-
جنگل خوابیده بود
شنبه 16 مرداد 1400 00:59
جنگل خوابیده بود سایه ی ماه فراگیر مرد نی لبک می نواخت زن غزل می خواند ◻️ غرش ناگهان تبرها جنگل می لنگید ستاره ها نی لبک شکسته غزل ناتمام نیلوفر_مسیح
-
جای لبهایم روی عکس هایت ترک برداشته
شنبه 16 مرداد 1400 00:58
جای لبهایم روی عکس هایت ترک برداشته کمی لبخند بزن و از قاب بیرون بیا عقربه های ساعت به وقت بوسه های قدیمی روی دیوار به خواب رفته اند مریم_ذوالفقاری
-
خوشبختی در عمق ذات ماست
شنبه 16 مرداد 1400 00:58
خوشبختی در عمق ذات ماست جایی که کسی به آن دسترسی ندارد و از چیزی تاثیر نمی پذیرد وقتی که سعادت وابسته به عوامل بیرونی باشد ، هر لحظه با از دست دادن هر کدام از این عوامل فرد می شکند
-
دکتر مجتبی شکوری:
شنبه 16 مرداد 1400 00:57
دکتر مجتبی شکوری: هرگز کسی چیزی عمیق نگفته و ننوشته مگر اینکه از ترک های روحش، نوری به بیرون تابیده؛ خدا از قلب های شکسته، از لای ترکها، به بیرون می تابه. .
-
چوپان معاصر
شنبه 16 مرداد 1400 00:56
خدایا مرا ببخش که بعضی وقتها با تو شبیه کت و شلوار پلوخوری رفتار کردهام! یعنی فقط زمانی سراغت آمده ام که احتیاجت داشته ام...
-
ترس از عشق ترس زندگی است !
شنبه 16 مرداد 1400 00:56
ترس از عشق ترس زندگی است ! آنان که از عشق دوری میکنند مردگانی بیش نیستند عشق در نمیزند به یکباره می آید و آن ها که پسش میزنند بزرگترین بازنده های دنیا هستند .. برتراند_راسل
-
دلتنگی یعنی: هیچ چیز این روزگار
شنبه 16 مرداد 1400 00:55
دلتنگی یعنی: هیچ چیز این روزگار دوست داشتنی نیست جز تو تو هم که نیستی... امیر_وجود
-
ازدحام فضانوردان است
شنبه 16 مرداد 1400 00:55
ازدحام فضانوردان است وقتِ دیدارِ ماه از نزدیک سه، دو، یک، صفر..لحظهٔ موعود ماهِ من پرده را کنار بزن احسان_پرسا
-
به گوش پنجره گفتم خیال عاشقی ها را
جمعه 15 مرداد 1400 01:14
به گوش پنجره گفتم خیال عاشقی ها را دهانش از غم این دل ، شده دروازهء فریاد اسماعیل جلیلی « غافل »
-
تو سرزمین ِ منی
جمعه 15 مرداد 1400 01:13
تو سرزمین ِ منی در چشم های بلوطی ِ تو ؛ هاله های سبز تو بزرگ ،زیبا ،پیروز تو ،حسرت ِ دور و نزدیک ِ منی
-
شب تان آرام با یاد شهدا
جمعه 15 مرداد 1400 01:12
-
هرگز این اتاق را ترک نکنید!
جمعه 15 مرداد 1400 01:12
هرگز این اتاق را ترک نکنید! دیوارهایش به رویایی خیره شده اند که آرام آرام به هوش می آید و علائم حیاتی ذهنش قلب مونیتور را احیا می کند هرگز این اتاق را ترک نکنید شعری آرام آرام دارد به هوش می آید و کمایی طولانی الفبا را ترک می کند! مهرنوش_قربانعلی
-
اگر بخواهی نعمتی در تو زیاد شود باید آنرا ستایش کنی
جمعه 15 مرداد 1400 01:11
اگر بخواهی نعمتی در تو زیاد شود باید آنرا ستایش کنی وقتی گیاهی راستایش کنی بهتر رشد میکند تقدیرکنید ستایش کنید تأیید کنید تا نعمتهای خدا بسوی شما سرازیر شود...
-
این سطرهای بریده بریده
جمعه 15 مرداد 1400 01:11
این سطرهای بریده بریده از بلاتکلیفی دری بیرون می زنند که کوچه ها قبل به صدای عابری باز شد... شهر در رد پاها گم می شود و شک بخشی از احساس شبانه روزی ات وقتی از احتمال پنجره ای باز به سایه های پشت دیوار می رسی . زینب_امیری
-
خوشبختی هیچ ربطی به ثروت نداره!
جمعه 15 مرداد 1400 01:10
خوشبختی هیچ ربطی به ثروت نداره! آدماى مثبت، هرجا باشن و با هر شرایط و هر دلخوشیِ بزرگ یا کوچیکی، حالِ لحظه هاشون خوبه خودتون رو گول نزنین، زندگیِ مدرن و لاکچری بهانه است ، خیلی ها حسرتِ همین شادی هایِ نقلی و ساده رو دارن...
-
مرا دنیا صدا کن!
