرگ طبقه ی چندم آزادی ست مریم_نوروزی
-
شب شبیه من عادت می گیرد
دوشنبه 28 تیر 1400 00:36
شب شبیه من عادت می گیرد به تو به تو که در گیجی یک خودکار الکل می ریزی مست می کند مریم_نوروزی
-
دلی تنگ
دوشنبه 28 تیر 1400 00:34
دلی تنگ حالی تاریک و خیابانی که پایان ندارد! این تمام سهم من از شب های بیتو بودن است.. فرشته رضایی
-
هرچه بود آرزو بود که رخ نداد...
دوشنبه 28 تیر 1400 00:32
هرچه بود آرزو بود که رخ نداد... فقط دستهای ما در اتفاقات آلوده شد...
-
حوالی مزار نیلوفرهای آبی
یکشنبه 27 تیر 1400 00:57
حوالی مزار نیلوفرهای آبی دلم را پیوند زده ام به نگاه خمار تو شهد لبانت دلم را شکار می کند همچون زنبق وحشی، شعری خوشبو شکفته می شود بر شبنم لبانم چشمانت دیگر احساس غربت نخواهند کرد! مرتضی سنجری
-
در غالب اوقات فقط زمانی متوجه بودن کسی میشویم
یکشنبه 27 تیر 1400 00:56
در غالب اوقات فقط زمانی متوجه بودن کسی میشویم که او از بودن دست شُسته یا حضور نداشته باشد.