جمعه 15 مرداد 1400 01:09
دو شعر از سروده های بانوی هنرمند سرکار خانم « آرزو نوری » 1) مرا دنیا صدا کن! در من هزار تولد ناتمام است بی شمار راه نرفته ... 2) به تو که فکر می کنم خالی می شوم از شهر نه کوچه ای می ماند در من نه خیابانی!
-
همه ی آدما یه جایی از
جمعه 15 مرداد 1400 01:08
همه ی آدما یه جایی از زندگیشون رو هیچوقت فراموش نمیکنن درست همونجایی که قد کشیدن...
-
او که میپنداشت من لبریز از خوشحالیام
جمعه 15 مرداد 1400 01:06
او که میپنداشت من لبریز از خوشحالیام پی نبُرد از خندهی تلخم به دست ِخالیام نارفیقانم چه آسان انگ ِبیدردی زدند تا که پنهان شد به لبخندی، پریشانحالیام سالها کُنج قفس آواز ِخوش سر دادهام تا نداند هیچکس زندانی بی بالیام شادم از عمری که زخمم منت ِمرهم نبُرد گفت هرکس حال و روزت چیست؟ گفتم عالیام ! بارها افتادم...
-
به آغوشم بیا تا عشقمان سنت شکن باشد
پنجشنبه 14 مرداد 1400 00:47
به آغوشم بیا تا عشقمان سنت شکن باشد میان ما نمادِ صلح، جنگی تن به تن باشد گذر از هفت خوان عشق بی شک غیر ممکن نیست به شرط اینکه تهمینه کنار تهمتن باشد بساز افسانه ای از ما که کار ما تمام وقت نباید تکیه کردن بر اساطیر کهن باشد بخند آری که چیزی غیر لبهای تو قادر نیست به زیباییِ یک غنچه زمان وا شدن باشد چه باید گفت غیر از...
-
من میرفتم
پنجشنبه 14 مرداد 1400 00:47
من میرفتم میرفتم تا در پایانِ خودم فرو افتم ناگهان، تو از بیراههی لحظهها میان دو تاریکی به من پیوستی... سهراب سپهری
-
فقط در وصف تــــو یک چیـــــز بایـــد گفت : بسم الله
پنجشنبه 14 مرداد 1400 00:45
فقط در وصف تــــو یک چیـــــز بایـــد گفت : بسم الله خودت هم خوب می دانی که«از ما بهتران» هستی!
-
بیا دیگر به تاثیر مسکّنها امیدی نیست
پنجشنبه 14 مرداد 1400 00:44
بیا دیگر به تاثیر مسکّنها امیدی نیست میان کلّ داروها فقط چشمت اثر دارد امان از رازهایی که درون سینه میمانند و گریه قصد دارد تا از آنها پرده بردارد... علی_صفری
-
باید بلد بودم شنا را...! مشکل از من بود
پنجشنبه 14 مرداد 1400 00:44
باید بلد بودم شنا را...! مشکل از من بود در اینکه من غرقش شدم دریا مقصر نیست روزی که میرفتم به سمتش تازه فهمیدم صیاد هم در صید ماهیها مقصر نیست! رویا_باقری
-
انگار در تضادیست
پنجشنبه 14 مرداد 1400 00:43
انگار در تضادیست همیشگی خاطرات تو و خوابهای من! آن می آید و این فرار می کند!! سیدابراهیم_میری
-
تنها چیزی که در جهان جای هراس دارد،
پنجشنبه 14 مرداد 1400 00:42
میشه از این کلام هگل حیرت میکردم که میگفت: تنها چیزی که در جهان جای هراس دارد، وضعیت متحجر است، وضع بیتحرک مرگ، و تنها چیزی که ارزش شادمانی دارد وضعی است که در آن نهتنها فرد، که کل جامعه، در حال مبارزهای مدام، برای توجیه خویش است. مبارزهای که به وساطت آن جامعه بتواند جوان شود و به اشکال زندگی جدیدی دست یابد.
-
سلطان محمود غزنوی از طلحک پرسید:
پنجشنبه 14 مرداد 1400 00:41
سلطان محمود غزنوی از طلحک پرسید: فکر میکنی جنگ و نزاع چگونه بین مردم آغاز می شود..؟ طلحک گفت: ای پدر سوخته سلطان گفت: توهین میکنی سر از بدنت جدا خواهم کرد طلحک خندید و گفت: جنگ اینگونه آغاز میشود کسی غلطی میکند و کسی به غلط جواب میدهد..
-
در زیرِ بارِ منّتِ پَرتو نمیرویم
پنجشنبه 14 مرداد 1400 00:41
در زیرِ بارِ منّتِ پَرتو نمیرویم دانستهایم قدرِ شبِ تارِ خویش را... صائب تبریزی
-
السلام علیک یااباعبدالله
پنجشنبه 14 مرداد 1400 00:40
-
++
چهارشنبه 13 مرداد 1400 01:32
-
درست میشنوی؛ عاشقانه میگویم:
چهارشنبه 13 مرداد 1400 01:31
درست میشنوی؛ عاشقانه میگویم: بدان که شعر دروغ است و عشق؛ بیماری دو روز بیخبرم از تو و نمیمیرم... چنین نبود گمانم به خویشتن داری...! مهدی_فرجی